کد خبر: 519146
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۵
سبك زندگي را بايد مهندسي كرد
نفيسه ابراهيم‌زاده‌انتظام
مهندسي سبك زندگي به نظر غيرممكن مي‌رسد اما واقعيت اين است كه امروز استفاده از اين نظريه به عنوان پركاربردترين شيوه مديريت نامحسوس رفتار اجتماعي جوامع مختلف از خارج از مرزهاي آنان است. ثابت شده كه با اين شيوه مي‌توان جمعيت كشور ديگر، نوع پوشش، طرز تلقي‌ها، ارزش‌ها، شيوه‌هاي رفتار، حالت‌ها و سليقه‌ها را شكل داد و براي اين كار نيز از تمام ابزارها بهره برد، منتها از بين تمام ابزارها، رسانه‌ها كاراتر از سايرين هستند و غرب در بهره‌برداري از آنها براي منافع استعماري خود سنگ تمام گذاشته است. آنچه از فلسفه سبك زندگي در كشور ما موضوعيت دارد، نفوذ نوع غربي آن به تمام جنبه‌ها و هدف گرفتن اصالت فردي، خانوادگي و اجتماعي ماست. پاسخ سؤالات زير، قسمتي از گره موضوع را باز مي‌كند.
چرا براي پاسخ سؤالاتمان در خصوص جزئيات و سبك زندگي، جايي خارج از عرف اجتماعي خودمان مي‌گرديم؟ كجاي زندگي ما الگوي غيربومي دارد و اين سبك چه ضربه‌هايي به شاكله زندگي جمعي و فردي ما مي‌زند؟ چرا پذيرفتن سبك زندگي وارداتي براي ما آسيب و خطر محسوب مي‌شود؟ چرا زنان نقش‌آفرينان اصلي اصلاح الگوي زندگي اجتماعي هستند؟ چرا اغلب پيام‌هاي تغيير سبك زندگي در جامعه زنان رمزگشايي مي‌شود؟ گفت‌وگو با سعيد كريمي، مردم‌شناس و كارشناس مسائل استراتژيك را براي يافتن پاسخ برخي از اين سؤالات ترتيب داديم.
او اولين چالش در اين زمينه را متوجه عدم ورود آموزه‌هاي اسلام در ابعاد مختلف زندگي از جمله جنبه‌هاي اقتصادي، فرهنگي و شهري و اجتماعي مي‌داند و براي مورد آخر مصاديقي مي‌آورد: چند وقت پيش با تعدادي از مديران خدمات شهري شهرداري تهران صحبت مي‌كردم. متوجه شدم امروز يكي از مشكلات جدي شهرداري تهران مديريت پسماند است. از طرفي زندگي شهري دو گمشده دارد. يكي اسراف و دومي تبذير است. دو گزاره اساسي كه در حوزه ديني موضوعيت دارد. خداوند در قرآن مي‌فرمايد: مسرفين را دوست ندارم. ولي به مبذرين كه مي‌رسد مي‌گويد اينها برادران شيطان هستند.
واقعاً اگر كسي در جامعه بداند زماني كه عمل تبذيرآميزي انجام مي‌دهد برادر شيطان لقب مي‌گيرد و با اين وجود انجام دهد، معلوم مي‌شود كه روي آن كار نشده است. همانطور كه مي‌دانيد اسراف يعني اينكه اگر امروز يك سيب لازم دارم، دو تا سيب مصرف كنم اما تبذير يعني يك گاز از يك سيب بزنم و بعد بندازمش كنار يا درست مصرفش نكنم و به اندازه نخرم. بيشتر بگيرم و خراب شود و بريزم دور و گزاره‌هايي از اين دست. اين مثال دم‌دستي‌اش است. اگر شما بخواهيد اين اتفاق را رصد كنيد مي‌بينيد كه راجع به اين مسئله فرهنگ‌سازي نشده است. در جوامع شهري به بزرگي شهر ما، به ويژه در كشورهاي اروپايي، سيستم توليد، بسته‌بندي و توزيع ميوه‌ها و مواد مصرفي مردم با ايران متفاوت است، يعني مصرف مردم را از مبدأ مديريت مي‌كنند. مقام معظم رهبري بر اصلاح الگوي مصرف و اثرات آن چه در توليد، چه در توزيع، چه در مصرف و چه پسماند تأكيد مي‌كنند. توزيع در سيستم مصرف بايد طوري مديريت شود كه در پسماند با كمترين مشكل بابت تفكيك و جذب و بازيافت مواجه شويم. در حال حاضر سيستم توزيع در ميادين تره‌بار شهري ما متناسب با اين نگاه نيست. نتيجه اينكه تمام ما در طول روز به نوعي مشغول حمل زباله هستيم. يكي از كاركردهاي ماليات بر ارزش افزوده اين است كه بتواند مصرف را كنترل كند اما در جايي كه نظام توليد و توزيع ما ناقص است، اين ابزار كارا نيست. الان اساساً سيستم جوري تعريف شده كه حتي اگر بخواهيد چيزي را كم مصرف كنيد نمي‌توانيد. در ميادين تره‌بار مي‌گوييد يك كيلو از فلان ميوه مي‌خواهم، فروشنده حتماً يك كيلو به شما نمي‌دهد! مگر اينكه تذكر بدهيد. اگر او بداند كه اين كار مصداق تبذير است و چيزي مي‌فروشد كه مورد نياز خريدار نيست و اين فرد، جنس را مي‌برد منزل، خراب مي‌شود و بايد بريزد دور؛ كمتر بر اين كار اصرار مي‌كند. در صورتي كه در ميوه‌فروشي‌هايي كه گران‌تر مي‌فروشند به اندازه‌اي كه مي‌خواهيد و ميوه‌اي كه مي‌خواهيد را برمي‌داريد، بنابراين مي‌بينيد كه در اصل كسي كه از جاي ارزان خريداري مي‌كند هم مجبور است هزينه بيشتري بدهد اما چيزي را بخرد كه نياز ندارد، چون رشته‌ام مردم‌شناسي است، پديده‌ها را نه از حيث يك مجتهد، اما به همان روش بررسي مي‌كنم. بايد نگاهم مشاهده مشاركتمندانه باشد، بروم و آن پديده را تجربه كنم. وقتي ميو‌ه‌اي را كه مي‌خواهم به اندازه‌اي مي‌خرم، اولاً ميوه خوب خريده‌ام، دوماً دورريز ندارم، يعني تمام ميوه‌اي را كه مي‌خرم مصرف مي‌كنم. اين بايد بيايد در سبك زندگي و عادت مردم بشود. اين روند در زندگي غربي رخ داده و آنها سال‌هاست به اندازه مصرف كرده‌اند و مي‌دانند اسراف بد است. بي‌بي‌سي در گزارشي اعلام كرد آمار كساني كه از چاقي مي‌ميرند سه برابر آمار كساني است كه از گرسنگي مي‌ميرند، يعني اينقدر كه چاقي و زياد مصرف كردن و عدم تحرك باعث مرگ مي‌شود، گرسنگي باعث مرگ نمي‌شود. يكي از آسيب‌هاي جامعه ما همين است. اين مدل غذا خوردن، اين حجم از فست‌فودها و تنقلات كه همه هم مي‌دانند مضرند ولي بازتوليد و تبليغ و مصرف مي‌شوند. در جامعه‌اي كه مي‌خواهد بر مبناي سيستم اسلامي حركت كند و به آن سمت برود، مصرف اين محصولات نمي‌تواند موضوعيت داشته باشد. علاوه بر اينكه بسياري از آنها لزوماً نبايد توليد شوند. چه دليل