کد خبر: 517319
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۴
ويژه نامه نوروزي روزنامه جوان
سميه اسلامي كياسري
طلاق مي‌خواهيد؟بهانه نداريد؟ول كنيد اين فكرهاي كهنه و نخ‌نما را. مگر طلاق بي‌دليل چه عيبي دارد كه حالا بخواهيم برويم و دنبال علت بگرديم؟اصلاً معلوم نيست چرا مي‌گويند زن و شوهر براي متاركه بايد دليل داشته باشند. وقتي هدف جدايي است هر چيزي مي‌تواند بهانه باشد مثل... مثل نخريدن گوشي موبايل كه مينا بهانه‌اش كرد، مهرش حلال و جانش آزاد.

گوشش بدهكار «گوشي گران است» نيست
شوهر۳۲ ساله مينا وقتي با برگه احضاريه در دست به دادگاه خانواده شماره ۲ تهران رفت به قاضي پرونده گفت: «زنم پايش را در يك كفش كرده و مي‌گويد طلاق مي‌خواهد آن هم سر هيچ و پوچ. ما اولش عاشق هم بوديم براي همين هم با وجود مخالفت خانواده‌هايمان ازدواج كرديم. در اين سه سال هم زندگي نسبتاً خوبي داشتيم، اما مدتي است بهانه‌گيري‌هاي زنم شروع شده و حالا از من يك مدل گوشي تلفن همراه مي‌خواهد كه گران است «ندارم» را هم نمي‌فهمد. او دو ماهي است كه قهر كرده و رفته خانه پدرش، حالا هم دادخواست طلاق داده.»
اما جواب مينا را بخوانيد: «چطور شوهرم پول دارد براي خواهرش گوشي بخرد، ولي به من كه مي‌رسد بي‌پول مي‌شود. حالا كه اين طور شده من طلاق مي‌خواهم و كوتاه بيا هم نيستم.» خلاصه اينكه زوج جوان تا مي‌توانستند در دادگاه بگومگو كردند و آخر سر هم طلاق توافقي گرفتند و كار تمام شد.

گونه توي گوشش نمي‌رود
البته هميشه اين زنان نيستند كه به دلايلي كاملاً منطقي و قانع‌كننده درخواست طلاق مي‌دهند. «صادق» مرد جواني است كه يك سال بعد از ازدواجش به شعبه ۲۶۶ دادگاه خانواده رفت و گفت آقاي قاضي! چه نشستي كه زندگي جلوي چشمم سياه شده و ديگر نمي‌توانم اين زن را به عنوان همسر خودم قبول كنم.
قاضي دادگاه وقتي بي‌تابي مرد را ديد، علت اختلاف را پرسيد تا شايد بتواند قضيه را به خير و خوشي فيصله بدهد، اما صادق چنان دليل محكمه‌پسندي آورد كه قاضي هم نتوانست لام تا كام حرف بزند: «يك سال است توي گوش زنم مي‌خوانم برود و براي خودش گونه بكارد، اما او مي‌گويد دوست ندارد جراحي زيبايي انجام بدهد، براي همين هم ديگر نمي‌توانم تحملش كنم و آمده‌ام برگه طلاق را بگذارم كف دستش تا برود دنبال كار و زندگي خودش.» زن صادق كه نمي‌خواست زندگي‌اش به همين راحتي از هم بپاشد، وقتي حرف‌هاي شوهرش را شنيد به قاضي دادگاه گفت: «جراحي بهانه است. شوهرم سوپرماركت دارد و من مشتري‌اش بودم، ما اين طوري با هم آشنا شديم. او تا كلاس سوم راهنمايي درس خوانده و من آن موقع ليسانس داشتم حالا هم كارشناسي ارشد قبول شده‌ام، اما او حسودي‌اش شده و جراحي زيبايي را بهانه كرده تا من را طلاق بدهد.»
صادق در اين جلسه به خواسته‌اش نرسيد و قاضي آن دو را به واحد داوري معرفي كرد تا بلكه آنجا بتوانند اين دو را آشتي بدهند.

زيرآب‌زني در دوره سنگيني گوش
بعضي زوج‌ها هم براي طلاق دلايلي دارند كه هركسي بشنود كاملاً قانع مي‌شود. مثلاً خيانت شوهر. واقعاً دليلي محكم‌تر از اين براي جدايي وجود دارد؟ زني ۸۰ ساله هم با همين دليل به دادگاه خانواده رفت تا حق شوهر خيانتكارش را كه سر پيري به فكر معركه‌گيري افتاده بود، كف دستش بگذارد. او گفت شلوار شوهرش دوتا شده و طلاق تنها راه باقي مانده است. شوهر ۸۵ ساله اين زن كه گوش‌هايش سنگين بود، نمي‌توانست راه برود، نفس تنگي داشت و صدايش مي‌لرزيد در جواب همسرش به قاضي دادگاه گفت: «ما ۵۸ سال پيش ازدواج كرديم و در اين مدت هم مشكلي نداشتيم تا اينكه فاميل زيرآبم را زد. آنها به زنم گفته‌اند من مي‌خواهم همسر ديگري بگيرم و هر چه مي‌گويم آخر من خودم را نمي‌توانم نگه دارم چه برسد به زن دوم، او توجهي نمي‌كند و جواب مي‌دهد تا نباشد چيزكي مردم نسازند چيزها، براي همين هم من را دنبال خودش به اينجا كشانده تا طلاق بگيرد. همه اينها زيرسر خواهرزنم است كه با سن زيادش باز هم از دو به هم ‌زني دست برنمي‌دارد.»

گوش كن مي‌گه محبت زيادي
از قديم گفته‌اند از محبت خارها گل مي‌شود اگر نشد هم نشد ديگر كاري نمي‌شود كرد. مردي چند وقت قبل به مجتمع خانواده محلاتي رفت تا از زنش طلاق بگيرد، آن هم به خاطر محبت زياد همسر. او چنين گفت: «از محبت‌هاي زيادي و بيش از اندازه زنم خسته شده‌ام، ديگر نمي‌توانم تحملش كنم. ما هشت سال با هم زندگي كرديم و يك بچه هم داريم، ولي او آنقدر محبت مي‌كند كه ديگر حوصله‌ام را سر برده، حتي وقتي به او گفتم مي‌خواهم طلاقش بدهم گفت اگر من اين طور راحت هستم، هيچ مخالفتي ندارد.»
همسر اين مرد هم در دادگاه گفت: «در تمام اين هشت سال سعي كرده‌ام آرامش و راحتي شوهرم را فراهم كنم، حالا هم اگر او فكر مي‌كند بدون من زندگي بهتري خواهد داشت، من مخالفتي با جدايي نداريم.»
اين طور بود كه زوج جوان به خوبي و خوشي از هم جدا شدند.

حرف گوش كن چند شاخه گل رز بخر
حالا بخوانيد از ماجرايي كه ۱۸۰ درجه با اين پرونده فرق مي‌كند. اين بار زني به دادگاه خانواده رفت تا از شوهرش به خاطر چند شاخه گل طلاق بگيرد: «شوهرم مرد خوبي است و ايراد خاصي ندارد، اما اصلاً محبت سرش نمي‌شود. من گل رز خيلي دوست دارم، براي همين هم مهريه‌ام ۷۷۷ شاخه گل رز است، اما او در همه اين سه سالي كه با هم زندگي مي‌كنيم حتي يك شاخه گل هم برايم نخريده شما بگوييد اصلاً مي‌شود با مردي كه محبت سرش نمي‌شود، زندگي كرد؟»
قاضي دادگاه البته به خواسته اين زن عمل نكرد و زوج جوان را براي داوري معرفي كرد تا آنجا مشاوره شوند، بلكه زن از طلاق منصرف شود و مرد هم برود چند شاخه گل بخرد.

به خاطر موتورسواري گوش خراش
تمام اين طلاق‌هايي كه تا اينجا نوشتيم بي‌دليل و بهانه‌جويي بود. حقيقتش را بخواهيد همه مشكلات زير سر اين موتوري‌ها است كه همين طور توي خيابان‌ها ويراژ مي‌دهند و اعصاب همه را خط‌خطي مي‌كنند. نه چراغ قرمز سرشان مي‌شود و نه ورود ممنوع. هرچه مشكل در شهر است زير سر همين موتورسواراني است كه اصلاً پليس را هم ذله كرده‌اند، براي همين هم زني تصميم گرفت به خاطر موتورسوار بودن شوهرش از او جدا شود تا همه موتوري‌ها درس عبرتي بگيرند و دست از اين كارهايشان بردارند. به اين مي‌گويند طلاق آموزنده و فرهنگ‌ساز، اما ماجرا را از زبان خود زن ۲۶ ساله كه پرونده‌اش در شعبه ۲۴۰ دادگاه خانواده رسيدگي شد، بخوانيد: «شوهرم ماشين دارد اما سوارش نمي‌شود و هميشه با موتور اين طرف و آن طرف مي‌رود. او حتي من و بچه‌ام را هم با همه خطرهايي كه دارد سوار موتور مي‌كند و هرچه به او مي‌گويم مرد پس اين ماشين به چه درد مي‌خورد باز هم گوش نمي‌دهد. همين موتورسواري‌هاي او باعث شده من و بچه‌ام چند بار زخمي بشويم، ولي او اصلاً عين خيالش هم نيست و بهانه مي‌آورد كه از ترافيك متنفر است و با موتور راحت‌تر مي‌تواند به مقصد برسد. حالا كه او اينقدر بر موتورسواري اصرار دارد من هم طلاق مي‌خواهم. مهريه ۱۱۴ سكه‌اي خودم را هم تا ريال آخر مي‌گيرم.»
قاضي بعد از شنيدن حرف‌هاي اين زن از شوهرش خواست از اين به بعد از اتومبيل استفاده كند، مرد هم كه ديد هوا بدجوري پس است قبول كرد البته تسليم شدن او زياد هم به نفعش نشد چون زنش از مهريه گذشت نكرد و قاضي هم حكم داد مرد بايد همه سكه‌ها را بپردازد.

گوشش به دهان رمال‌ها است
حالا كه از آخر و عاقبت موتورسواري باخبر شديد، بخوانيد از نتيجه جنبل و جادو و خرافاتي بودن. مردي چند وقت قبل به دادگاه خانواده رفت و با ارائه دادخواست طلاق گفت: «زنم با اين خرافاتش بيچاره‌ام كرده. هر گوشه خانه را كه مي‌گردم پر است از دندان گرگ و ناخن شغال و دل و روده سوسمار. هرچه هم به او مي‌گويم اين خرت و پرت‌ها را بريز دور و به زندگي بچسب، گوش نمي‌دهد. واقعاً كلافه‌ام كرده همين‌كه از او غافل مي‌شوم مي‌رود پيش رمال و كف‌بين و جن‌گير. ديگر نمي‌توانم اين شرايط را تحمل كنم و همان بهتر كه طلاقش بدهم.»
زن بينوا كه مي‌ديد شوهرش كاملاً جدي است، سعي كرد از خودش دفاع كند و به قاضي دادگاه گفت: «من همه اين كارها را مي‌كنم تا محبت شوهرم زياد شود، ولي هميشه بدشانسي مي‌آورم مثلاً يك بار معجون محبت خريدم كلي هم پول بالايش دادم و به زور به شوهرم خوراندم، اما از بدشانسي او مسموم شد. من هيچ هدف بدي ندارم. همسرم را دوست دارم و نمي‌خواهم طلاق بگيرم.» قاضي هم كه ديد مشكل اين زوج حل شدني است به آنها توصيه كرد به جاي دادگاه به مركز مشاوره بروند و مشكل‌شان را جور ديگري حل كنند.

گوش كردي مي‌گه به خاطر خانه
امان از اين چرك كف دست. چه فجايعي كه به خاطر اين اسكناس‌هاي كاغذي بي‌ارزش اتفاق نمي‌افتد و چه زندگي‌ها كه برباد نمي‌رود. مثلاً زني بعد از ۱۵ سال زندگي مشترك و داشتن دو بچه به دادگاه خانواده رفت و گفت: «ما در همه اين سال‌ها مستأجر بوده‌ايم و حالا كه شوهرم نمي‌تواند پول يك خانه را جور كند همان بهتر كه از او طلاق بگيرم و جانم را نجات بدهم.»

مي‌گم خرج نكن گوش نمي‌كند
اما اين هميشه بي‌پولي نيست كه مشكل‌ساز مي‌شود. گاهي ثروت زياد هم دردسر به بار مي‌آورد. زن ۳۰ ساله‌اي كه براي ارائه دادخواست طلاق به دادگاه خانواده رفته بود، به قاضي گفت: «همه مشكلات ما سر پولداري شوهرم است او خيلي ثروتمند است و همين طور مرتب ولخرجي مي‌كند هرچه هم به او مي‌گويم اينها پول است نه ريگ، گوش نمي‌كند. تمام زندگي‌اش به تفريح و گشت‌وگذار مي‌گذرد و هيچ چيز ديگري برايش اهميت ندارد. زندگي كردن با چنين مردي خسته‌كننده است. آدم چقدر مي‌تواند تفريح كند بايد كمي هم به كارهاي ديگر برسد، اما شوهرم مي‌گويد تا پول هست ديگر چرا كار؟ من خيلي تحمل كردم، اما طاقتم تمام شده و طلاق مي‌خواهم.»

اين پرونده‌ها فقط نمونه كوچكي از دلايل كاملاً منطقي و درست و حسابي براي جدايي بود. اگر سري به دادگاه‌هاي خانواده بزنيد تا دل‌تان بخواهد از اين دلايل پيدا مي‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار