کد خبر: 520748
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۸
زشتي يا زيبايي؛ مسئله اين است؟
محمد امین نوروزی
يكي از آفت‌هاي سينماي اجتماعي در سال‌هاي اخير، وفور توليد آثاري است كه تابوهاي نظام اجتماعي و نظام زندگي را فاتحانه در مقابل دوربين به نمايش مي‌گذارد به حدي كه زشتي‌هاي نهفته در تابو و ناهنجاري‌هاي اجتماعي در قالب امري واضح و بديهي در ذهن مخاطب جلوه‌گر مي‌شود. سينماي اجتماعي چندي است كه با دفاع از زشتي‌ها و پليدي‌ها از در دوستي و مسالمت با پليدي‌ها در آمده است و دست دوستي به شيطان و امور شيطاني داده است و غالباً اين باعث شده بعد از تماشاي اين قبيل فيلم‌ها مخاطب متعارض با معروفات شود و دفاع از منهييات را در پيش بگيرد. در اين قبيل فيلم‌ها نمايش گناه، خيانت و فساد بسيار شايع شده است و جداي از ۹۰ دقيقه تحمل درد و فضاحت پايان تلخ و حس شكست بدترين دستاورد اين سينماست. در اين نوع نگاه نو يا موج نوي سينماي اجتماعي فيلمساز به خودش حق مي‌دهد جامعه‌اي را متهم به دروغگويي، فساد، خيانت و اعمال شنيع ديگر كند و در پايان مخاطب را با نوعي حس انزجار رها كند. شايد در اين بين اهدافي وجود داشته باشد مانند حس بازدارندگي و عبرت‌آموزي كه در بطن آن نهفته است اما چيزي كه مسئله است نكاتي است كه از چشم فيلمساز مغفول مانده است. در جوامعي مانند ايران كه تفكر ديني حاكميت بلامنازعي دارد و اين تفكر ديني همواره حرمت‌ها و قداست‌هايي را در دايره نگاه ديني خود دارد، بسياري از موضوعات به حدي شأن بازدارندگي و شائبه آلودگي دارند، كه پرداختن به آن نيز نوعي درگيري با كثيفي محسوب مي‌شود. و مگر مي‌شود در رسانه فراگير و عمومي مثل سينما كه مخاطباني از طيف‌هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي در آن حضور دارند، براي برخي گناه‌ها و حرمت‌ها مثل خيانت شكسته شده باشد و براي عده‌اي ديگر نه. سؤال اينجاست در جايي كه قبح بسياري از مسائل حرام با نمايش بيش از حد آنها شكسته مي‌شود، آيا اصولاً انزجار و بازدارندگي اتفاق خواهد افتاد؟ مگر نه اينكه وقتي به طور مداوم امر حرام و آلوده به هوس نمايش داده شود، نوعي بي‌تفاوتي يا اباحه‌گرايي در مقابل امور نامشروع رخ مي‌دهد؟ چرا بايد با نشان دادن زشتي‌ها و پلشتي‌ها و كثيفي‌ها بازدارندگي ايجاد كنيم؟ و آيا صرفاً با نگاه بازدارنده مي‌توان به سمت خوبي حركت كرد؟
هنرمند حقيقي هم آغوش زيبايي‌هاست. هنرمند جلوه‌گه جمال و كمال الهي است. جايي كه حسن و نيكويي منظر هنرمند را پر مي‌كند ديگر كاستي و زشتي جايگاهي ندارد. در حكمت هنر اسلامي بيان عيب‌ها و زشتي‌ها خود نوعي بي‌هنري است؛ چرا كه شرور بالذات اصالتي در اين عالم ندارد. در عالم امر بر زيبايي و خير است. شر امر عدمي است و وقتي ظهور مي‌كند كه زيبايي و خير نباشد و براي هنرمند كه نگاه حسن به وجه جمال الهيه دارد و تمام عالم براي او جلوه لطف و رحمت حضرت حق است و جز زيبايي چيزي نمي‌بيند. اصل بر زيبايي و خوبي در اين عالم است. بدون شك نقصان‌ها، كاستي‌ها و شرور‌هايي در اين عالم وجود دارد اما آنها در نگاه انسان مسلمان هيچ‌گاه اصل شناخته نمي‌شوند. انساني كه ميل به پاكي دارد، زشتي و نقصان در او راهي پيدا نمي‌كند. وقتي كه هنرمند قرار شد آيينه‌دار حضرت حق گردد، در او جز زيبايي چيز ديگري جلوه نمي‌كند چراكه حضرت حق عين زيبايي و كمال است. انسان براي رشد و رسيدن به تكامل و پيوست با حق كه منشا همه زيبايي‌ها و خوبي‌هاست رسالت دارد بر سامان دادن و برطرف كردن آنچه به عنوان نقص و شر گاه جلوه مي‌كند. حال هنرمند مسلمان كه قرار است پشتيباني معرفتي حكماي گذشته خود را داشته باشد، آيا از زشتي ميل به خوبي پيدا مي‌كند يا اينكه مستقيم به سراغ زيبايي‌ها و حسن مي‌رود؟ آيا باز هم با چنين رويكردي بايد در سينماي اجتماعي بايد تنها به دنبال زشتي‌ها، عيب‌ها و بدي‌هاي جامعه بگرديم؟
عده‌اي در خصوص سينماي اجتماعي ايران بر اين باورند كه اصل نمايش مشكلات و ضعف‌ها و كاستي‌هاست.‌.‌. حال چرا صورت سؤال را برعكس نكنيم، چرا نبايد در سينماي اجتماعي وجوه مثبت و خوب جامعه هم به نمايش گذاشته شود؟ سينماي اجتماعي سال‌هاي اخير ايران گواه اين نكته است كه در تمام اين سال‌ها به صورت اپيدمي بيش از هر چيز پمپاژ زشتي و نااميدي و گناه رواج پيدا كرده است. شأن هنرمند والاتر از آن است كه در خصوص فعاليت‌هاي اجتماعي به مانند مگس عمل كند طوري كه در جامعه بگردد و هرجا كه كثيفي و مشكلي پيدا كند، بر سر آن فرود آيد و تصويري زشت‌تر از آن چيزي كه وجود دارد را به نمايش گذارد. هنرمند در مثال بايد مانند زنبور عسل از ناپاكي و آلودگي دوري كند و هرچه از او حاصل مي‌شود شهد باشد و شيريني حتي اگر به قيمت فرو خوردن زشتي و پلشتي باشد! در اين صورت است كه محصولش نوشدارويي مي‌شود براي التيام دردها و دور شدن از ناراحتي‌ها.
سؤال اينجاست كه حال چرا با اين همه حجم توليد در حوزه سينماي اجتماعي، آنطور كه بايد و شايد گرهي از مشكلات فرهنگي و اجتماعي جامعه باز نمي‌شود؟ چرا بايد فيلم سينمايي مشخصي در ساليان گذشته توانسته باشد در خاطره هنري مردم ريشه دوانده باشد و باعث جريان‌سازي اجتماعي شده باشد؟ آيا سينماي اجتماعي صرفاً با تزريق و پمپاژ بدي‌ها و تاريكي‌ها و نااميدي‌ها در جامعه، روند بدتر
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار