به ياد دارم دوست معلمي نقل ميكرد يكي از شاگردان دبيرستانياش «ابراهيمادهم» را در متني «ابراهيم يك دهم» خوانده و جالب آنكه در كلاس ۳۵ نفره، تنها دو سه نفر نيشخند زده و معترض شده و مابقي همراهي كرده و يا لااقل تذكري نداده بودند. مدتها تصور ميكردم اين يك لطيفه است اما بعدها كه به مرور در مطبوعات پرشمار كشور اغلاط عجيب و غريب املايي را به وفور ديدم، آن حكايت برايم معنا يافت. روزگاري داشتن يك غلط املايي در هر متني، حتي نامهاي دوستانه، براي نگارنده، اوج سرافكندگي بود. امروز اما در رسانههاي مكتوب كه براي مخاطب به نوعي مرجع محسوب ميشوند چه فراوانند اين اغلاط. دقت كنيد تنها رفتهام سر وقت اغلاط املايي! از اشتباهات فاحش انشايي، غلط تلفظ كردن واژهها، اعلام، شعرها و... در رسانههاي ديداري و شنيداري و در سخنرانيها و غيره چشمپوشي كردهام.
به گمان اين قلم، هرچند شايد در اين هياهوي تنور گرم سياست، اين درد به چشم نيايد يا برخي حوصله پرداختن به آن را نداشته باشند، ولي من از آن نميگذرم. خط و زبان، هويت و بخشي از آبروي يك ملت و سرزمين است. بجاست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه متولي رسمي فرهنگ اين ديار است چارهاي براي اين بيماري بيابد. پيشنهاد من اين است كه بخش كوچكي در اين وزارتخانه تشكيل شده و به طور ويژه به اين امر بپردازد. بدين معنا كه عدهاي متخصص امر، كارشان رصد كردن رسانه ملي و رسانههاي مكتوب كاغذي و مجازي باشد. اگر جايي واژهاي بيگانه كه معادل شايع و ساده و روان فارسي آن موجود بود توسط مجري و نويسندهاي به كار رفت، تذكر دهند و برنامه يا شبكه مزبور را جريمه نقدي كنند. به همين ترتيب اگر در رسانههاي مكتوب و حتي كتب منتشر شده اغلاط املايي مشاهده كردند، رسانه و نويسنده مورد نظر را جريمه كنند. به نحوي كه كمكم همه بدانند اين زبان صاحب دارد. غلط تلفظ كردن نامها، شعرها و اعلام، اشتباهات بسيار فاحش انشايي و امثالهم، همه مشمول جريمه شوند.
به گمان نگارنده، اگر چنين بخشي در وزارت ارشاد تشكيل شود، هزينههاي مربوط به آن از رهگذر همين جريمهها تأمين شده و بار مالي خاصي هم نخواهد داشت، چه بسا كه در چند ماه و حتي چند سال نخست بسيار درآمدزا هم باشد. اميدوارم وزير محترم ارشاد و مسئولان فرهنگستان، اين پيشنهاد را جدي گرفته و با لبخند و جنباندن سر مبارك،از كنار آن نگذرند. مدتي به اين روال عمل شود. هم نويسنده، هم ناشر و هم مديران رسانهها حساس ميشوند. هر كدام يك ويراستار خبره را استخدام ميكنند تا اثري سالم و بيغلط تحويل مخاطبانشان بدهند. اگر ريشه اين كژتابي در همين جا گرفته نشود، در آيندهاي نه چندان دور ديگر كنترل آن ميسر نخواهد بود.
اغلاط توسط رسانهها به ويژه در روزگار حكومت رسانههاي مجازي، دست به دست شده و چه بسا جاي نگارش صحيح و سالم را بگيرند. از همين راه به مرور ميتوان بر ديگر آسيبهاي وارده به زبان فارسي نيز غلبه كرد و اين امانت گرانقيمت را چنان كه از پاكنهادان فرهيختهاي چون فردوسي و سعدي و... به ما ارث رسيده است سالم و رشيد به نسلهاي بعدي بسپاريم. انشاءالله