ديدن مسافراني كه هر روزه با حالتي خشمگين در را به هم ميكوبند، رانندگاني كه پشت چراغ قرمز سرشان را بيرون آورده و فحشي نثار ميكنند، در آسانسور آنقدر دكمه را ميزنند تا دكمه از جا درآيد، دستشان را روي بوق ميگذارند تا از خودرويي سبقت بگيرند يا مردمي كه از شدت بيحوصلگي يا نداشتن صبر در اتوبوس داد و فرياد راه مياندازند، ديگر براي بسياري از شهروندان به امري عادي تبديل شده است!
شايد همه شهروندان از اين دست صحنهها به وفور ديده باشند اما واقعاً چرا آستانه صبر و تحمل مردم پايين است و در شكلگيري اين پديده اجتماعي و فردي چه عواملي دخالت دارند؟
بيترديد وجود مشكلات اقتصادي و گرانيها در بهوجود آمدن چنين شرايطي تا حدود زيادي اثرگذار است اما به اعتقاد كارشناسان و روانشناسان مدرنيته شدن زندگيها و راحتطلبي در زندگي امروزي يكي از عوامل اصلي كم صبر شدن در زندگيهاي كنوني است.
محمد ياراحمدي، روانشناس اجتماعي معتقد است كه آستانه تحمل بهمرزي گفته ميشود كه اگر توان فكري و ذهني فرد از آن پايينتر آيد، كنترل رفتار وي نيز از دستش خارج خواهد شد. وي ميگويد: به هر ميزاني كه فعاليتهاي اجتماعي به سادگي صورت گيرد، توان فرد براي پذيرش مشكل نيز بالاتر خواهد رفت اما در صورتي كه اين اتفاق رخ ندهد، حتي يك محرك كوچك سبب برانگيخته شدن افراد و از دست دادن صبر آنها ميشود. مدرنيته شدن زندگيهاي كنوني يكي از آفتهاي اصلي از دست رفتن صبر است. به عنوان مثال، با آمدن ماشين لباسشويي، ماشين ظرفشويي، مايكروفر و ديگر ابزار جهان جديد ديگر فرد براي ظرف شستن هم تحمل ندارد. افراد در اين شرايط حتي حاضر نيستند دقايقي صبر كنند تا غذا به صورت طبيعي گرم شود و عواقب گرم كردن غذا با مايكروفر را به جان ميخرند تا مبادا دقايقي صبر كرده باشند. از اين كارشناس اجتماعي علت و معلول پرخاشگري و بيصبريها در روابط اجتماعي را پرسيديم و وي در جواب عنوان ميكند: صبر نداشتن در جامعه كنوني عوامل مختلف ديگري نيز دارد؛ مثلاً تضاد فرهنگي در جامعه، نااميدي در رسيدن به يك هدف، اقتصاد، نوع تربيت خانوادگي، نارضايتي در محيط كاري فرد، ناسازگاريهاي خانوادگي و موارد ديگر كه از جايگاه انساني چندان زيبنده نيست آن هم به دليل آنكه انسان داراي شعور، احساس عالي و كرامت است. واكنشهاي تند و غضبناك از سوي برخي از افراد در برابر هر تضاد فكري و مسائل مادي در مرحله نخست نشان از ضعف فرهنگي و خويشتنداري او دارد. بازخورد ديگر نداشتن صبر ميتواند ناشي از نوع تربيت باشد. تقويت صبر و افزايش سطح آستانه تحمل ميتوانند مهمترين عامل در كاهش پرخاشگريهاي اجتماعي باشد. بيصبري علل و عوامل متعددي دارد كه از مهمترين آنها عدمشناخت است. شناخت درست ميتواند در كاهش بيصبري و افزايش آستانه تحمل افراد بسيار ثمربخش باشد. ميدانيم وقتي انسان از حكمت عمل كاري اطلاع نداشته باشد از انجام آن امتناع كرده يا خسته شده و آن را رها ميكند اما اگر از حكمت و هدف كاري آگاهي و شناخت داشته باشد، همين شناخت انگيزهاي براي انجام و تداوم عمل و صبر براي رسيدن به آن هدف است. وي اظهار ميكند: خداوند بزرگ نيز نه تنها انسانها را به صبر فراخوانده است بلكه از آنها ميخواهد كه يكديگر را به صبر هم دعوت كنند. بيشك، داشتن صبر و حوصله و آستانه تحملي زياد، زمينهساز روابط اجتماعي سالم خواهد بود و از يكي از راههاي اصلي رسيدن به رستگاري و كاميابي در زندگي همين موارد به حساب ميآيند. صبر، تقوا و پرهيزكاري را در زندگي افراد افزايش ميدهد و روحيه خدادوستي و پذيرش احكام الهي را زياد ميكند. يعني به عبارتي صبر، جنبه فردي و اجتماعي بسيار بالايي دارد. ياراحمدي ميگويد: وقتي روابط اجتماعي بر اساس صبر گسترش يافت، سلامت و بهداشت رواني افراد هم زياد خواهد شد اما در جامعهاي كه افراد صبور نباشند، نزاع، درگيري، تنش، توطئه عليه همديگر، غيبت، دروغگويي و تهمت فراوان خواهد شد. در واقع، فقدان صبر، روحيه اطاعت از خدا را در انسان كم خواهد كرد و توان مقابله با مشكلات را در انسان كاهش ميدهد. صبر از نظر جامعه شناسان اروپايي به معناي سرسختي است و آنها معتقدند يكي از ويژگيهاي مهم شخصيت آدمي، سرسختي او در مقابل مشكلات است. به اعتقاد اين كارشناسان، افراد سرسخت در زندگي افرادي متعهد هستند به همين دليل نيز آنها احساس ميكنند بر بسياري از مشكلات زندگي خود غلبه خواهند كرد.