يعني در حالي كه هر اونس طلا فقط طي چند ده روز اخير افت ۲۵۰دلاري داشته اما در داخل كشور طلا و سكهها در هر قد و قامتي براي كاهش قيمتها مقاومت ميكنند و هم اكنون حبابي در حدود ۱۵۰ هزار توماني براي هر سكه تمام بهار آزادي را تجربه ميكنند.
هم اكنون بازار طلاي داخلي كه معمولاً در هنگام بالا رفتن به سرعت برق از بازارهاي جهاني تبعيت ميكند، چشم خود را به عوامل مؤثر در كاهش قيمت اونس در خارج از كشور بسته است و گويي ترمزي جدي براي شتاب كاهش قيمتها در بازار وجود دارد كه شايد مهمترين دليل اقتصادي آن را بتوان اصطلاح «چسبندگي قيمتها به بالا» و نوع سرمايهگذاران و بازيگران فعال در اين بازار دانست.
به عبارت ديگر در حالي كه عوامل مثبت و ثابتي در عرصه بازار جهاني اونس طلا چون اشباع بازارها از بهبود شاخصهاي آماري در اقتصاد امريكا، رهايي اقتصاد انگليس از ركود اقتصادي، مهاجرت بزرگترين سرمايهگذاران جهاني از بازار طلا (چون جورج سوروس، چين و.... ) و عوامل مقطعي چون عرضه طلاي قبرس به منظور پرداخت بدهيهايش، بهانههاي خوبي براي روند كاهشي و انتقامگونه از طلادوستان جهان بدل شده است اما در داخل همچنان با احتياط به اين موضوع نمينگرند.
اين احتياط، همانگونه كه گفته شد حاصل برآيند تصميم بازيگران اصلي در بازار طلا و صد البته ارز است كه يك سوي آن عرضهكننده بزرگ و سوي ديگر متقاضيان و سرمايهگذاراني است كه با محاسبات طمعكارانه به اين بازار ورود كردهاند.
اما اين تمام عوامل مقاومت قيمتها در بازار نيست زيرا معادله ارزشگذاري نرخ ارز با ريال نيز در اين محاسبات دخيل هستند. ريالي كه آگاهانه يا غيرآگاهانه، خواسته يا ناخواسته، مسير كم ارزش شدن را طي ماههاي اخير تجربه كرده است.
لذا بازيگران به خوبي ميدانند كه بايد تعادل قيمت بين ارز و طلا برقرار باشد و از آنجايي كه در كشور بازار عجيبي در حوزه ارز در جريان است و همواره برخلاف ادعاي مطرح شده قيمت ارز را سيستم بازار تعيين نميكند، لذا ترجيح مقاومت قيمتها در بازار طلا بهتر از كاهش قيمتها در بازار ارز است. استدلال اين موضوع نيز كاملاً مشخص است. وقتي قيمت طلا و به تبع آن بشكههاي نفت كاهش پيدا ميكند، به منزله افزايش قدرت دلار به عنوان ارز مرجع در جهان است.
يعني در بازار طلا و ارز كه اتفاقا سرمايههاي زيادي در جريان است با اين افت شديد دو حالت بايد پيش بيايد. يا بايد قيمت طلا كاهش بيابد يا ارزش دلار به تناسب افت قيمتها واقعيتر شده باشد كه متأسفانه هيچ يك از اينها رخ نداده است اما بايد ديد كه در صورت تداوم اين مسير يا حتي ثابت ماندن قيمت اونس در حوالي عدد ۱۴۰۰ دلار باز هم خواهيم توانست اين مقاومت را در طلا شاهد باشيم يا با افزايش قيمت دلار (كه بر اثر فشار تقاضا و كاهش ارزش واقعي ذخاير كشور رخ خواهد داد) قيمت طلا را واقعيتر خواهيم كرد.