
يكي از فتنههاي گسترده و مخرب سالهاي آغازين انقلاب اسلامي، تشكيل حزب خلق مسلمان با حمايت آيتالله شريعتمداري است. تشكيل اين حزب باعث ايجاد تفرقه و دودستگي در صفوف انقلاب در حوزههاي تحت نفوذ ايشان بهويژه آذربايجان شد و انرژي فراواني از توان نظام اسلامي را در دوراني بسيار حساس صرف خود كرد و بزرگان بسياري از جمله سيد احمد آقا را واداشت تا با تلاشي تلخ و دردآور به مهار اين فتنه همت گمارند
پيشينه آيتالله شريعتمداريآيتالله سيد كاظم شريعتمداري از شاگردان مرحوم آيتاللهالعظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري بود. پس از وفات ايشان به تبريز رفت و تا سال ۱۳۲۸ش در آنجا اقامت داشت. در اين سال به دعوت شماري از طلاب و فضلا به قم برگشت و بهتدريج زمينه مرجعيت محدود ايشان فراهم شد. تا اينكه پس از درگذشت آيتاللهالعظمي بروجردي در رديف عده ديگري از علماي طراز اول وارد ميدان مرجعيت شد. آقاي شريعتمداري، مبارزه قهرآميز با رژيم شاه را برنميتافت، لذا تلاش ميكرد راهي ميانه سازش و مبارزه را دنبال كند. به همين دليل تا روزهاي پيش از انقلاب حاضر نبود عليه شاه سخني بگويد. (۱) عدم توافق افكار و عملكرد آقاي شريعتمداري و طرفدارانش با نگاه و راه انقلابي، اصولگرايانه و سازشناپذير حضرت امام و پيروان پرشمارش، باعث شد كه مطبوعات و گروههاي معاند دائماً ايشان را براي رويارويي با حضرت امام خميني(ره) و پيروان ايشان تحريك كنند. بررسي نشريات ايران طي سالهاي ۵۷ و ۵۸ نشان ميدهد بسياري از خبرنگاران و تحليلگران رسانههاي خارجي نيز تمايل به گفتوگو با وي دارند و نظراتش را همراه با حواشي و اظهارنظرهاي دامنهدار و براي انحراف افكار عمومي از مسائل اصلي و واقعي انقلاب مطرح ميكنند.
كانوني براي اغتشاشاتاز روزهاي نخستين پيروزي انقلاب، آذربايجان محل تجمع و تحرك اغتشاشاتي مرموز و بسيار خطرناك شده بود. گروهي به نام «حزب خلق مسلمان» كه در تاريخ ۸/۱۲/۱۳۵۷ با توافق كامل آيتالله شريعتمداري(۳) پا به عرصه سياست نهاد، سردمدار اصلي نوعي سهمخواهي سياسي محسوب ميشد كه از عوامل اصلي بحران قومي در منطقه بود. بحرانسازي اين گروه در انتخابات مجلس خبرگان در روز جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ به اوج خود رسيد، اين حزب در پي اعلام نتيجه انتخابات بهرغم رأي آوردن برخي از كانديداهايش، تبليغات گستردهاي را مبني بر تقلب و اعمال نفوذ در انتخابات به راه انداخت. جوسازي و انحراف عملكرد حزب خلق مسلمان به حدي بود كه گروهي از افراد نسبتاً آگاه و متعهد وابسته به اين حزب كه خود را وفادار به انقلاب اسلامي ميدانستند، مانند سيدصدرالدين بلاغي، سيدغلامرضا سعيدي، سيدهادي خسروشاهي و چند نفر ديگر ناگزير به كنارهگيري از آن شدند(۴) سپس سيدهادي خسروشاهي طي نامهها و مقالاتي به توضيح وضعيت حزب پرداخت و به نفوذ افراد تخريبگر در آن اشاره كرد. (۵)اما بقاياي حزب خلق مسلمان بهويژه افراد وابسته و معاند، همچنان بر آتش فتنه و اختلاف ميدميدند. حركت ديگر آنان مخالفت با برخي از اصول قانون اساسي بهويژه اصل مربوط به ولايت فقيه (اصل ۱۱۰) و درخواست تحريم انتخابات بود.
طلب خودمختاري براي آذربايجانآقاي شريعتمداري با ديدگاهي متأثر از ليبرال دموكراسي، نهتنها برخلاف اجماع روحانيون برجسته و مبارز، حاكميت اسلام و ولايت فقيه را رد ميكرد بلكه فراتر از آن براي آذربايجان درخواست نوعي خودمختاري ميكرد و ميگفت:
«اختيارات داخلي براي آذربايجان ضروري است». (۶)
به دنبال تحريم انتخابات قانون اساسي از سوي حزب خلق مسلمان در روز برگزاري انتخابات (۱۱/۹/۱۳۵۸)، ناآراميهايي در سطح شهر تبريز و برخي شهرهاي استان آذربايجان و متعاقب آن در قم روي داد، روز چهارشنبه چهاردهم آذرماه ۱۳۵۸ از طرف گروهي از جوانان آذربايجاني مقيم قم دعوت به يك راهپيمايي به پشتيباني از نظرات آقاي شريعتمداري شد. در پي آن شهر قم متشنج شد و كار به درگيريهاي فيزيكي رسيد كه طي آن يكي از نگهبانان منزل آقاي شريعتمداري به شكل مرموزي با اصابت گلوله به قتل رسيد و در نتيجه بهانه ديگري را براي گسترش اغتشاشات فراهم آورد. حضرت امام كه حساسيت موضوع را ميدانستند، بلافاصله به منزل آقاي شريعتمداري ميروند و اين حادثه را محكوم و دستور پيگيري موضوع را ميدهند. همان روز امام دو پيام جداگانه صادر و در يكي به ضرورت حفظ آرامش و جلوگيري از بياحترامي به مراجع و علما تأكيد كردند و در ديگري غائلهآفريني حزب خلق مسلمان را محكوم و ملت را به هوشياري فرا خواندند.
ملاقات اعضاي شوراي انقلاب با آيت الله شريعتمداريهر چند ضارب نگهبان مزبور توسط سپاه پاسداران شناسايي و دستگير شد، اما گروهي از عوامل حزب خلق مسلمان به بهانه طرفداري از آقاي شريعتمداري اعلام راهپيمايي و تظاهرات كردند و با تحريك مردم به برخي از مراكز دولتي از جمله صدا و سيما و فرودگاه تبريز حملهور شدند. آنان با طرح خواستههاي غيرمنطقي به گسترش آشوب و بلوا دامن ميزدند. با حاد شدن مسئله، جلسه شوراي انقلاب(۷) با حضور حضرت امام(ره) در قم تشكيل شد. طي اين جلسه مقرر شد، براي رفع سوءتفاهمها ملاقاتي با آقاي شريعتمداري صورت بگيرد. گروه ملاقاتكنندگان عبارت بودند از: سيد احمد خميني به همراه چهار تن از اعضاي شوراي انقلاب، هاشمي رفسنجاني، مهدويكني، بازرگان و يدالله سحابي كه در روز جمعه ۱۶ آذر ۱۳۵۸ به ملاقات آقاي شريعتمداري رفتند. در اين جلسه آقاي شريعتمداري از اينكه گاهي در جريان تصميمات مربوط به آذربايجان قرار نگرفته است، گله ميكند. احساس ميشود ايشان از وضعي كه در تبريز پيش آمده است، بسيار ناراحتند، بنابراين تصميم گرفته ميشود كه ريشه حوادث شناسايي و از ميان برداشته شود. به اين منظور هيئتي مركب از برخي اعضاي شوراي انقلاب و نمايندگاني از طرف آقاي شريعتمداري به تبريز اعزام شدند تا از نزديك علل بروز حادثه بررسي و تصميمات لازم گرفته شود. به دنبال اين ملاقات كه با حضور سيد احمد آقا و برخي ديگر از اعضاي شوراي انقلاب برگزار شد، آقاي شريعتمداري با صدور پيامي به طرفدارانش، از آنان ميخواهد آرامش را حفظ كنند و از هر گونه درگيري و تظاهرات بپرهيزند. اما متأسفانه هنوز مدت اندكي از اين نشست نگذشته بود كه با وسوسه خناسان و روحيه چالشطلبي خود ايشان در برابر نظام، مجدداً راه تقابل در پيش گرفت و با صدور اعلاميهاي خطاب به مهندس بازرگان عملكرد صدا و سيما و مسئولان را زير سؤال برد كه در نتيجه دستاورد جلسه مشترك با سيد احمد آقا و همراهانش، كاملاً كمرنگ شد.
امام وتصميم نهايي درباره حزب خلق مسلمان حضرت امام(ره) بهخوبي ميدانستند ريشه وقايع آذربايجان در قم است، بنابراين از راههاي گوناگون سعي در آگاه كردن آقاي شريعتمداري و دعوت ايشان به انحلال حزب خلق مسلمان كردند. سرانجام هنگامي كه هيچيك از اين خيرخواهيها مفيد واقع نشد، امام(ره) با ايراد سخنراني مهم و تاريخي ابعاد گسترده توطئه را تشريح كردند و به مردم و مسئولان هشدار دادند. مذاكره و ملاقات با آقاي شريعتمداري از طرف ايشان رد شد و علما در منابر و مجالس و خطبههاي نماز جمعه خواستار انحلال حزب خلق مسلمان شدند. جامعه مدرسين قم نيز در نخستين جلسه رسمي خود تصميم گرفت شهريه آقاي شريعتمداري از سوي اعضا دريافت نشود، اما هنگامي كه حضرت امام از اين تصميم مطلع شدند، با ارسال پيامي توسط حاج احمد آقا از جامعه مدرسين خواستند از اين تصميم منصرف شوند. (۸) از نيمه دوم آذرماه ۱۳۵۸ تا اواخر دي ماه آشوب و درگيري همچنان ادامه داشت تا اينكه با تلاش گسترده مسئولان و فداكاري امت هميشه حاضر در صحنه، تعدادي از عوامل پشت پرده و آشوبگران دستگير شدند. با فرار حسن شريعتمداري فرزند آقاي شريعتمداري و دكتر عليزاده دبيركل حزب به خارج كشور، غائله تبريز فروكش كرد، اما اطرافيان آقاي شريعتمداري فتنه ديگري ساز كرده و با صدور اطلاعيهاي از طرف ايشان انتخابات رياست جمهوري را تحريم كردند!
ملاقات يادگارامام با آيت الله شريعتمداريدر پي اين اقدامات حاج احمد آقا با آقاي شريعتمداري ملاقات كرد و پس از اين ديدار نيز به جلسه جامعه مدرسين آمد و گزارش ملاقاتش را به آنها ارائه كرد. جلسه جامعه مدرسين با حضور حاج احمد آقا ادامه يافت و تصميم بر آن شد كه به ايشان پيشنهاد شود، در يك مصاحبه تلويزيوني يا راديويي رهبري امام و حكومت مركزي را تأييد و حرمت مخالفت با آن و لزوم شركت در انتخابات را بيان كند، اما اين تصميم نيز با كارشكني اطرافيان ايشان به مرحله اجرا درنيامد. جامعه مدرسين كه از حمايت آقاي شريعتمداري نااميد شده بود، چاره كار را در اين ديد كه از گسترش اختلاف، تفرقه و شايعات كه به دليل تعطيلي درس و نماز ايشان به آن دامن زده ميشد، جلوگيري كند؛ از اينرو جامعه مدرسين طي جلسهاي با حضور حاج سيد احمد آقا چنين تصميم گرفت:«در مورد تماس با آقاي شريعتمداري در حضور حاج احمد آقا صحبت و قرار شد به ايشان گفته شود به درس و نماز بيايد و حتيالامكان دوستان زمينه را براي آرامش فراهم كنند». (۹) به اين ترتيب هر چند موضوع آقاي شريعتمداري متأسفانه بهطور ريشهاي حل نشد و سرانجام به همكاري ايشان در كودتاي نوژه، خلع از مرجعيت و محدود كردن ملاقات ايشان تا آخر عمر(۱۰) (فروردين ۱۳۶۵ كه به علت بيماري سرطان درگذشت) ختم شد، اما تلاش سيد احمد آقا و جامعه مدرسين به تأسي از رهنمودهاي ارزنده حضرت امام غائله خلق مسلمان را تا حد زيادي مهار كرد.
پينوشتها در دفتر روزنامهموجود است.