دارد چون حتماً غربي‌ها چيپس مي‌خورند ما هم چيپس بخوريم. چه دليلي دارد آنها مك‌دونالد مي‌خورند ما هم حتماً همبرگر مصرف كنيم. به جاي اين مسائل بايد اقتضائات و نيازهاي جامعه را بشناسيم. طبق آموزه‌هاي دين اسلام اگر بدانيم چيزي ضرر دارد و آن را مصرف كنيم، به لحاظ ديني گناه انجام داده‌ايم. همه پزشكان مي‌گويند نوشابه مضر است اما مصرف مي‌كنيم. بالاي ۱۵۰ نوشابه سنتي و طبيعي در كشور داشته‌ايم يا شخصيتي مثل بوعلي‌سينا زماني كه مي‌فهمد يك‌سري داروهاي گياهي و سبزيجات خوب هستند با اينها غذا درست مي‌كند. بخشي از‌ آش‌ها و خورشت‌‌هاي ما محصول مطالعات پزشكي گذشتگان ماست. طبيبان ايراني داروها را در غذا و سبك زندگي و شيوه مصرف مردم آورده‌اند. يك‌سري عرقيات گياهي معرفي كرده‌اند كه متناسب با هر فصل، بعد از غذا مصرف مي‌شوند. برخي از خانم‌هاي مسن‌تر هنوز دانش برخي گياهان دارويي را دارند. مادربزرگان ما‌ آش شلغم را در زمستان فراموش نمي‌كردند و با اين كار پيشگيري از بيماري‌ها را در تغذيه لحاظ مي‌كردند. طب‌الرضا يكي از منابع بسيار غني پيشگيري و درمان داروهاست.
پيروزي واقعي
اين كارشناس مسائل استراتژيك مي‌افزايد: دشمنان انقلاب ما، در مرحله اول و در فاز نظامي وارد مبارزه با آن شدند، بعد از آن وارد فاز فرهنگي و در عين حال تغيير در تعداد جمعيت ما شدند، در حوزه اقتصادي اذيتمان كردند، در حوزه‌هاي سياسي ناامني درست كردند، يعني از تمام ابزارهاي موجودشان استفاده كردند، ولي با اين حال تا الان هم موفق نبوده‌اند اما اگر سبك زندگي اسلامي را وارد زندگي شهري و عمومي مردم نكنيم، اساساً تمام تلاش‌هايي كه تا الان انجام داده‌ايم، تحت عنوان انقلاب اسلامي كه بر اثر آن جمهوري اسلامي محقق شده ابتر خواهد بود. مقام معظم رهبري فرموده‌اند: اگر ما در عرصه‌هاي فرهنگي شكست بخوريم، پيروزي در عرصه‌هاي نظامي و سياسي و اقتصادي پيروزي نيست.
امروز مسئله جامعه امريكا اقتصادي و سياسي و نظامي نيست. در اكثر نقاط دنيا پايگاه‌هاي نظامي دارند، يك نظام مقتدر سياسي دارند كه ادعا مي‌كند براي دنيا برنامه دارد، اقتصادي دارد كه واحد پولش جهاني است اما در عرصه فرهنگي امريكا مشكل دارد.
در فرهنگ امريكايي يك جوان ۲۴ ساله به روي بيش از ۲۰ كودك اسلحه مي‌كشد. اين جامعه يك جامعه كاملاً بيمار است. مقام معظم رهبري مي‌گويند: دشمن اشتباه كرد با ما وارد جنگ فرهنگي شد. نقطه برتري در اين جنگ با ماست.
پيروزي در اين جنگ با ماست اگر بتوانيم سبك زندگي اسلامي را در وهله اول براي جامعه خودمان Civilize و شهري كنيم و به زندگي مردم بياوريم. امروز كسي كه مي‌خواهد در ترافيك حركت كند بايد بداند كه اگر جايي پيچيد و از خط منحرف شد، تنها يك تخلف ترافيكي صورت نگرفته بلكه به حق‌الناس توجه نكرده است. اگر من مسلمان احساس كنم يك بوق اضافه بزنم، ناراحتي در يك فرد ايجاد مي‌شود و به حقي تعدي كرده و گناه انجام داده‌ام و بايد پاسخگوي آن باشم، مسلماً اين كار را نمي‌كنم. از اين دست كارها زياد در جامعه صورت مي‌گيرد. معتقديم اسلام آمده كه افراد را از درون تنظيم كند. نظم و فرهنگ را دروني كند كه شما بتوانيد با ديگران زندگي كنيد. اسلام يك حوزه فردي تنها نيست. اصلاً واحد اجتماع اسلامي خانواده است و روابط افراد با ديگران موضوعيت پيدا مي‌كند.
شأن روابط انسان با انسان در حد رابطه انسان با خداست
سعيد كريمي، «انسان مسلم» در جامعه اسلامي را در مقابل «انسان طاغي» در سبك زندگي وارداتي تعريف و خاطرنشان مي‌كند: در سفر حج اگر همه مناسك انجام شود، تا زماني كه طواف نسا انجام نشده و نماز طواف نسا خوانده نشده، زن و مرد به هم حلال نيستند. نتيجه‌اي كه از اين مسئله گرفته مي‌شود اين است كه شأن رابطه انسان با انسان دقيقاً از شأن و وزانت رابطه انسان با خدا برخوردار است، يعني شأن و قداست و عظمت رابطه دو انسان به اندازه رابطه انسان با خداست. اين مسئله در رابطه با طبيعت هم هست. شما وقتي محرم هستيد، اجازه نداريد خيلي كارها را در طبيعت انجام دهيد. در چنين سيستمي اگر انسان رابطه خود را با خدا اصلاح و تنظيم كند، رابطه انسان با خودش، همنوعش و با طبيعت تعريف خواهد شد. اين اتفاق بزرگي است كه بايد در پروژه اسلام در زندگي شهري بيفتد. در اين پروژه، انسان در ارتباط با انسان‌ها و در يك جامعه پيچيده شهري تعريف مي‌شود. تا اينجا بخش ايجابي مسئله است. از طرفي از ابتداي خلقت آدم تاكنون، شيطان و ابنا و اذنابش بيكار ننشسته‌اند، بنابراين بايد در بخش سلبي هم ورود كنيم. اگر پذيرفته‌ايم كه امريكا شيطان بزرگ قرن است، پس سبك زندگي امريكايي نيز يك سبك زندگي شيطاني و خبيث است و انسان طاغي نيز در آن موضوعيت پيدا مي‌كند، در مقابل انسان مسلمي كه جامعه اسلامي مي‌پرورد. بايد استراتژي مهاجمان را شناسايي كنيم و ببينيم مي‌خواهند به كدام نقطه حمله كنند. ما براي پروژه اسلام در زندگي شهري بررسي كرديم كه چه چيزي از پيغمبر(ص) باقي مانده، ديديم پيغمبر(ص) دو امانت پيش مسلمانان باقي گذاشته است؛ يكي قرآن و ديگري عترت. عترت به مفهوم اهل بيت و سيره‌اي كه از ايشان باقي مانده است و ديدم دقيقاً كتاب آيات شيطاني از ابتدا اين دو را هدف گرفته، در حالي كه پيغمبر(ص) از اينها به عنوان نقطه ثقل‌هاي اسلام ياد مي‌كند. نقطه ثقل كجاست؟ نقطه‌اي است كه تعادل را برقرار مي‌كند. تا زماني كه جسم يا پديده‌اي روي نقطه ثقلش قرار گرفته باشد تعادل دارد؛ كافي است نقطه ثقلش را بزنيد، بلافاصله از حالت تعادل خارج مي‌شود و فرو مي‌ريزد. كل پروژه آيات شيطاني كه به قلب سلمان رشدي نازل شده درصدد زدن اين دو نقطه اتكاست، بنابراين پروژه اسلام در زندگي شهري در مقابل پروژه سلمان رشدي و براي نزديك كردن مردم به قرآن و عترت و به مفهوم سيره پيغمبر(ص) و به سيره اهل بيت طراحي شد. به جز اين دو كار كه در حوزه‌هاي ايجابي و سلبي انجام شد، بايد مكر و حيله شيطان را هم نشان مي‌داديم. هم با تحقيق و پژوهش و هم در محتوايي كه توليد مي‌شوند و بايد با مدياهاي مختلف قابل ارائه باشند. اينها اساس پروژه اسلام در زندگي شهري هستند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار