فردا سالروز شهادت شخصيتي است كه اسوه و سمبل همه خوبيها و الگوي همه كساني است كه راه حق را برگزيده و در آن قدم بر ميدارند. برخي به غلط يگانه بانوي جهان اسلام و سرور زنان دو عالم را الگوي زنان عالم ميپندارند و غافل از آنند كه سيره و عمل چنين بانويي نهفقط براي زنان، بلكه براي همه مرداني است كه ميخواهند در مسير حق قدم گذارند.
اما فاطمه (س) اين بانوي كامل جهان اسلام از چه ويژگيهايي برخوردار بود كه پس از ۱۴ قرن، همه بزرگان دين اينكه او را الگوي زندگي خويش قرار دادهاند، افتخاري براي خود ميدانند. چرايي اينكه فاطمه (س) در اين ۱۴ قرن همواره فاطمه (س) مانده است به دلايل زيادي باز ميگردد. فاطمه (س) از آن رو فاطمه (س) شد كه بر خلاف زنان عصر خويش سبكي را در زندگي شخصي، اجتماعي و سياسي خويش پايه گذاشت كه اين «سبك زندگي» نه تنها براي آن دوران، بلكه براي دوراني كه بشر در ميان «ايسمها» و «ضمن»هاي مختلف گرفتار آمده است، سمبل رهايي و زندگي سالم است. زهراي مرضيه (س) ليستي از ترجيحات را براي زندگي خويش تعريف كرده بود كه ميدانست با عمل به آن ميتواند آيندگان را در مقابل خطرات پيش رو واكسينه كند؛ ترجيح رضاي خدا بر رضاي خود و ديگران، ترجيح آخرت بر دنيا، گرسنگي بر سيري، ترجيح سادگي بر تجمل، ترجيح كار و تلاش بر بيكاري و تنآسايي، ترجيح سخنگويي بر حق در برابر سكوت در مقابل ظلم، ترجيح مبارزه با سكوت در برابر بيدادگري، ترجيح جامعه بر فرد و ديگران بر خود، ترجيح شبزندهداري بر خواب و غفلت، ترجيح سختگيري بر خود و آسايش براي ديگران و صدها ترجيح ديگر كه هر كدام از آنها ميتواند روند زندگي آدمها را در عصري كه مردم گرفتار منيتها و تنپروري شدهاند، تغيير دهد.
فاطمه (س) به راحتي فاطمه نشده بود. استواري و ثبات قدم در راه حق، حمايت از دين خدا و ولي زمان، نياز به آمادگي، فداكاري، سيلي خوردن و ايثار تا سر حد شهادت خود،همسر و فرزندان، فاطمه را فاطمه كرد. فاطمه ميدانست كه با خالي كردن پشت ولايت، اولين ضربه را نه او، بلكه اسلام ميخورد كه پدر بزرگوارش رنج شعب ابيطالب را تحمل كرد تا پايههاي دين خدا بر جامعه جاهلي آن عصر استوار گردد و در طول تاريخ، بشر در سايه آن در عزت و آرامش باشد.
فاطمه (س) كه خود بر نقش مهم مردم در برپايي و تداوم حكومت حق، واقف بود، قبل از آنكه مردم را به ياري و حمايت از علي (ع) در جايگاه امام مسلمين فرا خواند، خود در اطاعت و پيروي از امام، اسوه و نمونه بود.
دختر پيامبر براي كسب رضاي خدا و در راستاي تقويت ولايت، همواره رضايتمندانه و خالصانه از دستورهاي مولاي خويش اطاعت ميكرد و ضمن آنكه خود به تكليف عمل ميكرد، در عمل به پيروان خويش درس فرمانبري از ولي امر را ميآموخت و پس از آن با گفتار، مردم را به حمايت از امام حق فرا ميخواند.
دوستي و محبت در نگاه فاطمه (س) نسبت به ولايت، بسيار متفاوت از همه نگاهها و رفتارهايي بود كه ديگران داشتند. دخت نبي مكرم اسلام(ص)، محبت و دوستي نسبت به ولايت را حلقه واسط معرفت و اطاعت ميدانست و ثابت كرد بدون معرفت نسبت به امام و اطاعت از او، محبت امري محال و بيمعنا خواهد بود.
نميتوان نسبت به ولي خود محبت داشت، اما جايگاه او را نشناخت و دستورات او را صرفاً ارشادي فرض كرد و از اطاعت او سر باز زد؛ كاري كه در عصر ما توسط بسياري از مدعيان ولايتمداري و كساني كه ادعاي محبت نسبت به ولي زمان خويش دارند،سر ميزند. حضرت زهرا (س) بهترين الگو و سمبل ولايتمداري و محبت ورزي به ولايت براي عصر ماست، چرا كه محبت ذاتاً براي هر موجودي قابل تصور است، اما آنجا محبت و دوستي به ولي معنا پيدا ميكند كه نسبت به جايگاه ولي خويش معرفت داشته و همواره تابع و مطيع اوامر او باشيم. در اين صورت است كه در مسير حضرت زهرا (س) حركت كردهايم و خير دنيا و آخرت را براي خويش و جامعه به ارمغان آوردهايم.