
بازگشت مجدد روابط آنكارا - تلآويو در پرتوي شرايط خاصي و با فراهم آمدن مقدمات و پيش درآمدهايي حاصل شده و ديدار اوباما از منطقه در حقيقت تنها در حد يك مراسم تشريفاتي بريدن نوار «فصل تازهاي» از مناسبات دو كشور بوده است. همه تحليلگران بر اين باورند كه حضور رئيسجمهور امريكا در منطقه در اين وقت سال، تنها و فقط جهت اعلام مراسم گشايش يافتن اين روابط بوده زيرا همگان نظارتگر برنامه منطقهاي اوباما بوده و شاهد بودند كه وي براي منطقه پر التهابي چون خاورميانه هيچ برنامهاي نداشته و اين ديدار چيزي شبيه يك تور جهانگردي به مناطق تاريخي و ديدني فلسطين اشغالي و اردن بوده است. بازگشت بهار و نشاط به مناسبات راهبردي تركها و صهيونيستها پس از سه سال سردي و خزان در روابط دو كشور، فقط با عذرخواهي نتانياهو نخستوزير صهيونيستي و پذيرش اردوغان، حاصل نشده بلكه اين سرفصل تازه در تاريخ مناسبات دو طرف، معلول و ناشي از شرايط ويژه و پيش درآمدهاي فراوان و در ابعاد متفاوتي بوده است.
در تجزيه و تحليل مقدماتي و اوليه شرايط سياسي و امنيتي منطقه كه بهطور مستقيم و مؤثر در فراهم كردن اين بازگشت نقش داشته، اين نشانهها و شاخصها به چشم ميخورد:
۱- نياز مبرم دو كشور به ضرورت همكاري و هماهنگي دوجانبه جهت تعامل كارا و پويا با تبعات و نتايج روند تحولات بحران سوريه به ويژه پس از حضور سنگين افراد و گروههاي وابسته به القاعده و جريانهاي سلفي جهادي و تكفيري در عرصه بحران سوريه. دو متحد منطقهاي امريكا و ناتو - اسرائيل و تركيه - در اين شرايط به هماهنگي رويكردها و رويهها جهت مهار و ربط و ضبط خطرات ناشي از تحرك وفعاليت اين جريانهاي تروريستي در سوريه «كشور همسايه آنكارا و تلآويو» احساس نياز دارند. در اين جريان گويا تيم اردوغان بيشتر مضطر بوده و احساس نياز بيشتر داشته است.
پذيرش معذرت خواهي آن هم شفاهي و چشمپوشي اردوغان از شرط لغو محاصره غزه ـ- يكي از شروط سه گانه تركها براي بازگشت روابط - نشانگر دستپاچگي روشن آنكارا در اين تعامل بوده است.
۲ - تركيه و رژيم صهيونيستي دو متحد استراتژيك امريكا در خاورميانه هستند و واشنگتن در پرتوي تحولات اخير دمشق و روند تبعات و تأثيرات آن، ضروري دانسته كه روابط دو متحدش «تركها و صهيونيستها» به وضعيت گذشته بازگردد تا نقش تعيين شده اين دو در استراتژي سياست خاورميانهاش، بدون كم و كاست، حفظ گردد و اين كاركرد «نقش مشترك تركيه - رژيم صهيونيستي» را براي مرحله ما بعد كنار رفتن بشار اسد از قدرت تنظيم نمايد. تيم اوباما از رخدادهاي پيشبيني نشده و مهار نيافته در سوريه نگران است. به همين علت امريكا به بازگشت روابط دو متحد خود جهت عملي كردن هرگونه سناريوي مناسب و پاسخگو با نيازهاي مرحلهاي دمشق، به شدت نيازمند است.
به نظر ميرسد كاخ سفيد، ميزان خطرات و تبعات زيانآور سقوط اسد و ابعاد تأثيرگذاري اين رخداد خطرناك بر منطقه و جهان را هنوز به طور دقيق و روشن برآورد راهبردي نكرده و از حدوث هرگونه تحول پيشبيني نشده در منطقه خاورميانه و خليج فارس بيمناك است. بررسيها نشان داده كه نخبگان حاكم در كاخ سفيد و انديشكدههاي امريكايي هنوز درك و تصويري واضح از نقشه ژئوپلتيكي منطقه خاورميانه در مرحله ما بعد بشار اسد ندارند و از وضعيت تأمين منافع منطقهاي خود و آينده متحدانش به ويژه شيوخ عرب حاشيه خليج فارس هراسانند.
۳- شدت كشش، تمايل و نياز مفرط تيم اردوغان به بازگشت مناسبات با رژيم صهيونيستي براي همگان محسوس بوده و اين امر نشانگر حجم زيان ديدگي دولت و ملت تركيه از سياست غلط تيم اردوغان بوده و در همين حال امنيت و اقتصاد ملي تركيه طي دوسال اخير به دليل مداخله نامشروع اردوغان در امور داخلي سوريه، همواره در معرض درگيري و كشاكش با بازيگران قدرتمند منطقه مانند ايران بوده و از اين بابت هزينههاي كلان و اضافي پرداخته است.
آنكارا در پرتوي برآورد و محاسبه غلط در مواضع و سياست خود در قبال دمشق، طي دوسال اخير بسياري از برگههاي اقتدار ملي در منطقه را از دست داده و بخشي از شالودههاي نقش ملي و گستره بازيگري منطقهاي آنها در همين راستا ريزش كرده است. بنابراين در آستانه ورشكستگي ملي قرار گرفته و به معذرتخواهي خشك و خالي و رياكارانه نخست وزيرصهيونيستي، بسنده كرد و استمرار بقاي اسد در مسند قدرت پس از دو سال بحران و جنگ تمام عيار، تركيه را نيازمندتر كرده است.
۴- بايد دخالت بعد از تحولات منطقهاي را در روند بازگشت روابط دو كشور در نظر گرفت و ميزان و حجم تأثيرگذار متغيرهاي جديدي را به دقت محاسبه نمود. از جمله متغيرهاي نوين:
- استعفاي نجيب ميقاتي نخست وزير لبنان
- صدور اعلاميه عبدالله اوجلان رهبر حزب «PKK» در نوروز امسال در پي مذاكره آنكارا با كردهاي اين كشور.
- افزايش تنشهاي عرب سني در غرب عراق با دولت مركزي.
- تشديد گستره تأثيرپذيري ثبات و امنيت عراق از تبعات بحران سوريه در پي درگيري ارتش اين كشور با گروههاي سلفي جهادي در مرزهاي عراق و سوريه.
- افزايش شتاب روند گسيل سلاح از سوي امريكا و عربها به معارضه مسلح كه اين تحول با تشديد آهنگ منازعه مسلح در سوريه مرتبط بوده است.
- تشكيل دولت موقت از سوي معارضه سوريه با فشار و هدايت عربها و غربيها و سپردن كرسي دولت سوريه در اتحاديه عرب به معارضه در نشست سران عرب در دوحه
- افزايش زمزمههاي تشكيل منطقه حائل در شمال (همرز با تركيه) و در جنوب (هم رز با اردن) و سپردن اداره آن به دولت موقت معارضه سوريه به رياست غسان هيتو.
- تحولات در درون كرانه باختري و نوار غزه و نيز افزايش احتمال شروع انتفاضه سوم در فلسطين اشغالي.
- ناپديد شدن دولت مقتدر در ساختار سياسي صهيونيستها و ظهور نمودهايي از كاهش سقف تحمل يهوديان ساكن فلسطين اشغالي در برابر سياستهاي جريانهاي راستگرايي افراطي و در اين رهگذر شكست روشن نتانياهو در انتخابات اخير كنيست، دليلي واضح بر اين مدعاست.
- استقرار و فعال شدن منظومههاي پاتريوت «ناتو» در خاك تركيه از سوي خود نمايشگر يك تحول در بعد امنيت و موازنه نظامي در كل منطقه است و از سوي ديگر اين تحول، نشانهاي از تنيدگي اوضاع منطقه و جهان به موضوع بحران سياسي - امنيتي سوريه است.
متغيرهاي فوق اغلب به طور مستقيم و غيرمستقيم متأثر يا تابعي از متغير تحولات سوريه بوده است. بنابراين تركها و صهيونيستها حتي در سطح و بعد از مناسبات دو جانبه فيمابين، به بازگشت اين روابط به حرارت و پويايي سابق خود نياز مبرمي داشتند.
نتانياهو نخستوزير و ژنرال «يعقوب عميدور» رئيس شوراي امنيت ملي رژيم صهيونيستي آشكارا اعلام كردند كه موضوع عذرخواهي اين رژيم بيشتر تحت تأثير روند تحولات دمشق بوده است.
برخي از تحليلگران براين باورند كه امريكا، رژيم صهيونيستي و تركيه نسبت به آينده بشار اسد درك واحد و يكساني دارند و معتقدند كه اسد رفتني است بنابراين آنها از همين الان خود را براي مرحله مابعد اسد آماده كرده و موضوع معذرتخواهي و روند بازگشت روابط فيمابين آنكارا و تلآويو در چارچوب همين ادراك است.