کد خبر: 517212
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۷:۰۸
| ويژه نامه نوروزي روزنامه جوان |
يكي اسير نطق‌هاي آتشين مي‌شود، ديگري همشهري بودن را ترجيح مي‌دهد، جمعي مؤمن بودن را شاخصه مي‌دانند و ديگري به پيشينه كاري توجه دارد. شايد تيپ و شخصيت افراد نيز موجب شكار رأي مردم شود. در نگاه آسيب‌شناسانه به انتخابات، چند مسئله جدي وجود دارد كه بعد از ۳۴ سال بايد كم‌كم تجربه‌آموزي ما بر روي آنان اثر بگذارد و جامعيت نگاه در انتخابات را به نگاه «تك‌عاملي» ترجيح دهيم.يكي از مهم‌ترين آسيب‌ها در انتخاب، نگاه عاطفي است. بايد شخصاً خوشمان بيايد. آسيبي كه در اينجا عارض مي‌شود آن است كه معلوم نيست آنچه چشم ما را پر كرده است، همان چيزي است كه نياز كشور و تراز جمهوري اسلامي ايران است؟ در نگاه عاطفي مسائلي مثل ساده‌زيستي، شجاعت در حمله به ديگران يا تيپولوژي و گرايش‌هاي چشم پركن است. 

اگرچه برخي از اين صفات ويژگي لازم است اما شرط كافي نيست. آسيب دوم خاستگاه نگاه است. يعني اينكه ما بر روي كدام صندلي نشسته‌ايم و قضاوت مي‌كنيم. اگر خود را وابسته و متعلق به يك جريان، حزب و جبهه بدانيم، تحليل حزبي و گروهي كه عاطفه توليد مي‌كند (عاطفه دوقطب دارد، يك طرف آن تنفر و طرف ديگر آن محبت است) مانع از ديدن درست حقايق مي‌شود؛ چراكه ذهن به وسيله قالب‌ها، پيش‌فرض‌ها و پيشداوري بسته شده است در اين صورت اگر كسي كه آن را از قبل نقطه مقابل فرض‌ كرده‌ايم، ‌بهترين برنامه، بهترين تيم و... را داشته باشد هرگز قادر به تغيير ساختار ذهني و شكل گرفته ما نخواهد شد. بنابر اين دايره بسته گروهي يكي از شكننده‌ترين روش‌هايي را توليد مي‌كند كه ذهن آدمي را تا مرز فلج شدگي پيش مي‌برد. 

آسيب سوم اينكه، يك فرد يا جريان را همتراز نظام بنشانيم در اين صورت مشكلات جدي روي خواهد داد. اول اينكه جوانان فضا را به جاي رقابت در درون نظام، به فضاي حق- باطل سوق خواهند داد و مشكل دومي كه ايجاد خواهد شد اينكه اگر فرد مذكور يا جريان وي دچار انحراف و اشكال شود، به بحران تحليل خواهيم رسيد. به طور مثال اكنون خيلي‌ها سؤال مي‌كنند: از كجا معلوم فردي را كه سال ۱۳۹۲ انتخاب مي‌كنيم مثل احمدي‌نژاد نشود كه رفتار ۸۴ تا ۸۸ وي با رفتار ۸۸ تا ۹۲ او متفاوت باشد. مشكل اين افراد اين است كه احمدي‌نژاد را در تراز مطلق انقلاب ديده‌اند و اكنون احساس مي‌كنند، هيچ فرد ديگري وجود ندارد كه در آن تراز باشد و در آن تراز باقي بماند. 

در اين نوشتار درصدد ترسيم خصايص و ويژگي‌هاي رئيس‌جمهور به صورت جامع نيستيم كه مجال ديگري را مي‌طلبد و در روزنامه حتماً بدان خواهيم پرداخت. اما به صورت خلاصه براي انتخاب يك رئيس‌جمهور دو مسئله را بايد به صورت توأمان مدنظر قرار دهيم كه اگر هر كدام از اين دو مسئله را فراموش نماييم، خسران آن را در فرداي كشور خواهيم ديد. مسئله اول روح حاكم بر آن كانديداست؛ به تعبير ديگر ماهيت حقيقي نظام چگونه در اين فرد و اطرافيان و جريانش تجلي كرده است. اينجا منظور باور‌ها و اعتقاد به انقلاب، امام، رهبري،‌ آرمان‌هاي نظام، ساده‌زيستي،‌ مجاهدت،‌ ايستادگي مقابل استكبار، ثبات فكري، اخلاق‌مداري، داشتن رويه برادري و... است.

اين همان ويژگي‌هايي است كه مقام معظم رهبري از آن با عنوان «ماهيت حقيقي» نظام جمهوري اسلامي ياد مي‌كنند. مسئله دوم كه خود سه مسئله است عبارت است از: كارآمدي در سه محور مهم كه در زمان حال از برجستگي ويژه‌اي برخوردارند:۱- حل و فصل مسئله سوريه به عنوان بخشي از قدرت منطقه‌اي جمهوري اسلامي ايران ۲- فائق آمدن در پرونده هسته‌اي به صورتي كه هم از بن‌بست خارج شود و هم عزت و حقوق ملي پاس داشته شود ۳- فائق آمدن بر وضع موجود (گراني و تورم و كاهش قدرت خريد مردم). رئيس‌جمهور آينده بايد براي اين سه مسئله برنامه ويژه، كارآمد و اقناع‌گر داشته باشد و نبايد انتخاب‌كنندگان در انتخاب خويش اين سه مهم را فراموش نمايند. ناگفته نماند كه ولايت‌پذيري رئيس‌جمهور هم در همين جا روشن مي‌شود يعني التزام به سياست‌هاي كلي نظام،‌ شاخص ولايت‌پذيري رئيس‌جمهور است. چرا كه ولايت‌پذيري رئيس‌جمهور با يك فرد عادي متفاوت است، بايد مسئله سوريه و هسته‌اي ذيل نگاه‌ رهبري دنبال شود و نگاه متفاوتي در درون كشور نمايانده نشود. اكنون براي دور شدن از نگاه عاطفي صرف، نگاه جناحي و نگاه‌هاي تك عاملي، بايد روش صحيح انتخاب را شناخت و بهترين را انتخاب نمود. 

روش‌هاي انتخاب
۱- روش پيشداورانه مبتني بر ذهنيت قبلي
در اين روش يك كليت و ذهنيت بسته مثبت يا منفي از فرد در ذهن ما شكل گرفته است. معمولاً به صورت مصداقي نمي‌دانيم مشكل يا نقطه مثبت چيست، اما نگاه بدبينانه يا خوشبينانه شكل گرفته است. «به دل نمي‌چسبد» يا «تو دل برو است» از جمله اين نگاه‌هاست. بعضي مواقع ذهنيت منفي شكل گرفته است اما اين ذهنيت براساس تكرار شنيده‌هايي كه به تواتر رسيده است ولي هيچ جهت و مصداقي براي آن وجود ندارد و صرفاً به گوينده آن اعتماد شده است. بعضي مواقع يك فرد را به خاطر سلام و عليك با يك نفر ديگر كه مورد تنفر ماست، انتخاب نمي‌كنيم يا به خاطر سلام و عليك كردن با فلان فرد برجسته و مورد وثوق انتخاب مي‌كنيم. پيشداوري‌ها و قالب‌هاي ذهني قبلي مانع درست ديدن است؛ درست ديدني كه شاخص آن نگاه شخصي‌مان نباشد بلكه وضعيت كشور و مسير انقلاب اسلامي باشد. اين روش باعث مي‌شود كه ما نتوانيم ده‌ها ويژگي و خصلت را رديف نماييم و افراد را با آن ببينيم، بلكه نگاه تك عاملي و عاطفي بر همه چيز غلبه مي‌كند و جامعيت نگاه را فرو مي‌كاهد. 

۲- روش قياسي
در روش قياسي افراد با هم مقايسه مي‌شوند. آسيب اين روش آن است كه شاخص‌هاي مستقل و مرجع، محور انتخاب نيست، بلكه ويژگي‌هاي فردي و وابستگي‌ها با هم مقايسه مي‌شود. شايد تيپولوژي يك فرد بر ديگري بچربد، يا يك نقطه منفي يا مثبت در پر‌ونده حيات سياسي فرد، موجب اين مقايسه شود. در روش قياسي همه چيز سيال است و دو طرف همديگر را معنا مي‌كنند و ستون ثابت و مرجع بر‌تري براي مقايسه اين دو به ميدان نمي‌آيد. در اينجا نيز نگاه عاطفي سايه مي‌افكند و اصل انطباق با حال كشور و نظام و انقلاب مغفول مي‌ماند. 

۳- روش گفتماني
گفتمان ريشه در زبان‌شناسي دارد، بسياري از كساني كه امروز اين واژه را تكرار مي‌كنند، نمي‌دانند گفتمان چيست، چگونه شكل مي‌گيرد، چگونه فرو مي‌پاشد و از جهت معرفتي چه نسبتي با انقلاب اسلامي دارد اما چون گفتمان هم نظريه است و هم روش، مطلوب است كه از روش آن استفاده شود. گفتمان از جهت نظريه، به معرفت‌هاي شالوده‌شكن و جوهر‌ستيز معتقد است و غايت‌گرايي را رد مي‌كند. بر اساس نظريه گفتمان حقيقتي وجود ندارد، بلكه همه چيز در زبان توليد مي‌شود.
در روش گفتماني، هنگام انتخابات اسير گفتمان مي‌شويم، يعني مفاهيم توليدي توسط زبان، خطابه‌هايي كه توسط اين دال‌ها و عناصر توليد مي‌شود، موجب دوري يا نزديكي به كانديد‌اها مي‌شود. گفتمان مي‌تواند جنبه ارزشي به خود بگيرد اما چون محصور در زبان است، معلوم نيست جنبه‌هاي كار‌آمدي و نياز‌هاي اقتصادي- اجتماعي و مطالبات مردمي را در خود داشته باشد، بنابر‌اين در گفتمان نيز بايد به عناصر ارزشي و كار‌آمدي به صورت توأمان توجه شود تا هم ارزش‌هاي انقلاب اسلامي بسان پر‌چم در دست باشد و هم آب و نان مردم مد‌نظر قرار گيرد. حر‌كت بعدي در گفتمان‌سازي و گفتمان‌گرايي به فروپاشي اسطوره‌اي گفتمان مي‌انجامد و بايد از آن پر‌هيز نمود. گفتمان بايد در متن اجتماع پيرو داشته باشد وگرنه به گفتمان تبديل نشده است و مفاهيم توليدي نتوانسته‌اند، به سلطه و هژمون اجتماعي دست يازند. به طور مثال گفتمان اصول‌گرايان عبارت است از: ولايت فقيه، استكبارستيزي، مهدويت، وحدت، روحانيت امام، عدالت و پيشرفت، دعوت و صدور انقلاب اسلامي، در جبهه پايداري يك عنصر (آرمانگرايي) به اين موضوع اضافه مي‌شود. در جبهه اصلاحات گفتمان اصلي عبارت است از: مردم، جمهوري، تحزب، انتخابات آزاد، پلوراليسم، نفي اقتدارگرايي، منافع ملي و توسعه كه از جوهره انقلاب هيچ كليد‌واژه‌اي در اين گفتمان وجود ندارد و با گفتمان ليبراليسم تفاوت چنداني ندارد. 

۴- روش پديدارشناسانه
روش پديدارشناسي بهترين روش براي انتخاب است. در اين روش، پيش‌فرض‌ها و ذهنيت‌هاي هاله‌اي و پيشداوري‌ها به تعليق در‌مي‌آيد و به كلي از ذهن و قضاوت دور مي‌شود. در اين روش نيت‌خواني صورت نمي‌گيرد، وابستگي‌هاي عاطفي- جناحي به كار گرفته نمي‌شود. در اين روش قياس افراد بدون توجه به شاخص‌هاي مرجع انجام نمي‌شود. در پديدارشناسي فقط آنچه را مي‌تواني ببيني و قابل درك است، نه با افراد ديگر بلكه با شاخص‌هاي اصلي انقلاب مي‌سنجيم. در اين روش جدولي از خصايص و ويژگي‌هاي يك رئيس جمهور مطلوب آماده مي‌كنيم (حدود ۲۵ صفت و شايستگي) و در طرف ديگر جدول اسامي كانديدا‌هاي احتمالي يا حتمي را ذكر مي‌كنيم و بر اساس شاخصي ثابت به نسبت افراد و آن شاخص‌ها نمره مي‌دهيم. اين روش دو خاصيت دارد؛ اول اينكه مجبور مي‌شويم در خصوص خصايص مد‌نظر (كه ترديدي در نياز به آن نيست) تحقيق كنيم. دوم اينكه تا پايان جمع‌بندي نمرات نمي‌دانيم فرد مد‌نظر چه كسي خواهد بود. اين انتخاب به صورت علمي و بدون دخالت عاطفي صورت خواهد گرفت. شرط آن به ميدان آوردن همه ويژگي‌هاست، اما اگر از قبل دل را در گرو يك كانديدا يا يك جريان داشته باشيم، نقاط ضعف خود را كمرنگ و نقاط قوت طرف مقابل را نيز كمرنگ مي‌كنيم. در اين صورت به يك نوع خودفريبي آگاهانه گرفتار شده‌ايم. اين مدل، انسان را از تعلقات و سلايق شخصي دور مي‌كند و محور انتخاب را شاخص‌هاي گسترده‌اي مي‌داند كه از امام و مقام معظم رهبري اخذ شده و سر جمع آنان از جامعيت بر‌خور‌دار است كه هم صلاحيت‌هاي شخصي و شخصيتي را در بر‌مي‌گيرد و هم خصايص كار‌آمدي و حكومتي را محك مي‌زند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار