
ضرغامي كمبود اعتبارات صدا و سيما را دليل متوقف ماندن برخي از سريالهاي الف يا همان پروژههاي فاخر تلويزيوني اعلام كرد. با آنكه تفاسير اوليه در مورد سخنان مهندس ضرغامي بيشتر برحضور رئيسجمهور در آن مراسم و درخواست غيرمستقيم از وي براي پرداختهاي بيشتر به صدا و سيما بود، اما نقدهاي بعدي بيشتر به ساختارهاي دخيل در ايجاد بحران مالي در صدا و سيما پرداختند. اينكه چرا بايد وضعيت اين سازمان به جايي برسد كه حتي مهمترين پروژههاي سريالسازياش را متوقف كند و با وجود بودجه مصوب سالانه، از طريق درآمد ناشي از آگهيها بتواند خود را سرپا نگه دارد. به هر حال بايد به ضرغامي تبريك گفت كه با اين همه مشكلات مالي، صداو سيماي ايران را در حد نسبتاً آبرومندانهاي سرپا نگه داشته است.
خط مقدمي به نام صدا و سيما
با وجود همه انتقاداتي كه به سازمان صدا و سيما وارد ميشود، هنوز هم قدرتمندترين رسانههاي كشور در اختيار اين سازمان است. راديو با عمر بيش از ۷۰ سال و تلويزيون كه بيش از پنج دهه از فعاليتش ميگذرد، تحت مديريت سازمان صدا و سيما فعاليت ميكنند. ميتوان به اين مجموعه مراكزي چون صبا، سيما فيلم و مجموعه مطبوعاتي و انتشاراتي جام جم، سروش و امثالهم را نيز اضافه كرد. صدا و سيما صاحب چندين شبكه راديو و تلويزيوني داخلي و بينالمللي است. شبكههاي سراسري آنالوگ، شبكههاي تخصصي ديجيتال، شبكههاي خبري پرس تي وي، هيسپان تيوي و العالم كه عملكردهاي تأثيرگذاري در سطح بينالمللي داشتهاند و چند سايت اينترنتي، مجموعهاي بزرگ با فعاليتهاي متنوع هستند كه انتظارات زيادي از آنها ميرود. صداوسيما در قانون اساسي به عنوان پخشكننده انحصاري برنامههاي راديويي و تلويزيوني است؛ عنواني كه به اين سازمان لقب رسانه ملي را نيز بخشيده است. هم اكنون صداوسيما به عنوان خط مقدم مقابله با تهاجم فرهنگي شناخته ميشود. صدا و سيما بخش عملي سياست مقابله فرهنگي با هجوم غرب را برعهده گرفته است. از ساخت برنامههاي پرنشاط داخلي براي تشويق مردم به ديدن برنامههاي داخلي گرفته تا ايجاد شبكههاي خبري براي مبارزه با سلطه خبري رسانههاي غربي كه اخبار را تنها به سود بلوك غرب يا همان جبهه امپرياليسم منتشر ميكنند.
مشكلات مالي و تأثيرات منفي صحبتهاي مهندس ضرغامي يكي از معدود صحبتهاي انجام شده توسط عاليترين مقامات صداوسيما در خصوص كمبود بودجه است؛ صحبتهايي كه بعد از چند روز به نحو ديگري توسط علي دارابي معاون سيما سازمان تأييد شد. اينكه به دليل تحريمها بخشي از درآمد كشور كاهش يافته است و بايد در دخلوخرجهاي كشور تجديد نظر شود، بر هيچ كس پوشيده نيست، اما چگونگي تخصيص منابع مالي و بودجه و راههاي مصرف آنها از موارد قابل بحث است.
صحبتهاي ضرغامي فرصتي بود تا به مشكلي به نام بروكراسي صدا و سيما پرداخته شود. چندي پيش يكي از مجريان اسبق صدا و سيما در مصاحبهاي با انتقاد از برخي شبكههاي تلويزيون، تعداد كارمندان آنها را بيشتر از بينندگانشان عنوان كرده بود. ميتوان از اين دست انتقادات را در ساير اظهارنظرها هم ديد. دكتر حسن سبيلان اردستاني، استاد دانشگاه و كارشناس رسانه يكي از منتقدين ساختار صدا و سيما است. وي در گفتوگو با فرارو ميگويد: به دليل ساختار غلط سازمان صداوسيما، هرچقدر هم كه اين سازمان از طريق تبليغات درآمد كسب كند، به جيب كارمندان و مديراني ميرود كه در توليد برنامههاي راديو و تلويزيون هيچ نقشي ندارند. دكتر سبيلان اردستاني ميافزايد: «مشكلي كه اكنون صدا و سيما دارد، اين است كه ميخواهد يك تنه كار تمام راديو و تلويزيونهاي ديگر كشورها را انجام دهد كه اين كار نه در كشور ما كه در هيچ كشور ديگري امكانپذير نيست.» وي ميگويد:«كمبود بودجه زماني معنا دارد كه گفته شود تلويزيون يك رسانه مستقل مالي است و ميخواهد در راستاي جذب مخاطب فعاليت كند. نميتوان گفت تلويزيون چون تبليغات ميگيرد به جذب مخاطب نيازي ندارد.» اين استاد دانشگاه اذعان ميكند:« از بُعد ديگر بخش ستادي سازمان صدا و سيما بسيار بزرگتر از بخش توليدي آن ميباشد، يعني تعداد كساني كه مسئول توليد و تهيه برنامه هستند، نسبت به كساني كه كارمند سازمان بوده و كارهاي اداري انجام ميدهند، بسيار كمتر است.»
وي با انتقاد از سيستم اداري سازمان صدا و سيما ميافزايد: « ممكن است يك نفر در صدا و سيما مشغول تهيه برنامه باشد، در حالي كه پنج مدير دارد. يعني يك نفر مدير آن فرد است و فردي ديگر مدير آن مدير است و به همين ترتيب، لذا پنج نفر حقوق مديريت ميگيرند تا يك نفر كار كند. اگر به سازمان صدا وسيما برويد، خواهيد ديد ساختمان اداري اين سازمان ۱۴ طبقه است كه فقط كارهاي اداري انجام ميدهند. اين مسئله باعث ميشود سازمان هرچقدر هم كه درآمد كسب كند، به جيب كارمندان بريزد، به طور مثال در بخش سياسي شما ميبينيد تعداد كمي در يك طبقه در حال تهيه خبر و برنامه هستند، در حالي كه پنج طبقه از همان ساختمان از قِبَل كار اين يك طبقه نان ميخورند يا در راديو دو طبقه كار ميكنند، در حالي كه هفت طبقه كارمند دارد.» وي تأكيد ميكند: «ساختار سازمان صدا و سيما از لحاظ اداري غلط است و عملكرد اين سازمان ربطي به بودجه آن ندارد. سازمان صدا و سيما بيشتر يك سازمان مديريت محور است تا يك سازمان برنامهساز محور.»
تجديد نظر در ساختار آمار كارمندان شاغل در صداوسيما تا حد زيادي متفاوت هستند، اما ميتوان رقم تقريبي آن را حدود ۵۰هزار نفر دانست. اين رقم در مقايسه با شبكهاي چون BBC كه با وجود وسعت كاري و قدمت سابقه كار خبري حدود۲۵ هزار نفر كارمند دارد، شبكههاي فارسي زبان ماهوارهاي كه به عنوان رقباي سرسخت صداوسيما شناخته ميشوند، اكثراً زير ۵۰ نفر كارمند ثابت دارند. در ميان رسانههاي سرشناس جهاني هم رقم ۵۰هزار كارمند يك ركورد غيرقابل دسترس به نظر ميرسد. به نظر ميرسد يكي از سهلالوصولترين راههاي كارآمد كردن صدا و سيما، تجديد نظر جدي در ساختار اداري و بروكراسي اين سازمان عظيم است؛ بودجههايي كه ميتوانند صرف توليد برنامه شوند، هم اكنون توسط بخش اداري و غيرمولد سازمان بلعيده ميشوند و در عمل كارآمدي اين نهاد مهم را زير سؤال ميبرند.