کد خبر: 520100
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۰
كاستي‌ها و راه‌هاي اصلاح رسانه‌هاي اسلامي در گفتگوي «جوان» با آيت‌الله محمد‌علي تسخيري
نيما احمد‌پور
امروزه ضعف و ناكارآمدي رسانه‌هاي اسلامي، به يكي از مشخصه‌هاي بارز اين بنگاه‌هاي تبليغي تبديل شده است. اين درحالي است كه دشمن مسلح به انواع توانمندي‌ها در اين حوزه، عرصه را در برابرخويش گشوده ديده و با فراغ بال به جولاندهي در اين ميدان پرداخته است. اين كاستي بزرگ، از جمله نكاتي است كه توجه هر انديشمند مسلماني را به خود جلب و او را به تأمل در اين‌باره وامي‌دارد. درباره اين معضل شاخص با انديشمند‌ گرانمايه حضرت آيت‌الله محمد‌علي ‌تسخيري به گفت‌وگو نشستيم كه نتيجه آن در پي مي‌آيد.

با تشكر از جنابعالي به لحاظ شركت در اين گفت‌وگو، امروزه در شرايطي به سر مي‌بريم كه بحث‌هاي مختلفي درباره نسبت رسانه ديني مطرح است. با قبول اينكه مي‌توان رسانه ديني داشت، از منظر شما چنين رسانه‌اي چه وظايفي دارد؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. الحمدلله رب‌العالمين و صلي‌الله علي محمد وآله الطاهرين(ع). چنانچه بر اهداف والايي كه بر دوش رسانه‌هاي اسلامي نهاده شده است، دقت كنيم، آنها را به لحاظ وظيفه، اينگونه خواهيم ديد: اول: به تبليغ رسالت خداوندي به جهانيان بپردازد و ويژگي‌هاي آن را توضيح دهد و عناصري را كه قادر به سوق بشريت به كمال مطلوب خويش است، برجسته و مطرح كند. دوم: سطح رشد تمدني امت را چنان ارتقا دهد كه شايسته عنوان قرآني امت وسط و امت پيشتاز شود. سوم: در راستاي شكوفا ساختن فطرت در امت و تعميق روح اسلامي در آن بكوشد. چهارم: در جهت تحقق وحدت اسلامي مورد نظر در ابعاد سياسي، فكري و عاطفي تلاش كند تا بتواند وظايف بزرگ اسلامي را كه خداوند براي بشريت در نظر گرفته است و در مقطعي، چون انفجاري جهان را فراگرفت و سپس به خاموشي گراييد و امروزه بار ديگر با ايمان و عملي قوي‌تر از گذشته، بازگشته را به عهده بگيرد. پنجم: ايستادگي در برابر توطئه‌هاي استعمار عليه امت اسلامي و رسواسازي نقشه‌هاي شوم اين استعمار و نشان دادن عناصر پنهان و آشكار آن. اگر بر اين جنبه انگشت بگذاريم و در كنار آن درك كنيم كه ما نيز عهده‌دار بخشي از نقش پيامبران طول تاريخ در ابلاغ رسالت الهي هستيم و به‌ويژه اگر توجه كنيم كه پاداش‌ها و مجازات‌هاي خدا، نه‌تنها در روز رستاخيز كه حتي بر مواضع جهاني امروزي تأثير خواهد داشت و چه بسا نجات امتي به دست ما صورت پذيرد يا خداي ناكرده خود و امتمان را به تباهي بكشانيم.

قاعدتاً توجه به اين مؤلفه‌‌ها كه مورد اشاره جنابعالي قرار گرفت، به خودي خود نمايانگر ضعف‌ها و نقصان‌هاي رسانه‌هاي اسلامي موجود خواهد شد. با اين همه اگرخود شما به موارد شاخص اين موضوع هم اشاره كنيد مناسب است.

