
صحنه بينالملل اين روزها با مجموعهاي از چالشهاي امنيتي همراه است. كانونهاي اين بحرانها را همچون گذشته، خاورميانه و آفريقا تشكيل ميدهد. در ميان اين بحرانها كشورهاي غربي تلاش دارند تا با مديريت اين تحولات، از شرايط موجود براي تحقق منافع خود بهرهبرداري كنند. در برخي مناطق با ايجاد جنگ داخلي در برخي از نواحي نيز با دخالت مستقيم نظامي به دنبال اجراي اين سناريوها هستند. اين روند در حالي ادامه دارد كه در سايه اقدامات غرب صهيونيستها چراغ خاموش به دنبال تحقق منافع خود هستند. آنها نه تنها در حوزه فلسطين بلكه در كل منطقه و حتي آفريقا اين سناريوها را طراحي و اجرا ميسازند.
صهيونيستها كه دريافتهاند توسعهطلبي ارضي در جهان ديگر امكان نميباشد به دنبال اجراي پروژههاي جديد اشغالگري در سطح جهان هستند كه محور آن را سلطه بر منابع نفت و گاز و آب تشكيل ميدهد.
در نوار غزه صهيونيستها استخراج منابع انرژي را آغاز كردهاند در حالي كه سلطه بر منابع آبي را نيز در دستور كار دارند. در قبال لبنان نيز صهيونيستها در حالي بحرانسازي سياسي و امنيتي در اين كشور را اجرا ميكنند كه همزمان در مديترانه و مناطق به اصطلاح مشترك با شركتهاي غربي طرح استخراج نفت و گاز را اجرا ميكنند. همراهي با قبرس عليه لبنان و تركيه از محورهاي اين طرح است. جالب توجه آنكه صهيونيستها رودخانه ليتاني را نيز به زير سلطه خود درآوردهاند.
در جولان سوريه نيز گزارشهاي منتشره از توافقات امريكا و صهيونيستها براي استخراج نفت خبر دادهاند در حالي كه منابع آب جولان نيز سالهاست كه توسط صهيونيستها سرقت ميشود.
در قبال مصر نيز تحركات مشابهي را ميتوان مشاهده كرد كه با ايجاد بحران در اين كشور صورت ميگيرد.
صهيونيستها همزمان با رويكرد به قطر، امارات و اقليم كردستان عراق به دنبال سلطه بر منابع اين مناطق است. البته به دليل حساسيتهاي موجود صهيونيستها در قبال اين مناطق با حساسيت بيشتري رفتار كرده و تلاش دارند تا روابطشان چندان آشكار نگردد هر چند كه قطر آشكارا از طرح همراهي با اين رژيم خبر داده است.
در حوزه آفريقا نيز اين روند به خوبي مشاهده ميشود. صهيونيستها در ليبي، سودان، سودان جنوبي، مالي، نيجر، نيجريه و بسياري از كشورها طرح سلطه بر منابع نفت و گاز و آب را در دستور كار دارند. بسياري از ناظران سياسي تأكيد دارند تحولات كنوني آفريقا از جمله حضور نظامي غرب اقدامي برگرفته از اهداف و تحركات صهيونيستها است كه از اين كشورها براي رسيدن به منافع خود بهرهبرداري ميكنند. آنها براي نپرداختن هزينههاي ورود به آفريقا برآنند تا از متحدان اروپايي و امريكايي خود بهرهبرداري كنند چنانكه از همين كشورها براي ايجاد بحران در خاورميانه استفاده كردهاند.
محور تحركات صهيونيستها نشان ميدهد كه حوزه فعاليت آنها صرفاً به اين مناطق ختم نميشود بلكه آنها در حوزه آسياي مركزي و قفقاز نيز تحركات گستردهاي داشتهاند كه از آن جمله ميتوان به تحركات آنها در جمهوري آذربايجان اشاره كرد.
بسياري از ناظران سياسي اين سناريو را مطرح ميكنند كه صهيونيستها با اين تحركات برآنند تا رؤياي از نيل تا فرات را نه در قالب سرزميني بلكه در چارچوب سلطه بر منابع آب و انرژي اجرايي سازند. اين سناريو مطرح است كه آنها با اين اقدام به دنبال محور قرار گرفتن در حوزه انرژي و آب جهان هستند تا به واسطه آن بتوانند پروژه امنيت و بقاي جعلي خود را تضمين كنند. به عبارتي ديگر آنها برآنند تا نقشي حساس را براي خود ايجاد نمايند تا جهان را به حفظ ماهيت جعلي اين رژيم و حتي مقابله با دشمنان وادار سازد.
آنها بر اين گمانند كه وابسته شدن جهان به ويژه اروپا و امريكا به منابع انرژي و نيز رقابتي كه در عرصه جهاني در قبال آب ايجاد خواهد شد برگ برنده آنها براي سلطه بر منطقه و سوق دادن جهانيان به اجراي زيادهخواهيهاي آنها خواهد بود.
در جمعبندي كلي از آنچه ذكر شد ميتوان گفت صهيونيستها به دنبال استفاده از بحرانهاي جاري در صحنه بينالملل براي سلطه بر منابع انرژي و آب جهان هستند تا از آن به عنوان ابزاري براي سلطه بر جهان بهرهبرداري كنند.
آنها ميدانند كه جايگاهي در جهان ندارند و محكوم به نابودي هستند به زعم خود با اين حربه به دنبال بقا هستند در حالي كه همزمان سلطه بر جهان را در دستور كار دارند. نه تنها رؤياي از نيل تا فرات بلكه رؤياي سلطه بر تمام جهان را در سر ميپرورانند و در اين راه از اجراي هيچ جنايتي فروگذار نيستند.