
به گزارش خبرنگار ما، بامداد روز شنبه ۱۲اسفند ماه كارگران خدماتي شهرداري قرچك خيابان شهيد رجايي با جسد مرد ميانسالي كنار خيابان روبهرو شدند و بلافاصله پليس را با خبر كردند. مأموران وقتي به محل حادثه رسيدند، متوجه آثار ضرب و جرح روي جسد شدند كه مشخص بود مرد ناشناس توسط قاتل يا قاتلاني در مكان ديگري به قتل رسيده و سپس جسدش به اين خيابان منتقل شده است. در ادامه با اعلام اين خبر، قاضي قريشيزاده بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي پايتخت به همراه تيمي از كارآگاهان جنايي با حضور در محل حادثه تحقيقات خود را آغاز كرد.
تيم جنايي در تحقيقات ميداني با فاصله چند صد متري از كشف جسد، يك خودرو وانت بار را كشف كردند كه بررسيها نشان داد مالك خودرو مقتول- بهمن ۳۶ ساله - است. بدين ترتيب با مشخص شدن هويت مقتول، تحقيقات كارآگاهان براي رمزگشايي اين جنايت وارد مرحله تازهاي شد. پليس در گام بعدي شهين- ۳۰ ساله همسر مقتول را مورد بازجويي قرار داد. وي در ادعايي گفت: شغل شوهرم باربري بود و با وانتبارش در تهران بار جابهجا ميكرد. وي ادامه داد: عصر روز يازدهم اسفند، بهمن با ماشينش براي كار از خانه بيرون رفت.
شب وقتي به خانه برنگشت، نگران شدم و با تلفن همراهش تماس گرفتم اما گوشي او خاموش بود. قصد داشتم موضوع را به پليس خبر دهم اما تا صبح منتظرش ماندم تا اينكه جسدش توسط پليس كشف شد. همزمان با ادامه بررسيها، پليس به حركات و رفتارهاي همسر مقتول مشكوك شد و وي را براي تحقيقات بيشتر به اداره آگاهي احضار كرد. شهين در بازجوييهاي بعدي با تناقضگويي قصد انحراف پرونده را داشت اما سرانجام روز ۲۱ اسفندماه وقتي با دلايل و مدارك روبهرو شد، به قتل شوهرش با همدستي پسرعمويش اعتراف كرد. وي گفت: در جواني ازدواج ناموفقي داشتم تا اينكه شش سال پيش با بهمن ازدواج كردم. مدتي از زندگي مشترك ما گذشت و من متوجه شدم كه بچهدار نميشوم به همين خاطر دو سال قبل نوزادي را به فرزندخواندگي قبول كرديم. ما زندگي خوبي داشتيم و بهمن هم مرد زحمتكشي بود تا اينكه مدتي قبل با پسرعمويم امير از طريق تلفن ارتباط برقرار كردم. او دانشجو و مجرد بود و گاهي هم از شمال كشور به تهران ميآمد. ارتباط پيامكي ما ادامه داشت و به يكديگر علاقهمند شديم. ابتدا تصميم گرفتم از شوهرم جدا شوم و با امير ازدواج كنم اما به خاطر حفظ آبرويم منصرف شدم.
مدتي گذشت و از يك ماه پيش با امير نقشه قتل بهمن را طراحي كرديم. روز حادثه امير به تهران آمد و براي اجراي نقشه در خانه ما مخفي شد. شب وقتي شوهرم به خانه آمد، تعداد زيادي قرص در دوغ حل كردم و با غذا به او خوراندم تا بيهوش شود و راحتتر بتوانيم نقشهمان را عملي كنيم. شوهرم بعد از خوردن دوغ به اتاقش رفت و خوابيد. وي ادامه داد: بعد از اين ما تصميم گرفتيم او را از خواب بيدار كنيم تا به بهانه تنظيم ديش ماهواره او را از بالكن به خيابان پرت كنيم و صحنه مرگ او را عادي جلوه دهيم اما شوهرم وقتي از خواب بيدار شد، خيلي گيج بود و روي بالكن نرفت و دوباره به اتاق خواب برگشت. در اين لحظه من با قابلمه مسي كه داشتم، چندين ضربه به سرش كوبيدم و امير هم با پارچهاي به گلويش فشار آورد تا اينكه بدن بهمن سرد شد. بعد از قتل، نيمههاي شب جسد شوهرم را با آسانسور به پاركينگ منتقل كرديم و از آنجا با وانت بار خودش جسد را در يكي از خيابانهاي قرچك رها كرديم.
وي در پايان گفت: ما به خانه برگشتيم و امير به شمال رفت و قرار شد در فرصت مناسب به صورت مخفيانه با يكديگر در شهر ديگري زندگي مشتركمان را آغاز كنيم. با اعتراف زن خيانتكار، پليس امير- ۱۸ ساله را شناسايي و دستگير كرد. وي در بازجويي با اظهار پشيماني به اين جنايت اعتراف كرد و گفت: ارتباط ما با يك پيامك شيطاني شروع شد و در ادامه شيطان ما را فريب داد و به يكديگر علاقهمند كرد. تحقيقات از متهمان به دستور قاضي قريشيزاده ادامه دارد.