
مخاطب مجبور است با هنرمند يا هنرپيشهاي كه در طي سال با اخبار ناگوار و گاه ناجور درباره او مواجه ميشود(توقيف فلان آلبوم يا ممنوع التصوير شدن فلان هنرپيشه) ساعاتي را سپري كند كه براي اكثر قريب به اتفاق ايرانيان ساعات خوش يمن و مباركي است. هر ساله بايد بالاجبار مشغول تماشاي چهرهايي باشيم كه بين رنگ و جنس دغدغههاي آنها با آحاد مردم چندين سال نوري فاصله وجود دارد.
گرفتاريهايي مثل مدل دماغ و برند فلان لباس و يا كت و شلوار و سفر به فلان كشور اروپايي و هزار جور رنگ و لعاب اومانيستي كه به واسطه احساس خودباختگي فرهنگي و البته حس حقارت در مقابل غربيها براي آنها به وجود ميآيد، قطعاً با داشتن دغدغه اجاره مسكن، گران شدن چندباره كالاهاي اساسي، شهريه مدرسه فرزندان و چندين و چند مشكل و گرفتاري ديگر متفاوت است. اين البته بخشي از شوي تبليغي است كه مخاطبان چند سالي است كه بايد در آغازين ساعات سال نو از طريق برخي شبكههاي تلويزيوني تحمل كنند.
بخش ديگر مربوط به نوع گفتمان و نحوه پوشش مهمانان اين برنامههاست كه آنتن شبكه زنده را با مهمانيهاي خصوصي و گاه مختلطشان اشتباه ميگيرند! وقتي يك هنرپيشه يا يك آوازه خوان قرار باشد كه به عنوان الگوي جامعه و جوانان از طريق آنتن زنده صداوسيما به مخاطبان معرفي شود، ديگر نبايد توقع داشته باشيم كه فردا جوانان كشور به فكر پيشرفت و اعتلاي كشور باشند، چراكه فرد الگو و معرفي شده توسط تلويزيون بيشتر به فكر افتادگي گونهها و لبهايش به علاوه پوشيدن لباسهاي ماركدار و به روز است، نه چيز ديگري.
از طرفي مجريان برنامهها با پرسش سؤالاتي از خصوصيترين مكانها و اتفاقات زندگي مهمانان برنامه سعي ميكنند با انتشار و برملا كردن زواياي پنهان و خصوصي زندگي اين افراد براي مخاطبانشان به اصطلاح غافلگيري و جذابيت ايجاد كنند! ظاهراً كسي هم نيست كه از اين نوابغ و جستوجوگران بپرسد كه مثلاً اينكه فلان خانم بازيگر به خاطر كار فيلمبرداري چند روز نميتواند به منزل برود، شوهرش چه كار ميكند و چه احساسي دارد، مطلوب و خواهش چه تعداد از مخاطبان تلويزيون است؟
متأسفانه چند سالي است كه اكثر برنامههاي ظاهراً شاد و مفرح تلويزيون كپي برابر اصل شوهايي است كه از شبكههاي ماهوارهاي پخش شده است. شايد دوستان گمان ميكنند كه مقدار فسفر خرج شده براي توليد برنامههاي ابتكاري تطابق و تقارني با حقوق دريافتيشان ندارد. نكته خيلي خيلي جالب ديگر در اينگونه برنامهها، حضور مجرياني است كه در طول سال به دلايل مختلف از آنها استفاده نميشود اما همان افراد در ساعات پيك مخاطب ايام نوروز، اجراي برنامههاي فرح زا! را به آنها ميسپارند! چند وقتي است كه مقام معظم رهبري با پيش كشيدن لزوم و ضرورت ترويج و تبيين سبك زندگي اسلامي به طريق اولي، از مديران حركت در اين مسير را مطالبه ميكنند. با تمام اين تفاسير لازم است كه مديران و مسئولان سازمان صداوسيما در تدوين، اجرا و انتخاب مهمانان برنامههاي ساعات پاياني سال ۹۱ دقت بيشتري به خرج بدهند و از كساني دعوت كنند كه مروج و پيرو نگاه رهبري و ارزشهاي اسلامي باشند، چراكه با اين نوع برنامههاست كه ميتوان به تولد شهيد احمدي روشنها بينجامد.