کد خبر: 519791
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۲
همانطور كه مي‌دانيد پس از ادغام و البته به عبارت صحيح‌تر «انحلال» جهاد سازندگي توسط دولت موسوم به اصلاحات (البته از جنس اصلاح امريكايي و غربيزاسيون كردن كشورمان) بسيج سازندگي به اذن رهبر عزيزتر از جانمان تابيدن گرفت و انوار درخشش اين خورشيد ولايت، مناطق و روستاهاي محروم كشور پهناورمان را منور نمود. يكي از هزاران مجموعه فعال در اين حوزه «جبهه جهادي منتظران خورشيد» است. دانشجوياني كه از محله نظام‌آباد و نارمك تهران گرد هم آمده و در عرصه خدمت جهادي براي كشور الگويي گشتند. منتظران خورشيد كه يكديگر را «رزمنده» خطاب مي‌كنند چهارمين سال متوالي را در بلوچستان سپري كرده و روستاهاي محل هجرت و جهادشان را به آب، برق، خانه، سرويس بهداشتي، حمام و... مجهز نمودند و به قول خودشان تمام پيشرفت‌ها را حاصل بزرگ منشي و رفتار كريمانه، قدرشناسي و مشاركت اهالي خونگرم بلوچ مي‌دانند. آنچه در زير مي‌آيد بخشي از مجاهدت خواهران اين جبهه جهادي است كه به گفته خادم (مسئول)جبهه، براي خود شير زناني هستند كه صعب‌العبورترين و به قول دستگاه‌هاي... و برخي مسئولان عالي استان، ناامن‌ترين منطقه را براي هجرت برگزيده‌اند.

پلان اول: غيبت خواهران
سال اول يعني نوروز ۸۹ خواهران نيز همچون برادران در اردو ثبت‌نام كردند. اين اولين گروه جهادي بود كه قرار بود براي اولين بار در انقلاب اسلامي و حتماً از قبل آن، وارد شهرستان نيكشهر شود. به رغم ناامن جلوه دادن منطقه، منتظران كه خود را بسيجي دانسته و امنيت را در سايه‌سار حضور خود مي‌دانستند، با تمام اميد قصد خدمت به مردم شريف آن ديار را داشتند پس عزم خود را جزم كرده و پاشنه‌ها را وركشيدند تا آنكه سه روز قبل از حركت در پي اظهار صريح استاندار وقت در جلسه‌اي كاملاً رسمي مبني بر عدم ضمانت درخصوص تأمين امنيت موكداً براي خواهران، نامه‌اي رسمي از مبادي ذي‌ربط به ما رسيد و بالاجبار سفر خواهران جهادگر لغو شد و بدين ترتيب اولين جهاد منتظران در اوج بهت و حيرت رزمندگان جبهه، با غيبت خواهران برگزار شد. . . اگرچه نوروزهاي ۹۰، ۹۱و ۹۲ درخشش تاليان زينب(س)، نه تنها آن غيبت را جبران نمود بلكه شگفتي‌ها خلق كرد كه بيا و ببين.

پلان دوم: جامانده‌اي رسيده
۲۱ سال دارد با چهره‌اي آرام و متين، فارغ‌التحصيل رشته پرستاري بوده و اينك در حال تحصيل براي كسب دومين ليسانس است، او اكنون دانشجوي ترم ۵ مهندسي صنايع است. قدر اردو و لحظاتش را بيشتر از بعضي‌ها مي‌داند. حتماً مي‌گوييد چرا؟ آري، او سال گذشته هم به جمع جهادگران پيوست اما هنگام حركت با جمله مادرش كه احساس نارضايتي‌اش را بروز داد، اين جوان عزيز نيز كه معناي واقعي جهاد را درك كرده بود و اطاعت از پدر و مادر را واجب و ضروري مي‌دانست بر خلاف ميل باطني‌اش با چنان حسرتي به خانه بازگشت كه هنوز منتظران به خوبي يادشان هست لحظه‌اي كه او دست خداحافظي را تكان داد. اگرچه از اردوي پارسال بازماند اما از آنجايي كه گفته‌اند «ان الاعمال بالنيات» حتماً او ثواب جهاد و هجرت را بيشتر از من برده است...
امسال نيز پدر و مادر درست همان هنگام، كارستاني كردند برخلاف سال گذشته و اين بار با رضايت تمام، دختر جوانشان را رهسپار هزاران كيلومتر آنسوتر از تهران نمودند و با هم قرار گذاشتند پس از ۲۲ سال، تحويل سال را بدون «مهسا» بگذرانند. اشك‌هاي مادر و دختر، گوياي ارتباط عميقي بود كه سختي هجران را از همان لحظه نشان مي‌داد اما به هر حال پرستار اردو كه گويا يكسال براي رضايت والدين تلاش نموده بود براي نخستين بار در دوران حيات، رهسپار جهادي عظيم شد.

پلان سوم:۱۳ عددي مبارك
هر وقت مي‌ديدم پلاك خانه‌اي را نوشته‌اند ۱+۱۲يا مي‌شنيديم ۱۳ عدد نحسي است از عمق جانم اندوهگين مي‌شد. چراكه اعجوبه بشريت، علت خلقت و واسطه بي‌بديل رحمت و مغفرت اميرمؤمنان علي ابن ابيطالب عليهم‌السلام ۱۳ رجب، دنيا را به قدوم آسماني خويش معنا بخشيده است. سال‌هاي سال به همين خاطر، ۱۳ فروردين را به مطالعه و تفكر گذراندم تا همگام با عوامي نگردم كه به خاطر نحسي ۱۳ مي‌خواهند دور هم باشند تا روزشان را زودتر سپري كنند. امسال منتظران نيز به كارستان‌شان اضافه كردند اعزام ۱۳ رزمنده خواهر را كه هريك تخصصي داشتند و تجاربي و هريك براي خود دري بودند در گنجينه تربيت فاطمي. اين اردوي خواهران از آن رو برايم جاودانه‌تر شد كه مدت اردو نيز ۱۳ روز بود و اين مجاهدت نمونه بارزي بود براي مبارك بودن عدد ۱۳ و اين ميمنت را بيش از همگان، اهالي باصفاي روستا با پوست و گوشت و خونشان درك مي‌نمودند. باشد كه با افتخار بر پلاك خانه‌مان و بر لوح وجودمان حك كنيم عدد ۱۳ را.

پلان چهارم: نگاهي آماري
اگر شما يك بار اردوي جهادي رفته باشيد حتماً مي‌دانيد كه بچه‌هاي جهادي در عين حال كه از دوربين و خبرنگار فراري هستند و به محض ديدن دوربين، دست از كار كشيده و مشغول خنده و تفريح مي‌شوند تا به قول خودشان ريا نكنند، از آمار دادن هم متنفر و بيزار هستند اما من قصد دارم با نگاهي متفاوت آماري بدهم شايد قدر رزمندگان جهادي را بهتر نشان دهد. از ميان اين ۱۳ خواهر رزمنده چهار نفر داراي مدرك كارشناسي ارشد، هفت نفر كارشناسي و سه نفر حوزوي بودند... يكي از خواهران كه مصداق وحدت حوزه و دانشگاه بود هم ليسانس دانشگاهي داشت و هم مدرك حوزوي. به همين خاطر آمار فوق ۱۴ نفر شد وگرنه تعداد گروه همان عدد مبارك ۱۳ مي‌باشد.
اگرچه خانم‌ها هميشه جوان هستند و اهل گفتن سن و سال هم نيستند ليكن مجبورم بگويم ميانگين سني خواهران ۲۳ سال بوده كه از ميان دانشجويان سه نفر از دانشگاه آزاد و هشت نفر دانشجوي تحصيلكرده دانشگاه سراسري هستند كه از اين تعداد ۳۷ درصد متأهل و ۶۳ درصد مجرد هستندكه خواهران متأهل با همسرانشان شركت كردند و يكي از خواهران با فرزند سه ساله‌اش حاضر به شركت در جهادي سخت شد.
البته از آنجايي كه جهاد خواهران، هشت روز زودتر از برادران آغاز شد بنابراين تعدادي از خواهران متأهل هشت روز زودتر از همسرانشان به اردو آمدند.

پلان پنجم: مردان در خدمت زنان
اگرچه نگارنده جزو سلسله مذكران است و از ترس اتهامات خوانندگان كه او را از فعالان انجمن «ز.ز» نخوانند سعي دارد خيلي از قوم نسوان تعريف و تمجيد نكند اما خب از آنجايي كه سانسور در حرفه روزنامه‌نگاري امري قبيح است لذا مجبورم صحنه‌اي ديگر از اين اردوي جهادي را بازگو كنم كه براي خود حماسه بزرگي است. از آنجا كه نقش و جايگاه زنان روستا در امر اشتغال و اقتصاد مهم مي‌نماياند لذا خاكريز عمراني واحد برادران جبهه پس از فعاليت‌هاي خوب خواهران جبهه در برگزاري كلاس‌هاي آموزشي ويژه اشتغال و گاهي فروش محصولات توليدات زنان روستا بر آن شدند كه يك تعاوني را ويژه زنان روستا احداث كنند و اينگونه شد كه يك واحد ۵۴ متري را احداث و ۱۱ دستگاه چرخ خياطي را به همت كميته امداد به اين تعاوني هديه نمودند. از آنجايي كه ايام ساخت تعاوني با ايام فاطميه تقارن داشت به تعاوني حضرت زهرا(س) نام گرفت و اينگونه حركت رو به رشد در اشتغال روستاي محل هجرت شتاب گرفت.

پلان آخر
يادتان هست قصه ناامني و اجبار براي نياوردن خواهران به بلوچستان و... را؟! امروز كه در حال نگارش اين خطوط پاره پاره و واژگان در هم ريخته هستم ساعتي است كه خواهرانم از جهاد ۱۳ روزه‌شان بازگشته‌اند و با اقتدار تمام مي‌گويم كه در طول سه سال مجاهدت خواهران و چهار سال حضور مستدام جبهه جهادي كه تاكنون خواهران هفت اردو به آن ديار داشته‌اند، حتي يك مريضي كوچك نداشته‌ايم به رغم آنكه در همين تهران، در طول چند ماه گذشته ده‌ها فقره قتل و جراحت ناشي از دعوا داشته‌ايم و در حالي كه سال گذشته ۲۷ هزار كشته در جاده‌ها داشته‌ايم اما به لطف لايزال الهي (گوش شيطان و دشمنان كر) كوچك‌ترين سانحه‌اي نداشتيم و همه را مرهون دعاي امام راحل و امام حاضرمان هستيم كه بانيان اصلي حركت‌هاي جهاد سازندگي و بسيج سازندگي در كشورند... به اميد روزي كه فقط براي محروميت‌زدايي از دلمان به روستاها سفر كنيم و فقر محبت و صفا و صميميت حاصل از شهرنشيني را به ثروت‌هاي معنوي روستاييان گره زده و غني شويم.

قلمي فرسوده از منتظر خورشيد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار