کد خبر: 516328
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
تازه اين در شرايطي است كه فقط خودت تنها باشي چرا كه اگر فرزندت يا كودكان و نوجوانان وابسته‌ات تو را همراهي كنند آن وقت بايد آموزه‌هاي غلطي را نيز كه طي يكي، دو ساعت در مغز و روح و روانشان نقش بسته پاك‌كني. راستي چه چيزي فراتر از تأسف مي‌توان نوشت وقتي جمعيتي بالغ بر ۵۰ هزار نفر به داور يك مسابقه فوتبال توهين مي‌كنند و او را با زشت‌ترين الفاظ مورد حمله قرار مي‌دهند، چه چيزي مي‌توان نوشت در خصوص همين تعداد تماشاگر خانواده يك بازيكن را جلوي چشمان او مي‌آورند تا او هم با واكنشي بدتر پاسخ دهد؟ چه چيزي مي‌توان گفت وقتي در رشته‌هايي كه داعيه دانشگاهي بودن و فرهنگ دارند به ندرت مي‌توان مسابقه‌اي را بدون حاشيه ديد؟ فينال بسكتبال با انفجار يك ترقه و مصدوميت بازيكن تعطيل مي‌شود و رقابت‌هاي ليگ واليبال در شهرهاي مختلف با زد و خورد و فحاشي‌هاي تمام نشدني همراه است.
چه چيزي مي‌توان نوشت وقتي در كشتي، ورزش اول، ورزش پهلواني، كار به چاقو كشي و ضرب و جرح كشيده مي‌شود تا جايي كه مضروب راهي بيمارستان مي‌شود و ضارب به كما مي‌رود!
در روزهاي پاياني سال ۹۱ اين آيينه تمام نماي فرهنگ ورزش ماست، ورزشي كه سال ۹۱ را با درخشش فوق تصور در المپيك لندن آغاز كرد اما امروز از لحاظ اخلاقي به پايين‌ترين رده‌ها سقوط كرده و باز هم اين سير نزولي را ادامه مي‌دهد. امروز مسئولان ورزش به ظاهر خود را مشغول اساسنامه كرده‌اند؛ اساسنامه‌اي كه معلوم نيست چه سرنوشتي در انتظار آن است و چه زماني اوضاع آن سر و سامان مي‌گيرد. بنابراين فرصتي براي ديدن اين همه بداخلاقي و حاشيه زشت و بدنامي ندارند. هرچند كه به اساسنامه هم آنچنان كه بايد و شايد درست رسيدگي نمي‌كنند و مدام وعده امروز و فردا مي‌دهند.
مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه اين ورزش توان و تحمل حرفه‌اي شدن را نداشت، حوصله و صبر موفقيت را نداشت وگرنه فوتبال ايران در سال‌هايي كه لقب حرفه‌اي بودن را يدك نمي‌كشيد هم جذاب‌تر و ديدني‌تر بود و هم اينكه اينقدر زشتي و بي فرهنگي نداشت. مي‌شد دست بچه‌هايت را بگيري و با خيال راحت به ورزشگاه بروي، بسكتبال در سال‌هايي كه نشاني از بزرگي در آسيا نداشت اينقدر محجوب بود كه حتي به سختي مي‌شد خبر بالا رفتن يك صدا را در آن شنيد، واليبال طي سال‌هايي كه مقهور قدرت‌هاي شرق آسيا بود، اخلاق مدارترين رشته ورزشي كشور محسوب مي‌شد و كشتي نيز تا وقتي كه پاي پول به آن باز نشده بود به واقع ورزش پهلواني و اول كشورمان محسوب مي‌شد.
روزهاي پاياني سال قاعدتاً بايد نشست و ديد چه موفقيت‌هايي كسب شده، كجاها كم آورديم و كجاها باختيم تا بتوان براي سال پيش رو برنامه‌ريزي كرد اما تمامي اتفاقات روي داده طي ماه‌هاي اخير وادارمان مي‌كند كه اين روزهاي پايان سال تنها آرزو كنيم و دست به دعا برداريم تا ورزش مثلاً‌ حرفه‌اي كشورمان حداقل در سال پيش رو كمتر شاهد بي‌اخلاقي، بد‌اخلاقي ورزشي و افتضاح اخلاقي باشد؛ موفقيت و پيروزي پيشكش!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار