کد خبر: 516812
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۷
محمد نيكنام
هر كسي براي خودش شغلي دارد و هر شغلي با دردسرها و مشكلات خاص خودش همراه است و شكل مي‌گيرد. خيلي‌ها در هر شغلي كه باشند تمام تلاش خود را در جهت خوب بودن و درستكاري و رضايت مردم و خدا به كار مي‌برند، برخي در هر شغلي كه وارد شوند قبل از ياد‌گيري روش‌هاي انجام كار درصدد يافتن راه‌هاي دور زدن و كسب مال نامشروع هستند و عده‌اي هم كه خاكستري‌اند در كار گاهي متمايل به درستكاري مي‌شوند و گاهي از درستكاري فاصله مي‌گيرند. آنهايي كه از اساس به دنبال درستكاري نيستند و اعتقاد محكمي ندارند با كارهاي خود اعتماد مردم را نه فقط از خود بلكه تا حدودي از كل صنف خود سلب مي‌كنند مثل برخي رانندگان تاكسي كه در باران نرخ خدماتشان از مرز انصاف خارج مي‌شود يا اعمالي كه در كشور به زير ميزي پزشكان معروف شده كه متأسفانه اعتبار دو صنف زحمتكش را مخدوش مي‌كند. يكي از اين شغل‌ها كه هر روز جوانان، پيران و ميانسالان زيادي را به خود جذب مي‌كند، خريد، فروش و رهن و اجاره املاك است؛ شغلي كه معلوم نيست- شايد هم معلوم باشد- چرا با اينچنين پيشرفت و جذابيتي روبه‌رو شده است! در يك محله، معمولاً ده‌ها بنگاه معاملات ملكي وجود دارد! در همان محدوده شايد يك يا دو مركز براي تعميرات و نگهداري تأسيسات ساختمان وجود داشته باشد. ما براي پيدا كردن كتابفروشي حتماً بايد آدرس بپرسيم و احتمالاً كلي راه برويم اما براي پيدا كردن جايي كه به ما خانه بفروشد كافي است كه اطرافمان را نگاه كنيم حتماً چند بنگاه معاملات ملكي را خواهيم ديد. آيا واقعاً تقاضا براي كتاب از تقاضا براي خانه كمتر است يا خريد و فروش خانه درگير و گرفتار كساني است كه با دلالي بر اين بازار آشفته دامن مي‌زنند؟ در هر بنگاه معاملات مسكن هم كه ورود مي‌كني، اول از همه از دهان مشاوران مي‌شنوي كه در اين‌جا(يعني مغازه خودشان) هيچ دروغ و مال‌مردم‌خوري نيست!

چند وقت پيش، مدتي بيكار بودم كه يكي از دوستان با پيشنهادي كه به نظر خودش چرب و چشمگير مي‌آمد به سراغم آمد. او چند سالي را به دلالي املاك مشغول بود و وضع مالي مناسبي داشت. آقا احسان بعد از سلام و احوالپرسي بسيار به تشريح موقعيت جديدش پرداخت. او كه به تازگي يك بنگاه معاملات ملكي راه‌اندازي كرده بود و به چند نيرو براي تكميل كادر فروش و اجاره خود نياز داشت، با اين استدلال كه من از روابط عمومي خوبي برخوردارم و حتماً در اين شغل موفق خواهم بود به من پيشنهاد كرد كه با او همكاري كنم. من ابتدا از درآمد اين كار پرسيدم جوابش جالب و قابل تأمل بود. او گفت كه من بدون توجه به هزينه‌هاي دفتر ۳۰ درصد از كل مبلغي را كه بابت هر قرارداد دريافت مي‌كنيم و ۳۰ درصد از درآمدهاي جانبي هر معامله را دريافت خواهم كرد كه البته طبق گفته او مبلغ قابل توجهي بود. مانده بودم كه اين درآمد‌هاي جانبي ديگر چه صيغه‌اي است! فكرم بيشتر به سوي شيريني و پول چايي متمايل بود كه با پوزخند او مواجه شدم. او گفت كه معمولاً در كنار هر معامله‌اي كه انجام مي‌شود مبلغي را كه از كل كميسيون بيشتر است مي‌توان به دست آورد! گرچه به من نگفت كه چگونه! خوشبختانه درنهايت قبل از اينكه وارد اين شغل شوم مشكلاتم حل شد و به شغل قبلي برگشتم. البته در مورد ميزان نياز جامعه به اين شغل حتماً براي شما هم سؤالاتي پيش آمده. كافي است در حال رد شدن از هر خياباني كه در آن هستيم به شمارش بنگاه‌هاي املاك‌ بپردازيم. گاهي تعداد اين واحد‌هاي صنفي از تعداد سوپرماركت‌ها هم بيشتر است! در محله‌هاي خلوت‌تر شايد شما براي خريد يك بطري آب، مغازه پيدا نكنيد! اما حتماً مي‌توانيد براي دانستن قيمت‌هاي مسكن، اجاره و رهن، مشاور املاك پيدا كنيد. شايد اين سؤال ذهن شما را هم به خود مشغول كرده باشد كه اين همه املاك براي چيست و اساساً آيا با وجود اين تعدد، درآمد هم دارند؟ و اينكه مگر چند معامله در اين اطراف انجام مي‌شود كه اين همه بنگاه فعال هستند؟ شايد در همان حال به محاسبه پرداخته‌ايد كه مثلاً كسي كه صاحبخانه است شايد هر ۱۰ سال يك‌بار خانه‌اش را عوض كند و آنكه مستأجر است در نهايت سالي يك‌بار به املاك مراجعه مي‌كند حالا اين همه نيرويي كه در بنگاه‌ها وقت گرانمايه را در انتظار يك مشتري صرف مي‌كنند، از صبح تا شب چه مي‌كنند؟ و مگر هر مشتري براي آنها چقدر سود دارد؟

هرچه بيشتر بفروشند، بيشتر مي‌گيرند
هرچه بيشتر و گران‌تر بفروشند يا اجاره بدهند بيشتر مي‌گيرند! اين رسم و تعرفه، براي افراد مشغول در اين صنف انگيزه‌اي شديد ايجاد مي‌كند تا با شوق از گران شدن اجاره‌بها و قيمت استقبال كنند و در برخي موارد دليلي مي‌شود تا مشاوران خريد و فروش و اجاره خود بر طبل گراني بكوبند كه بعضاً موفق هم مي‌شوند و قيمت‌ها تا حدودي بالا مي‌رود زيرا در كشور ما مرجع قيمت‌گذاري بر املاك «بنگاه‌ها» هستند؛ يعني كساني قيمت‌گذاري بر املاك را بر عهده دارند كه گاهي خود مالك هستند واگر هم مالك نباشند گران‌تر فروختن سود بيشتري براي آنها به دنبال دارد. قانون، بدون توجه به آثار اين روش تعيين حق‌الزحمه براي مشاوران املاك، درصدي را براي هر معامله تعيين كرده كه بدون توجه به ارزش واقعي ملك تنها به ميزان مبلغ معامله مربوط مي‌شود؛ يعني هرچه بيشتر بفروشند بيشتر مي‌گيرند هم قانوني و هم غيرقانوني. صاحب ملك معمولاً وقتي كه خانه‌اي را بالاتر از قيمت واقعي توسط دلالي مي‌فروشد يا اجاره مي‌دهد، لابد به آن دلال دستخوشي در خور هم خواهد پرداخت! البته در كمال رضايت اين پول را مي‌دهد و دلال خانه هم احساس مي‌كند كه چه پول حلالي را گرفته! دلال و صاحب‌خانه هر دو غافلند كه اين پول از جيب كس ديگري بدون اطلاع و رضايت خارج شده آن هم از جيب كسي كه يا كلي بدهكار شده تا خانه را خريده يا مستأجر است و از نظر مالي تحت فشار. اما آيا زمان آن نرسيده كه دولت با تعيين متوسط قيمت براي زمين‌هاي هر محل و ميزان هزينه‌هايي كه براي ساخت هر متر مربع ساختمان لازم است و همينطور مبلغ اجاره هر متر خانه در مناطق مختلف، دست برخي دلالان بي‌انصاف را كه يكي از نيازهاي اوليه زندگي مردم را به دست گرفته‌اند تا حدودي هر چند محدود كوتاه كند؟!

از شخصيت شما خوشم آمده!
خيلي وقت‌ها وقتي وارد بنگاه مي‌شوي صاحبخانه يا از بستگان آقاي بنگاهي است يا آشناي اوست كه اين خانه را با اختيار كامل به او سپرده است. همه چيز خوب است، از خانه‌اي كه مي‌خواهي بخري، ساختمان، محل و همسايه‌ها. خانه هم تا يك هفته ديگر تخليه است و آقاي بنگاهي هم چون از شخصيت ما خوشش آمده اين اكازيون را كه هزاران مشتري دارد فقط به ما مي‌فروشد! ما هم شاد و خوشحال پول را تقديم مي‌كنيم و معامله انجام مي‌شود. قولنامه را كه نوشتي، كميسيون را كه پرداختي، ورق برمي‌گردد؛ خانه‌اي كه مي‌گفتند تا يك هفته ديگر تخليه است هشت ماه ديگر از موعد اجاره‌اش باقي مانده و در قولنامه هم جاي زمان تحويل خالي است! بنگاه هيچ مسئوليتي قبول نمي‌كند! يا با چرب زباني سعي مي‌كند آراممان كند و وقت‌كشي مي‌كند تا حرفش به كرسي بنشيند يا مي‌گويد كه بايد چشمانمان را موقع خريد باز مي‌كرديم و مستأجر هم براي تخليه خانه‌اي كه شما قرار بوده تا چند روز ديگر تحويل بگيريد طلب خسارت مي‌كند. بعد، بنگاهي ديگر فايلش را باز مي‌كند و شما مي‌بينيد كه آقاي فروشنده براي خانه‌اش ۸۰ ميليون مي‌خواسته در حالي كه شما خانه را ۸۴ ميليون خريده‌ايد. از اين اتفاقات در بنگاه‌ها زياد مي‌افتد؛ دو اتفاقي كه در ادامه مي‌خوانيد كاملاً واقعي است.

بر اساس دو ماجراي واقعي
خانم رنجبر مي‌گويد: «كمي پس‌انداز داشتم، با كلي زحمت و مشقت، وامي جور كرديم و تصميم گرفتيم تا با اين پول آپارتماني بخريم و با اجاره‌اي كه از آن دريافت مي‌كنيم قسط بانك را بدهيم. چند وقتي گشتيم و چيزي پيدا نكرديم كه با پول ما جور باشد اما بالاخره توسط يكي از آشنايان آپارتماني پيدا كرديم كه با شرايط و پول ما جور در مي‌آمد. بعد از صحبت و توافق با فروشنده به بنگاه محل رفتيم و با دادن آدرس از ميزان اجاره بهاي آن ملك سؤال كرديم و به همان بنگاه سپرديم تا خانه را اجاره دهد، فردا كه با آقاي فروشنده تماس گرفتيم براي ما تعريف كرد كه بعد از رفتن ما از بنگاه، آقاي بنگاهي با او تماس گرفته كه براي خانه‌اش مشتري دارد و اگر بخواهد مي‌تواند ۲ ميليون گران‌تر خانه را بفروشد!» آقاي واحدي مدتي قبل در حيدرآباد كرج خانه‌اي قولنامه‌اي را مي‌خرد اما چند روز بعد متوجه مي‌شود كه فروشنده خانه را ۳۰ ميليون تومان فروخته، در حالي كه او خانه را ۳۳ ميليون خريده و كلي هم كميسيون و شيريني و پول چايي داده است! او ماجرا را اينگونه بيان مي‌كند: «۳۰ ميليون پول داشتيم و از شدت سخت بودن شرايط امكان وام گرفتن هم نبود، بعد از اينكه خانه‌اي پيدا كرديم كه هم تخليه بود و هم به پول ما مي‌خورد، تصميم به خريد گرفتيم. بنگاه از ما بيعانه گرفت و چند روز بعد قولنامه را نوشتيم و يك هفته بعد هم در آن خانه ساكن شديم. چند روز بعد وقتي مي‌خواستم سر كار بروم مدير ساختمان، آقايي را به من معرفي كرد كه صاحب قبلي واحد من بود و براي تسويه حساب آمده بود اما او آن كسي نبود كه من در بنگاه ديده بودم! بعد از تحقيق بسيار معلوم شد كه بنگاه بعد از گرفتن بيعانه و اطمينان از قصد خريد من، توسط يكي از دوستانش خانه را ۳۰ ميليون خريده و عصر همان روز ۳۳ ميليون به من فروخته! تازه از هر دو طرف، هم كميسيون گرفته، هم پول چايي وشيريني!»

بنگاهي داريم تا بنگاهي
البته اگر نخواهيم جمع به كليت ببنديم بايد منصف باشيم و بگوييم در اين شغل هم افراد درستكار پيدا مي‌شود. در يكي از محلات كرج كه با دوستي به دنبال خانه بوديم چيزي كه به نظرم جالب آمد اين بود كه يكي از تعريف‌هايي كه از آپارتمان مي‌شنيديم نام فروشنده آن بود. وقتي مي‌گفتند كه طرف معامله، حاجي قره‌لو است؛ يعني همه چيز مرتب است، هم ساخت خانه هم قيمت معامله. يعني اعتبار نام او به سنگ، سيمان، آهن و حتي سند و قولنامه اعتبار مي‌داد و در مقابلش نام كسي را شنيديم كه هيچ‌كس جرئت معامله با او را نداشت و وقتي مي‌گفتند طرف معامله فلاني است ديگر همه چيز اعتبارش را از دست مي‌داد. در اين چند سال، خيلي از كساني كه از قدرت و حشمت بسيار برخوردار بودند از سرير قدرت به زير كشيده شدند. خيلي از كساني كه از به شيشه كردن خون مردم به نوايي رسيده بودند به زمين نشانده شدند و همه اينها دست كيفر و انتقام سنت حاكم بر جهان هستي است تا شايد عبرتي براي همه ما باشد. كاش كساني كه در اين شغل مشغول به كارند هميشه به خاطر داشته باشند اكثر كساني كه به آنها مراجعه مي‌كنند با هزار مشكل آمده‌اند تا براي خود و خانواده سرپناهي بيابند. كاش دولتمردان هم بدانند كه اين همه از نيروي انساني كشور را كه به كار دلالي ملك مشغولند مي‌توان در مسيري بهتر و براي ساختن كشور به كار گرفت. شكي نيست كه اگر دلالان در معاملات املاك حذف شوند درصد قابل توجهي از قيمت ملك كم مي‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار