
پس از هر دور مذاكره به دليل همان گوييها و درجا زدنها، نتيجهاي حاصل نميشد. عدم حصول نتيجه هم توقف ذهني اهل سياست و حكومت را در بر ميگرفت و هم سوژهاي جهت نوگرايي در فضاي رسانهاي توليد نميكرد. خروجي نشست آلماتي قدري متفاوت بود (اگر چه علت دقيق آن در فضاي عمومي روشن نيست) هر دو طرف ابراز رضايت كردند و طرف ايراني از اين خوشحال بود كه طرف مقابل خواستهاي براي تعطيلي مراكز هستهاي طرح نكرد. در فرداي ماجرا چند نگاه در كشور پديدار شد؛ عدهاي بسيار خوشبين هستند و به رغم حضورشان در قدرت در اين موضوع هم نقشي ندارند،اما طوري سخن ميگويند و طوري آينده را پيشگويي ميكنند كه گويي مسئله به صورت صددرصد حل شده،اما بخش اعظم آن صرفاً زير لحاف مانده است.
برخي ديگر كه درآستانه ورود به صحنه رقابتهاي سياسي هستند يك قدم جلوتر رفتهاند و امريكا را به مثابه ديواري فرض نمودهاند كه روشهاي متعددي براي پريدن از روي آن وجود دارد كه يكي از اين روشها مذاكره است. البته امريكاييها و فرانسويها پس از مذاكرات مواضع دوگانهاي را اتخاذ كردند كه همين مسئله بايد ما را از خوشبيني يكپارچه بر حذر دارد و قدري با احتياط قدم برداريم. نكته ظريفي در اين ميان وجود دارد كه احتمالاً در زمان حال معني ميدهد، اينكه رضايت نسبي ما از مذاكرات يا سوسوي نوري كه طرف نشان داده ميتواند بر گفتمانهاي انتخاباتي ۹۲ درون كشور مؤثر افتد؟ احمدينژاد در سفر اول مهرماه گذشته به نيويورك اعلام كرد: بعد از انتخابات رياست جمهوري امريكا اتفاق مهمي در روند مذاكرات هستهاي ايران و ۱+۵ اتفاق خواهد افتاد. معلوم نيست تساهل اندك طرف مقابل چقدر با پيشگويي احمدينژاد همسو است، اما بعيد نيست امريكاييها كه محور انسداد مذاكرات بودهاند، بخواهند با چراغ سبز تاكتيكي صحنه گفتماني انتخابات ما را سامان دهند، يعني برخي سوار بر اين باور شوند كه مسير مذاكرات هموار شده است و نتيجه بگيرند كه در فرداي مذاكرات تمام مسائل اقتصادي ما حل خواهد شد و نهايتاً «حل شدن» مسئله را منوط به حضور خود در قدرت بدانند و اينگونه، فضاي انتخاباتي كشور فضاي مذاكره - مقاومت يا سازش- ايستادگي شود و چون مردم از گراني رنج ميبرند، كلاف سردرگم حل مسئله را به كليد امريكا پيوند بزنند.
مقام معظم رهبري اخيراً فرمودند كه هنوز اتفاقي نيفتاده است، بايد منتظر صداقتشان در دور بعدي مذاكرات بود. بنابر اين هرگونه توليد خوشبيني ذهني در جامعه نوعي توليد توقع و نهايتاً سركوب توقع است. مسئله ايران و امريكا مسئلهاي چند بعدي و پيچيده است. از حوزه معرفتي تا منافع ملي و نگاه به نوع انسان و اداره جهان تا ظلم به ملت ايران و حمايت بيچون و چراي آنان از صهيونيستها را در بر ميگيرد. مسئله ما و امريكا بر سر يك اتفاق يا سوءتفاهم نيست كه بتوان با يك عذرخواهي يا با نشان دادن يك آب نبات حل شود.
منازعه ايران و امريكا، منازعه دو جهان بيني و دو قطببندي در روابط بينالملل است و يقيناً كوتاه آمدن نظام در برخي حوزهها به معني گم كردن تراز حركت انقلاب اسلامي خواهد بود. به تعبير امام: ملت ايران شيشه حيات امريكا در اين كشور را خرد كرده است، بازسازي اين شيشه (به صورت سابق) نه امكان دارد و نه جزو اهداف انقلاب اسلامي است. بنابر اين بايد اهل سياست و رسانه از هر گونه توليد انتظار ذهني و گمانهزني به عنوان عينيت صحنه خودداري نمايند. دوره بعدي مذاكرات زمان اظهار نظر درباره مذاكرات آلماتي است. اگر ميوه چيني در آن جا صورت گيرد ميتوان به تغيير سياستهاي غرب قدري خوشبين بود.
اوباما دو روز پيش اعلام كرده است ايران تا ساخت بمب اتم يك سال ديگر فاصله دارد. اين در حالي است كه ما ساخت بمب اتم را حرام دانستهايم. بنابر اين نوع نگاه آنان نشان ميدهد كه همچنان فضا را با سوءظن دنبال ميكنند و اگر ما در قبال اين بدبيني خوشبين باشيم، دچار نوعي خودفريبي شدهايم. مسئولان رسمي كشور اگر درصدد ارائه نگاه بدبينانه به مذاكرات آلماتي نيستند حداقل از اعلام نظر خوشبينانه مطلق نيز خودداري كنند تا افكار عمومي در بيساماني گرفتار نيايد و خط ترسيم شده توسط مقام معظم رهبري شاخص تنظيم افكار عمومي و شاخص تنظيم سطح توقعات باشد.