آري، اگر به همه اين جنبه‌ها توجه كرديم، موارد كوتاهي و ضعف رسانه‌هاي اسلامي ما و نيز موانعي كه در برابر تحقق رسالت بزرگ رسانه‌اي قرار دارند، روشن مي‌شود. اين ضعف رسانه‌اي گاهي حاصل كوتاهي‌هاي مشخصي از سوي دست‌اندركاران و گاهي نيز زاييده شرايطي خارج از اراده دست‌اندركاران است. در اينجا مي‌توانيم اين ضعف را در عدم همراهي با روند حركت جهاني اسلام خلاصه كنيم. طي توضيح نقاط ضعف، نتيجه خواهيم گرفت كه اين مسئله مشكل عمده رسانه‌هاي ماست. رسانه‌هاي جهان اسلام، عقب‌مانده، كند، مصلحت‌جويانه بي‌توجه به كل اسلام و سرانجام مادي است. منظورم از مادي آن است كه به صفت اسلامي و پيوند الهي خود بي‌توجه هستند و فراموش مي‌كنند. خداوند متعال مي‌گويد: «وَ الَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا؛ كه اگر بر راه حق پايداري ورزند، آنان را از آب و رفاهي فراوان سيراب كنيم». (۱)
«وَ لَوْ أَنّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَ الإِنجِيلَ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَ مِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم. . . ؛ و اگر آنان تورات و انجيل و آنچه را به سوي آنها از پروردگارشان فرو فرستاده شده است، برپا مي‌داشتند، از نعمت‌هاي آسماني و زميني برخوردار مي‌شدند. . . ». (۲)
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَ اتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَ الأَرْضِ وَ لَكِن كَذّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و اگر مردم آن شهرها ايمان مي‌آوردند و پرهيزكاري مي‌ورزيدند، بر آنان از آسمان و زمين بركت‌هايي مي‌گشوديم، اما پيام ما را دروغ شمردند. بنابراين براي آنچه مي‌كردند، آنان را فرو گرفتيم». (۳)
و بر همين سياق اين وعده شكوهمند قرآني داده شده است:
«وَ نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ؛ و بر آنيم كه بر آنان كه در زمين ناتوان شمرده شده‌اند، منت گذاريم و آنان را پيشوا و وارثان روي زمين كنيم». (۴)
رسانه‌هاي جهان اسلام تقريباً همه اينها را به فراموشي سپرده‌اند و در برابر رسانه‌هاي استكبار جهاني ضعيف و شكست‌خورده عمل مي‌كنند و ‌اي بسا خود در نهايت در دام استعمار مي‌افتند و از سر تسليم‌طلبي يا فرصت‌طلبي يا.‌.‌. چنان سرگرم خويشند كه گويي اتفاقي نيفتاده است. اين كوتاهي‌ها را گاه مي‌توان به فرد يا به‌خصوص مقام معيني نسبت داد، ولي بيشترين تقصيرها و قصورها از سوي كساني است كه شرايط و اوضاع، وظيفه تبليغات و رسانه‌هاي جهان‌اسلام رسماً به آنان واگذار شده است. امت هرگز چنين نكرده است و نمي‌كند. مي‌توان گفت گناه كساني كه قاعدتاً ‌بايد آگاهي‌بخش و روشنگر اين رسانه‌ها باشند، هرگز دست كمي از گناه گروه‌هاي مورد اشاره ندارد و ‌اي بسا بيشترهم باشد.

احصاي نقاط ضعف رسانه‌ها و تبليغات اسلامي يكي از مهم‌ترين راه‌هاي مبارزه با كاستي‌هاي موجود در اين زمينه است. با توجه به تجارب و حضور شما در اين عرصه، فهرست اين نقاط ضعف از چه قرارند؟

نقاط ضعف تبليغات اسلامي عمدتاً در نبود برنامه‌ريزي‌هاي آگاهانه و همه‌جانبه، كم‌توجهي و بي‌دقتي است و مي‌توان آنها را به شرح زير خلاصه كرد:
نكته نخست: فردگرايي و تنگ‌نظري مستقل‌ها و وابستگي و مزدوري اغلب وابستگان به حكام يا مقاماتي كه تأمين مالي آنها را به عهده دارند. با نگاهي به تبليغات رسانه‌هاي اسلامي موجود، متوجه مي‌شويم كه اين تبليغات يا محصول كوششي فردي وتنگ‌نظرانه يا با سرمايه‌گذاري‌هاي اندك و با كاستي‌هاي جدي در منابع فكري، خبري و سياسي است و بيشتر برخاسته از احساس مسئوليت فردي نسبت به تبليغ و ضرورت و لزوم رساندن صداي اسلام به جهانيان است. چنين تبليغاتي گرفتار نقاط ضعف بسياري است و تنها ديدگاه‌هاي كاملاً محدودي را كه غالباً نيز از نظر شخص مسئول آن سرچشمه گرفته است، بيان مي‌كند. اين خود به احتمال بسيار زياد منجر به ارزيابي‌هاي نادرست از وقايع مي‌شود و توده‌ها را دچار سردرگمي و تناقض مي‌كند. مجدداً تأكيد مي‌كنم كه مسئله تبليغات و رسانه‌ها يك مسئله شخصي يا موضعي و تنگ‌نظرانه نيست، مسئله امت و رسالت آن است كه هرگز نبايد تا بدين حد آن را سرسري بگيريم.

آنچه فرموديد، مربوط به تبليغات فردي و ابتكارهاي شخصي رسانه‌هاي اسلامي بود. در مورد رسانه‌هاي رسمي و جمعي هم اين ايراد وارد است؟

در خصوص رسانه‌ها و تبليغات رسمي اوضاع بسيار دردآورتر است‌، چون مي‌بينيم برخي مقدرات اين امت در ابعاد سياسي و اجتماعي به دست كساني سپرده شده است كه كمترين چيزي كه درباره ايشان مي‌شود گفت، آن است كه در حد و اندازه چنين مسئوليتي نيستند. كساني كه به زندگي خفت‌‌بار خو گرفته‌اند و سر در آبشخور دشمن دارند و انديشه‌هاي بي‌پايه مادي را تبليغ مي‌كنند و به اردوگاه غرب يا شرق وابسته‌اند، حال آنكه دين، شريعت، وجدان و حتي مصلحت حقيقي ما به ما فرمان مي‌دهد كه از آنها دوري بجوييم و بر راه راست حركت كنيم. از نظر آنها ارزش مكتب و رسالت اسلام درست به اندازه منافعي است كه از آن به دست مي‌آورند. ديدگاه‌ها و نظرات ملت را هم، تنها به آن ميزان كه توانسته است حساب و كتابي از آنها بخواهند، مي‌خواهند. بدينگونه مي‌توان به حال و روز تبليغات اسلامي پي برد، تبليغاتي كه خواسته يا ناخواسته تابع منافع شخصي است. وظيفه چنين تبليغاتي تنها كمك به خواب كردن و گستراندن روحيه كسالت و افسردگي در ميان امت و منحرف ساختن نگاه‌ها از خيزش فزاينده اسلامي است. در حقيقت چنين تبليغاتي پس از مدت كوتاهي تأثير خود را ميان توده‌هاي خيزش اسلامي از دست مي‌دهد، خيلي زود رسوا مي‌شود و نزد توده‌هاي ملت تبديل به رسانه‌اي دروغ‌پرداز و تكراري مي‌شود.

رويكرد امت اسلامي نسبت به اينگونه رسانه‌ها چيست و چه نگاهي به آنها دارند؟

امت اسلامي به چنين رسانه يا تبليغاتي به عنوان بخشي از برنامه‌هاي استعمار نگاه مي‌كند و اين درست همان چيزي است كه مردم مسلمان ما در ايران، در برخورد با تبليغات زمان شاه معدوم انجام دادند. در آن زمان اين رسانه‌ها هر سخني كه مي‌گفتند يا هر چيزي را كه تبليغ مي‌كردند، به عكس آن تبديل مي‌شد و همكاري خشك و خالي با آن نيز گناهي نابخشودني به شمار مي‌رفت، حال آنكه همان مردم، امروزه با تمام وجود در كنار رسانه‌هاي حامل رسالت اسلامي به جهانيان قرار دارند.
مشكل دوم: بيگانگي مرگبار ميان جنبه‌هاي نظري و عملي تبليغات است؛ رسانه‌ها و تبليغات اسلامي با احساسات امت ما همراه نيست و مشكلات آن را درك نمي‌كند و با همه اينها بيگانه و غرق در مشكلات و مسائلي است كه خود آنها را اختراع كرده است. چه وقت ديده‌ايم ـ‌جز خيلي نادرـ كه در برابر نقشه‌ها و توطئه‌هاي بزرگ استعماري بايستد و آنها را برملا سازد؟ چه هنگام ديده‌ايم كه نشاط و شور در ميان امت بدمد تا با صلابت هرچه تمام‌تر در برابر كساني كه به حيثيت آن اهانت كرده و حق آن را غصب كرده‌اند، ايستادگي كند؟ و چه وقت ديده‌ايم اين رسانه‌ها ميزان انطباق زندگي اجتماعي‌ـ‌ سياسي معاصر ما با قرآن كريم را بحث و بررسي كند؟ اگر چنين كرده بود كه به چنين حال و روز محنت‌زايي دچار نمي‌شديم و خود آن رسانه‌ها نيز اينگونه نزد توده‌هاي مردم بي‌اعتبار و بي‌آبرو نمي‌شدند.

يعني در حال وادادگي و محافظه‌كاري كامل هستند، جرئت حل مشكلات را ندارند.

بله، از جمله نمودهاي وادادگي و بيگانگي آن است كه راه‌حل‌ها هيچ تناسبي با مشكلات نداشته باشند يا تنها بر يك جنبه انگشت گذارده شود و به جنبه‌هاي ديگري كه از آن مهم‌تر است، بي‌‌توجهي شود يا به مسائل پيش پا افتاده و كم‌اهميت پرداخته و مسائل مهم به فراموشي سپرده شود.
سومين نقطه ضعف:عقب ماندن از برنامه‌ريزي براي تبليغ خود اسلام است. با نگاهي به احكام اسلامي و دقت در هدف‌هاي آن متوجه مي‌شويم كه اسلام به اين جنبه، يعني جنبه تبليغاتي‌ـ‌ رسانه‌اي توجه فراواني كرده است تا نگذارد ملت از هدف‌هاي والاي خود دست بكشد يا آنها را به فراموشي بسپارد. در اسلام احكامي وجود دارد كه جنبه شديداً تبليغي دارند، از جمله نماز جمعه، نمازهاي عيدين (فطر و قربان)، حج و امر به معروف و نهي از منكر و نيز دعوت به اسلام و جز آن، ولي مي‌بينيم تبليغات اسلامي كنوني نسبت به همه آنها عقب مانده است.

با اين همه ظواهر نشان مي‌دهد كه پخش برخي نمازهاي جمعه و عيد، پاي ثابت برخي از اين رسانه‌هاست! نقطه ضعف اين تبليغ صوري چيست؟

نقطه ضعف اين است كه برخي نمازهاي جمعه، تنها به صورت خطبه‌هايي است كه از بالا ديكته شده‌اند و امامان جمعه بيشتر كارمندان دولتي هستند كه آنچه را برايشان نوشته شده است، مي‌خوانند و حق ندارند حتي يك كلمه به آن بيفزايند. كسي نيست به آنها بگويد، آقايان ائمه جمعه! آيا مي‌توانيد از اهداف نماز جمعه حرف بزنيد؟ و آيا نماز جمعه‌هاي شما مانند نماز جمعه‌هاي باشكوه برگزاري در ايران است؟ به عنوان مثال نماز جمعه در ايران بزرگ‌ترين نقش تبليغي را ايفا مي‌كند، زيرا امامانِ آن مشكلات امت را مطرح و با صراحت تمام همه چيز را بررسي مي‌كنند، به همين دليل است كه مي‌بينيم در نماز جمعه تهران گاهي صدها هزار نفر حضور مي‌يابند.

درباره مراسم اعياد ديني جهان اسلام هم همين نظر را داريد؟

بله، در خصوص اعياد ديني كه بيشتر تبديل به روزهايي براي تبريك و شادباش رسمي شده و چه بسا تحت‌الشعاع اعياد رسمي و ملي و... قرار گرفته است و با كمال تأسف مشاهده مي‌كنيم كه رسانه‌هاي ديداري و شنيداري در بسياري از كشورهاي اسلامي، طي اين روزها برنامه‌هاي خود را در جهت گسترش پديده بي‌بندوباري و لودگي و مسخرگي تنظيم مي‌كنند، به‌طوري كه براي شنونده يا بيننده اين تصور پيش مي‌آيد كه گويا اينگونه برنامه‌ها، كاملاً آزاد است! بدين ترتيب فلسفه و دلايل شادي و سرور با آمدن عيد فطر يا قربان تحريف مي‌شود و شادي عبادي و ژرفابخش ارتباط با خدا، به سرور مسخره‌آميزي تبديل مي‌شود كه گوياي سطحي‌نگري و ولنگاري است. حتي مناسك حج نيز تبديل به شعاري كمرنگ، خشك، جامد و دعاهايي فردي شده است و در آن علناً شعارهاي غيراسلامي و اينكه نبايد آميخته به سياست شود، سر داده مي‌شود! آيا براي اين اعمال بود كه اسلام مردم زمين را به خانه خدا و ضيافت او فراخوانده است؟ حج فريضه‌اي عبادي، سياسي و اجتماعي است و اين گناه بزرگي است كه روح آن را بگيريم. آيا در آنجا به همه مسلمانان و طرح مشكلات سياسي و اقتصادي آنها و نيز به راه‌حل‌هايي براي اين مشكلات، انديشيده‌ايم؟ يا اينكه از صحبت كردن ملل اسلامي مي‌هراسيم؟ ديگر احكام و فرايض اسلامي نيز چنين وضعي دارند.
ضعف چهارم: عدم بهره‌برداري تبليغاتي از خدمات اجتماعي است. يكسري كمك‌هاي اجتماعي از سوي كشورهاي اسلامي ارائه مي‌شود كه همگي به نام رئيس آن دولت و صرفاً به دلايل و با اهداف سياسي صورت مي‌گيرد، حال آنكه بهتر آن است كمك‌هاي مزبور به نام اسلام تقديم ملل اسلامي شود، به‌ويژه كه اين كمك‌ها نه ملك آنان كه ملك اسلام و شريعت اسلامي است و اگر بتوان چنين كرد، خواهيم توانست فضاي عاطفي زيبايي ميان مسلمانان فراهم آوريم و آنان را به اسلامشان پايبند سازيم و ديگران را نيز به اين زندگي فرابخوانيم.

كاستي‌هاي اين رسانه‌ها، صرفاً به همين تعداد منحصر مي‌شود؟

يكسري كاستي‌ها و نقاط ضعف ديگري نيز هست كه حتماً بايد به آنها اشاره شود از جمله: بي‌توجهي به برخي عرصه‌هاي تبليغي يا دست كم گرفتن آنها مانند عرصه زن مسلمان، كودك مسلمان، جوان مسلمان، كارگران و امثال آن كه متأسفانه رسانه‌هاي ما كمتر به آن مي‌پردازند، همچنين منزوي شدن اصحاب انديشه‌هاي اصيل در عرصه تبليغاتي كه خود گوياي نكته ظريف و مهمي است. عدم‌تنوع در روش‌ها هم مسئله‌‌ساز شده است. به علاوه بي‌توجهي مرگبار به هنر سينما، تئاتر، تلويزيون و... كه تجسم‌بخش مفاهيم مختلف در برابر ديدگان تماشاگران است. همه اين نقاط ضعف و كاستي‌ها را در كنار امكانات هنگفت رسانه‌اي‌ـ‌تبليغي دشمن و عناصر آموزش‌ديده و متخصص آن و اشغال رسانه‌اي همه بخش‌هاي سرزمين اسلامي قرار دهيد؛ رسانه‌هاي دشمن، زمينه‌ساز اشغال استعماري هرچند با روش‌هاي امپرياليستي جديد از جمله اشغال فكري، رواني و حتي نظامي است.
آيا اين نقاط ضعف را درك مي‌كنيم؟ آيا كاري براي رفعشان كرده‌ايم؟ من تأكيد مي‌كنم كه اسلام در تمامي جوامع بشري گسترش خواهد يافت، حتي اگر مسئوليت‌هاي بزرگ خود را نشناسيم، ولي اگر اصلاحات لازم را در خود انجام داديم، خواهيم توانست چرخ‌هاي حركت اسلام را با شتاب بيشتري به جلو برانيم و خدمات بيشتري به اين روند ارائه كنيم.

از ديدگاه حضرتعالي چه عواملي ما را در رسيدن به شرايط رسانه‌اي مناسب كمك خواهد كرد؟ در چنين شرايطي چه بايد كرد؟

براي رسيدن به تبليغات رسانه‌اي شايسته، اين پيشنهادها را مطرح مي‌كنيم:
۱ـ تشكيل مجمعي تبليغي - رسانه‌اي به نام «مجمع رسانه‌اي اسلامي» با اين وظايف:
الف) رساندن مفاهيم اصيل اسلامي در عرصه‌هاي گوناگون عقيدتي و تشكيلاتي به گسترده‌ترين بخش امت و به بهترين شيوه‌ها.
ب) كمك عملي به تجربه اجتماعي كه اسلام براي بناي امت اسلامي آن را رهبري مي‌كند.
ج) بيان حق در برابر همه طواغيت و اذناب آنها و مطرح ساختن كاملاً صريح واقعيت‌ها و حقايق با امت.
د) ابلاغ اسلام به جهانيان از طريق اشراف كامل بر كل فعاليت‌هاي اسلامي در عرصه‌هاي مختلف و تأمين رسانه‌هاي گروهي مختلف از نظر انديشه‌هاي اصيل اسلامي در ابعاد و سطوح مختلف مشروط بر اينكه اين مجمع از علماي اسلامي شناخته‌شده و شهره در استقلال رأي و غيرت اسلامي تشكيل شود و در همه كشورهاي اسلامي شعبه‌هايي داشته باشد و اين شعبه‌ها بيانگر ويژگي‌هاي اين مجمع و منعكس‌كننده مواضع آن و به انجام رساننده مأموريت‌هاي آن باشند.
۲ـ ارتباط دائمي ميان علما و شخصيت‌هاي اسلامي تا مبادا قرباني فريب‌هاي تبليغي و حركت‌هاي گمراه‌كننده رسانه‌هاي دشمن شوند.
۳ـ تشكيل كميته‌اي به نام «هيئت خدمات اجتماعي اسلامي» كه مأمور توزيع خدمات و كمك‌ها به نام اسلام به‌جاي ارائه و تقديم آنها به نام اين يا آن رئيس و پادشاه باشد.
۴ـ تلاش و برنامه‌ريزي در جهت اعتلاي سطح سياسي و فرهنگي و رسانه‌اي امت اسلامي از طريق ابزارهاي در دسترس و از جمله برگزاري ميزگردهاي آزاد و نيز از جمله مهم‌ترين اين ابزارها پخش مستقيم و زنده نشست‌هاي مجالس شورا و پارلمان‌ها به منظور قرار گرفتن مردم در جريان فعاليت‌ها و بحث‌هاي آنها.
۵ـ فراخواندن همه دولت‌هاي موجود در كشورهاي اسلامي براي اقداماتي پيگير و مستمر در جهت منع و حذف پديده‌هاي طاغوتي از جمله اسراف و امثال آن و نيز نمودهاي تمدن مادي و انحراف‌هاي اخلاقي و پيشگيري از انتشار و پخش نشريات ضداخلاقي و منافي عفت و نيز مطبوعات با گرايش‌هاي منحط و لائيك.
۶ ـ فراخوان تمامي دست‌اندركاران و فعالان رسانه‌اي‌ـ ‌تبليغي اسلامي به تأكيد بر مسائل مستضعفان در جهان و برافراشتن پرچم دفاع از آنها در راستاي هم‌سويي با ديدگاه‌هاي اسلام.
۷ـ ابتكار ايستگاه‌هاي راديويي ويژه آن دسته از ملل اسلامي كه درگير اختلاف‌ها و درگيري‌هاي منافي تعاليم اسلام هستند. 

نقد رسانه‌هاي اسلامي، به نقد رويكرد انديشمندان اسلامي منتهي شد. از نظر شما، اين طيف از افراد گرفتار چه ضعفي هستندكه كا‌رآمدي مطلوب را ندارند؟

مهم‌ترين و نخستين اين ضعف‌ها، وابستگي دست و پا‌ گير اين افراد غالباً به تبعيت از حاكمان است. اين وابستگي كشنده گاه زاييده ضعف نفس يا نياز اقتصادي و رواني انديشمندان است. اين وابستگي داراي پيامدهاي منفي فراواني است كه مي‌تواند از عنصر مجامله و به اصطلاح تعارف و عدم پرداختن به آنچه سلاطين را به خشم آورد، آغاز مي‌شود و در نهايت به پر شدن شكم‌ها از حرام و برآمده شدن رگ‌ها از خون مستضعفان و ستمديدگان و در نهايت به عمليات تحريف و دروغ‌پردازي‌هاي عمدي پايان ‌گيرد. آيا كساني كه گرانبهاترين گوهر زندگي، يعني خرد را به شياطين كوچك فروخته‌اند، به اين نكته توجه دارند كه كارشان به جايي رسيده است كه به ستايش و تمجيد از جاهلاني مي‌پردازند كه نمي‌فهمند چه مي‌گويند و شايستگي حكومت و قدرتشان تنها در مزدوري براي اربابان خلاصه مي‌شود؟ چه بسيار كنفرانس‌ها و نشست‌هايي كه اين كوتوله‌ها سعي كردند آنچه را كه به خطي درشت و بسيار واضح برايشان نوشته بودند، بخوانند، ولي مرتب گرفتار لكنت مي‌شوند و تپق مي‌زنند! حال آنكه در همان كنفرانس اين سخنان به عنوان يكي از اسناد مهم انديشه اسلامي معاصر تلقي مي‌شد!

آيا تمامي اين افراد به لحاظ اين خصلت در يك مرتبه قرار مي‌گيرند؟

فراموش نكنيم كه مزدوري مراتبي دارد و بهاي دريافتي نيز متفاوت است، البته اين معامله در هر سطحي، بدون شك در شمار معاملات كاملاً زيان‌آور است. نتايج و پيامدهاي مزدوري نيز مراتبي دارد. گاه تنها به صورت خودداري از بيان مطالبي است كه حاكمان را به خشم مي‌آورد و بسنده كردن به روشنگري محدود به دور از تحريك امت عليه ظلم و جور، ولي گاهي اين مزدوري به تأييد و توجيه اعمالي از اين طاغوت‌ها مي‌رسد كه در جنايت‌آميز بودن آنها ترديدي باقي نمانده است. مگر به چشم خود نديده‌ايم كه اين به اصطلاح انديشمندان به ستايش برخي از مدعيان رهبري امت مي‌پردازند، حال آنكه خود به چشم خويش شاهد ظلم و فساد او هستند و مي‌بينند كه همچون پلي براي عبور اسرائيل به جهان اسلام ايفاي نقش كرده است؟ و مگر كساني چون «نميري» رئيس‌جمهور وقت سودان و امثال وي را فراموش كرده‌ايم؟ از ديگر نمونه‌هاي بيمارگونه در بعد فكري، تكرار بي‌ابتكار و خلاقيت، نه در عرصه موضوع و نه در بعد راه‌حل‌هاي عملي و استنباط است. آنچه دردآورتر و ناراحت‌كننده‌تر است، اين كه به‌رغم گذشت ربع قرن بر اين تجربه و نياز مبرم به چنين انديشه فكري بزرگي كسي نيست كه گام برداشته شده از سوي انديشمند بزرگ اسلامي مرحوم شهيد آيت‌الله محمدباقر صدر در گستره انديشه اقتصادي را دنبال و تكميل كند.
پي‌نوشت‌ها:
۱- قرآن كريم، سوره جن، آيه ۱۶.
۲- قرآن كريم، سوره مائده، آيه ۶۶.
۳- قرآن كريم، سوره اعراف، آيه ۹۶.
۴- قرآن كريم، سوره قصص، آيه ۵.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار