
حامد كرزاي، رئيسجمهور افغانستان، روز يكشنبه ۳۱ مارس سفر دو روزه خود را به دوحه، مركز قطر، پايان داد و به كابل بازگشت. ايمل فيضي، سخنگوي كرزاي، هدف از اين سفر را ديدار كرزاي با شيخ حمدبن خليفه آلثاني، امير قطر و ديگر مقامات قطري دانست. هر چند كه فيضي هرگونه ديدار و گفتوگوي كرزاي با نمايندگاني از طالبان افغانستان را رد كرده اما همچنان كه فيضي تأييد كرده محور اصلي گفتوگوي كرزاي با طرفهاي قطري در مورد چگونگي رسيدن مصالحهاي با طالبان و ايجاد صلح در افغانستان بوده است. با وجود تكذيب فيضي از ديدار با طالبان اما گفته شده است كه همزمان با حضور كرزاي در دوحه هيئتي از طالبان نيز به مركز قطر وارد شدهاند و گويا در ميان هيئت طالبان افرادي نزديك به ملا محمد عمر، رهبر طالبان نيز بودهاند. اين احتمال وجود دارد كه مذاكرات غير مستقيمي بين هيئت افغاني و طالبان انجام شده باشد.
به هر حال، اين مذاكرات در اصل تحت تأثير تلاشهاي بيش از يك سال اخير بوده كه از سوي امريكا براي جلب رهبران طالبان به مذاكرات صلح انجام شده بود و امير قطر به عنوان سرباز پياده امريكا در شطرنج منطقه عهدهدار ميزباني مذاكرات و همچنين گشايش دفتر طالبان در دوحه بوده است.
از يك جهت ميتوان سفر كرزاي را نتيجه سخناني دانست كه او پيش از اين در مورد مذاكرات مخفي امريكا و مسئولان قطري با نمايندگان طالبان گفته بود. او ۱۰ مارس و به مناسبت روز جهاني زن و در برابر نمايندگاني از اقشار مختلف زنان افغانستان بيشتر به انتقاد از وضعيت فعلي افغانستان پرداخت كه متأثر از ادامه حضور نظامي كشورهاي غربي است و در اين ميان، انگشت اتهام را متوجه امريكا و نيروهاي آن در افغانستان كرد. علاوه بر اين، كرزاي طالبان را متهم به همدستي با امريكا كرد كه با انفجارها و عملياتهاي تهاجمي بهانه تداوم حضور نظامي را به امريكا ميدهد و از سوي ديگر، امريكا را متهم به روابط و گفتوگوهاي پنهاني با طالبان كرد كه در اين ميان، شيوخ عربي نيز نقشي دارند.
او در اين مورد گفت:«ما خبر داريم براي ما ميگويند، هم خود خارجيها براي ما ميگويند و هم طالبان وطندوست ميآيند پشت سر ما را خبر ميكنند كه در بين كلانهاي ما و امريكا اين معامله روان است، هوشتان را بگيريد». او بعد از اين نيز افشاگريهايي از اين دست كرد تا نشان دهد كه امريكا نميتواند بدون در نظر گرفتن او و دولتش با طالبان وارد معامله شود. از اين رو است كه مجالي براي كرزاي ايجاد شود تا با سفر به دوحه نشان دهد يك پاي ميز مذاكره با طالبان او است اما آيا پاي اصلي اين مذاكرات است يا آن كه بايد گفت سفر او جز نمايش تبليغاتي بيش نبوده و كرزاي تنها ميتواند در كنار زمين بازي تحركاتي داشته باشد اما امكان ورود به زمين را ندارد.
از ظواهر امر چنين به نظر ميرسد كه امكان موجود براي كرزاي تنها بازي در كنار زمين است و ابزار لازم را براي حضوري قوي و مؤثر در گفتوگوهاي صلح با طالبان ندارد. اولين دليل در مدت عمر دولت او است كه تا آوريل سال آينده ميلادي حدود يك سال ديگر باقي مانده است. با توجه به كندي روند گفتوگو با طالبان بايد گفت اين مدت براي كرزاي بسيار كوتاه است و چه طالبان و چه امريكا نميتوانند در اين مدت كوتاه حساب خاصي را باز كنند.
دليل دوم در معضل پاكستان براي دولت افغانستان است. پيوندهاي تاريخي و عميق بين طالبان افغانستان و پاكستان و به خصوص سازمان اطلاعات ارتش پاكستان و ISI باعث ميشود تا پاكستان همواره يك ضلع اصلي در دستيابي صلح با طالبان باشد. دولت افغانستان در حال حاضر وضعيت بسيار سردي با پاكستان دارد و از كرزاي گرفته تا فيضي و جاويد لودين، معاون وزارت خارجه افغانستان، ابايي از بيان انتقادهاي تند عليه مقامات پاكستاني ندارند.
فيضي قبل از سفر كرزاي به دوحه گفته بود كه پاكستان مخالفان دولت افغانستان را پرورش داده و اكنون نيز كنترل آنان را در اختيار دارد و به پاكستان هشدار داد كه دولت افغانستان ديگر نميتواند منتظر پاكستان بماند و راههاي جايگزين را براي صلح افغانستان جستوجو خواهد كرد. اين موضعگيري آشكار مقامات افغانستان به معناي حذف پاكستان از روند مذاكرات بوده و معلوم است كه مقامات پاكستان و ISI نميتوانند راضي به اين امر باشند و با توجه به نفوذشان بر طالبان، انجام چنين چيزي ممكن نيست. از سوي ديگر رهبران طالبان با در نظر گرفتن خروج تدريجي نيروهاي غربي و موعد ۲۰۱۴ در اين مورد چندان رغبتي براي مذاكرات با دولت طالبان يا مشاركت در قدرت ندارند و به همين دليل است كه تا كنون نه حاضر شدهاند اين دولت را به رسميت بشناسند و نه با نمايندگان آن مذاكرهاي داشته باشند. مجموع اين عوامل باعث ميشود تا سفر دو روزه كرزاي به قطر بيش از يك حركت نمايشي نباشد و او ميداند امكان ورود به زمين مذاكره با طالبان را ندارد.