
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل مرد جواني در حالي كه دست راستش را گچ گرفته بود، به اداره پليس رفت و از يك مرد افغاني به اتهام آدمربايي و ضرب و شتم شكايت كرد.
وي گفت: من مديرعامل يك شركت تبليغاتي هستم. چند روز قبل در روزنامه آگهي استخدام دادم تا يك آبدارچي براي شركتم استخدام كنم. روز بعد چندين متقاضي به دفترم آمدند و فرم استخدام پر كردند. من از بين متقاضيان مرد جوان افغاني را به خاطر سابقه كار و حقوق پايينش انتخاب كردم و قرار شد به صورت آزمايشي شروع به كار كند. فرج از روز بعد شروع به كار و با چربزباني خودش را به من نزديك كرد.
دو روز بعد با فرج مشورت كردم و گفتم قصد دارم دفتر شركت را به مكان بهتري انتقال دهم. او به من گفت كه مدتي در يك ساختمان شيك و تازهساخت كار ميكرده كه قيمتهاي اجاره آپارتمانهاي تجاري آن مناسب است. بعد از اين قرار شد روز بعد با فرج به ساختمان تازهساخت برويم و با صاحب ساختمان درباره اجاره صحبت كنيم.
من خوشحال بودم از اينكه با كمك آبدارچي ميتوانستم دفتر خوبي را براي شركتم اجاره كنم تا اينكه روز حادثه وقتي سوار موتوسيكلت آبدارچيام شدم، او مرا به جاي اينكه به ساختمان شيك ببرد، به بهانهاي به يك ساختمان نيمهكاره در شمال شهر برد و آنجا مرا به شدت كتك زد. مرد افغاني خيلي از من قويتر بود. طوري مرا مورد ضرب و شتم قرار داد كه دست راستم شكست و تمام بدنم خوني شد. او بعد از كتككاري گفت كه من مزاحم زن يكي از دوستانش شدهام. من با دست شكسته و بدن خوني به بيمارستان رفتم و چند روزي بستري شدم تا اينكه حالم خوب شد و اكنون آمدهام تا از وي به جرم آدمربايي و ضرب و شتم شكايت كنم.
با طرح اين شكايت، پرونده به دستور داديار دادسراي شميرانات در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. پليس در نخستين گام با توجه به مشخصات پر شده در فرم استخدام، مرد افغاني را شناسايي و دستگير كرد. فرج در بازجوييها با اعتراف به كتككاري شاكي گفت: مدتي است من آبدارچي يك شركت خصوصي هستم. مدير عامل شركت مرد خوبي است و خيلي به من كمك كرده است. چند روز قبل از حادثه بهمن به من گفت كه مرد جواني مزاحم همسرش شده است و قصد دارد او را تنبيه كند. مديرعامل به من ۲۰۰ هزار تومان پول داد تا او را به شدت كتك بزنم. وي ادامه داد: وقتي مرد مزاحم براي شركتش آگهي استخدام داد، با طرح اين نقشه وارد شركتش شدم و بعد به بهانه نشان دادن يك آپارتمان اجارهاي وي را به ساختمان نيمهكارهاي بردم و او را كتك زدم.
مأموران پس از اعتراف مرد افغاني، بهمن را براي بازجويي به اداره پليس احضار كردند. وي گفت: مدتي قبل متوجه شدم همسرم ناراحت است به طوري كه به شدت افسرده شده بود. من نگران حالش شدم و با اصرار خواستم تا مشكلش را با كمك يكديگر حل كنيم. همسرم با ناراحتي گفت كه مدتي است خواستگار قبلياش از طريق تلفن مزاحم او ميشود.
من با شنيدن اين موضوع، خيلي عصباني شدم و تصميم گرفتم انتقام سختي از مرد مزاحم بگيرم اما بعد پشيمان شدم و آبدارچيام را اجير كردم تا او را تنبيه كند. در پايان مرد افغاني با صدور قرار قانوني از سوي داديار دادسراي شميرانات روانه بازداشتگاه شد. تحقيقات درباره اين پرونده تا روشن شدن زواياي پنهان آن توسط پليس ادامه دارد.