
فقيد سعيد مرحوم حضرت آيتالله حاج آقا حسين خادمي اصفهاني (اعلي الله مقامه) در مقطعي از تاريخ، پس از اتمام تحصيلات در نجف، به اصفهان بازگشت كه استبداد رضاخاني با همه توان خود كمر به دينزدايي و دينستيزي بسته و با بستن در حوزهها و گشودن مراكز فساد، مؤمنين را در موضعي انفعالي قرار داده بود. ايشان در اين برهه در مقابل اقدامات رضاخان قد برافراشت و به تغيير لباس و متحدالشكل كردن لباس مردان، كشف حجاب بانوان و جلوگيري از برگزاري مراسم عزاداري حضرت سيدالشهدا(ع) اعتراض كرد. اين اعتراضات باعث شد تا حكومت رضاخاني تضييقاتي را عليه ايشان تدارك ببيند. مدتي منزلش را تحت نظر قرار دادند، بهطوري كه خروج از خانه ممكن نبود و در آن ايام كه روحانيون فقط با شرايط و قوانين رضاخاني ميتوانستند از لباس روحانيت استفاده كنند با وجود همراه داشتن اجازه اجتهاد از سوي علماي نجف، با ملبس شدن او به لباس روحانيت مخالفت كردند.
«آقا حسين خادمي نيز در اصفهان از كساني بود كه در سال ۱۳۴۵ ﻫ .ق از علماي نجف اجازه اجتهاد داشت، ولي حكومت از دادن جواز استفاده از لباس روحانيت به ايشان خودداري كرد.» (۱)
عشق به حضرت اباعبداللهالحسين(ع) و زنده نگهداشتن شعائر محرم و عاشورا آيتالله خادمي را بر آن داشت تا در آن دوران خفقان و سخت رضاخاني، نيمههاي شب عدهاي از خواص را به منزل دعوت كند و به عزاداري حضرت سيدالشهدا(ع) بپردازند.
دوره سلطنت محمدرضا پهلويپس از رضاخان و به حكومت رسيدن فرزندش، اگرچه از فشارهاي پليسي و خفقانآور بر مردم و بهويژه روحانيت كاسته شد، ولي اين حركت مردمستيزي و دينستيزي قطع نشد و انحرافات اجتماعي كه از سوي حكومت به جامعه تزريق و تحميل ميشد، به شيوههاي نوين ادامه يافت بر همين اساس روحانيت در سراسر كشور فعاليتهاي فرهنگيـسياسي خود را گسترش دادند و حتيالامكان سعي ميكردند براي انجام دادن مبارزات خود به اتحاد كلمه و وحدت رويهاي دست يابند.
آن بزرگ در دوره اوجگيري تهاجم فرهنگي رژيم پهلوي در اصفهان با تجديد حيات «هيئت علميه اصفهان» سعي در ايجادجبههاي متحد از عالمان شهر در برابر رژيم طاغوت داشت كه ايجاد اين شبكه بعدها درجريان آغاز نهضت اسلامي، بس كارآمد و مشكلگشا بود.
صلاگر نهضت اسلامي در اصفهانبا شروع نهضت اسلامي به رهبري حضرت امام خميني(قده)، آيتالله خادمي باتمام توان به حمايت از اين حركت مقدس پرداخت و در صورت لزوم حوزه علميه و بازار اصفهان رادرحمايت از اين حركت مقدس تعطيل مينمود. آن عالم مجاهد در شرايطي كه نام بردن از رهبر نهضت اسلامي جرم به شمار ميرفت، بارها نام مبارك امام(ره) را بر منبر و در خلال سخنراني ذكر ميفرمود. پس از دستگيري حضرت امام(ره) زمزمه شومي مبني بر محاكمه و اعدام امام(ره) از سوي دستگاه برخاست. به ابتكار آيتاللهالعظمي ميلاني(ره) علماي شهرستانهاي مختلف بهويژه قم به عنوان اعتراض به دستگيري مرجع بزرگ در تهران اجتماع كردند و از شهر اصفهان آيتالله خادمي نيز به نمايندگي روحانيت و مردم اصفهان به اين جمع پيوست و در تنظيم اعلاميههاي صادره از سوي علماي متحصن نقش بسزايي را ايفا كرد.
پس از آزادي حضرت امام(ره) از زندان در پانزدهم فروردين ۴۳ به منظور مطرح شدن محبوبيت امام راحل در قلوب مردم و ايجاد وحدت در ميان انقلابيون و مبارزان و تمامي اقشار مردم، به مناسبت آزادي حضرت امام(ره)، در اصفهان چندين مجلس جشن برگزار و از وعاظ دعوت كرد تا در اين مجالس براي ايشان دعا كنند. در همين مجالس بود كه سياستهاي رژيم زير سؤال رفت. وي به همراه عدهاي از مردم اصفهان براي ديدار با حضرت امام(ره) و اعلام حمايت از ايشان به قم رفتند و طي يك راهپيمايي باشكوه به حضور حضرت امام(ره) رسيدند. امام(ره) طي سخناني در جمع حاضر از مردم اصفهان تشكر و آيتالله خادمي را به عنوان نماينده خود به مردم معرفي كردند و از مردم اصفهان خواستند كه از آيتالله خادمي قدرداني كنند.
واكنش ساواك به اقدامات آيتاللهاقدامات آيتالله خادمي درخصوص حمايت از حضرت امام(ره) موجب خشم مضاعف ساواك شد. ساواك در ابتدا تصميم گرفت ايشان را دستگير و به تهران اعزام كند، ولي از ترس واكنشهاي مردمي و به منظور جلوگيري از اغتشاش و درگيري در اصفهان به ملاقات رؤساي شهرباني و ساواك در تاريخ ۷/۲/۱۳۴۳ با ايشان بسنده كرد و بهرغم تذكرات شديداللحن آنان و مراقبت بسيارشان، هيچگاه از فعاليتهاي خود دست برنداشت و حتي در منابر و محافل علناً حضرت امام(ره) را دعا ميكرد. پس از تبعيد حضرت امام(ره) به تركيه نيز ارتباط ايشان با وي قطع نشد و همواره با فرستادن افراد آگاه و مورد اعتماد به همراه نامههاي سرّي به خدمت ايشان، امام(ره) را در جريان مسائل اصفهان قرار ميداد و براي اينكه مكاتباتش از نظر ساواك پنهان نباشد، به دستور مقدم، مديركل اداره سوم نامههاي ايشان تحت كنترل قرار گرفت. در سال ۱۳۴۴ با آنكه ساواك مدرك قابل اعتنايي از ايشان نداشت، ولي از فعاليتهاي آشكار و پنهان ايشان به ستوه آمده بود، لذا به منظور دستيابي به منبع اصلي پخش اعلاميه به ساواك احضار شد و منزلشان را بازرسي كردند و ايشان را به اتهام نشر اكاذيب به دادگاه فراخواند و در يك محاكمه فرمايشي آيتالله خادمي به دو ماه حبس قابل خريداري محكوم و پس از پرداخت مبلغ تعيينشده مشمول منع پيگرد شد. وي بارها از سفر به حجاز و عراق براي انجام حج و زيارت عتبات صرفاً به خاطر نگراني ساواك از ملاقات ايشان با حضرت امام(ره) محروم شدند. از ديگر اقدامات ارزشمند آيتالله خادمي رسيدگي به خانوادههاي زندانيان و تبعيديان در دوران ستمشاهي بود و همواره آنان كه پاي در مسير جهاد گذاشته بودند، ايشان را ملجأ و پناه امن خود ميدانستند و هرگاه مشكلي پيش ميآمد رو به خانه اين سيد عظيمالشأن مينهادند.
نقشآفريني ارجمند در آستانه انقلابدر سال ۵۶ نيز بهرغم مخالفت ساواك براي مرحوم آيتالله حاجآقا مصطفي خميني مجلس ترحيم برگزار كرد و در اعتراض به مقاله توهينآميز روزنامه اطلاعات به حضرت امام(ره)، علما و روحانيون را جمع و بيانيهاي عليه اقدامات رژيم صادر كرد. با آغاز موج نوين نهضت اسلامي درسال۱۳۵۷، آيتالله خادمي به رهبري اين حركت در اصفهان و سازماندهي و مديريت آن همت ميگماشت و بيت شريف ايشان از پايگاههاي اصلي انقلاب در اصفهان به شمار ميرفت. اين منزل محل برگزاري بسياري از تحصنها و تجمعات انقلابي مردم اصفهان بود كه خاطرات آنها در ذهن و ضمير مردم اين ديار نقش بسته است.
آيتالله خادمي از ديدگاه لوموندمرد قدرتمند شهر چنين ميگويد: «اين شهر بهوسيله مردم اداره ميشود و نمونهاي است كه نشانگر قدرت جمهوري اسلامي است.» حاكم واقعي اصفهان مردي است حدوداً ۹۰ ساله، اين شخص برجسته به نام آيتالله خادمي تمامي شهر را از منزل خويش كه در انتهاي يك كوچه بنبست در قسمت شرقي شهر قرار دارد اداره ميكند. تمامي ساختمان محل سكونت وي ساده است و اعلاميههاي صادر شده و خبر تمامي حوادث به اينجا ميرسد. آقا در گوشه يك اتاق واقع در طبقه همكف درحالي كه به متكايي تكيه كرده، نشسته است و عينك ذرهبيني درشتي به چشم دارد. وي كه به واردين لبخند ميزند بهندرت با آنها صحبت ميكند و اكثر سخنانش به صورت نجوا به اطرافيانش كه در كنار او نشستهاند گفته ميشود.
دو دستگاه تلفن در اتاق كارش قرار دارد و بهوسيله آنها در جريان تمامي حوادث شهر و كشور قرار ميگيرد و بنا به گفته نزديكان و يارانش وي از نيروي جسمي و رواني خوبي برخوردار بود كه مدت ۳۰ سال است در ميدان سياست سخت فعال است. وي در حال حاضر شهر را با قدرت اداره ميكند و رفت و آمد به منزل او لحظهاي قطع نميشود و مشاوران و مسئولان قسمتهاي مختلف بهطور لاينقطع درحال گزارش دادن هستند. افراد غني يا محتاج نزد او ميآمدند كه يا طلب كمك ميكردند يا آمادگيشان را براي كمك در ادامه نهضت اعلام ميداشتند.
اتاقهاي مجاور نيز پر از مبارزان و مجاهدان است، حدود ۱۵ نفر از يارانش از روي نقشه شهر را به ۲۰ ناحيه تقسيم كرده و به اين ترتيب مسئوليت كمكهاي اقتصادي را عهدهدار شده بودند. اين برنامه حدود دو ماه بود كه اجرا ميشد و وظيفهاش كمك به خانوادههايي بود كه به علت ادامه اعتصابات از نظر مالي در مضيقه قرار گرفته بودند. تمامي درخواستها در اينجا به صورت فيشبنديشده و طبقهبندي قرار دارد و كنترل شده است و نوع نياز خواه به صورت نقدي يا جنسي تعيين و در انتهاي فيش مربوطه درج ميشد. تعداد تقاضاها حدود ۱۵ هزار است كه از محل سهم امام ـ نوعي ماليات كه مؤمنين بسته به ميزان درآمد خويش به رهبران مذهبي خود ميپردازندـ تأمين ميشد.
در طبقهبندي منزل، ستاد مركزي پليس اسلامي قرار داشت كه حدود ۱۲ هزار جوان داوطلب از بين هزاران هزار جوان داوطلب بهوسيله جامعه مدرسين حوزه علميه اصفهان انتخاب شده كه اينها شهر را به ۳۵ ناحيه تقسيم كرده بودند كه در هر منطقه يك مسجد يا مدرسه، حكم مركز فعاليت براي آنها را پيدا كرده و اين پليس مسئول حفظ نظم طي روز و امنيت در زمان شب بود.
گفته شده است كه فرمانده پليس اصفهان سه روز پيش مراتب همبستگي و اطاعت خويش را نسبت به روحانيت به آيتالله خادمي اعلام كرد و بنا به گفته برخي افسران شهرباني از تهران دستور داشتند روابط دوستانه و خوبي را با رهبران مذهبي در اين ايام حساس برقرار كنند.
گشتهاي شبانهاي كه در روزهاي اخير توسط نيروهاي اسلامي انجام ميشد، منجر به دستگيري چند نفر از سارقين و مرتكبين خلافهاي گوناگون شد كه اينها براي داوري نزد آيتالله برده شدند و وي آنها را مطابق قوانين اسلامي مجازات كرد. (۲)
ارتباط با علماآيتالله خادمي علاوه بر مشورت با علما درخصوص مسائل سياسي و براي پيشبرد نهضت روحانيت براي رابطه معنوي و علمي كه با بسياري از علما و نيز حضرت امام(ره) برقرار كرده بود، در سال ۴۲ به عنوان رابط ميان امام(ره) و علما براي ايجاد هماهنگيهاي لازم، از سوي علماي كشور تعيين شد. حجتالاسلام سيدمحمدعلي خادمي، فرزند آن مرحوم به نقل از پدر، خاطرهاي را كه به سال ۴۲ باز ميگردد، چنين نقل ميكند:
مرحوم پدر فرمودند: در سال ۴۲ كه به قم رفته بودم، علما گفتند: شما بهتر است بين علما و امام(ره) و ديگران هماهنگي ايجاد كنيد تا حرفها يكي باشد. من (آيتالله خادمي) هم پذيرفتم. آقايان علما گفتند به امام(ره) بگوييد. خلاصه داريد تند ميرويد و ما نميتوانيم با شما بياييم. طوري حركت كنيد كه ما هم پا به پاي شما بياييم. مطلبشان را به امام(ره) منتقل كردم. امام (ره)يك جمله گفتند كه مطلب برايم واضح شد. گفتند: فلاني (آيتالله خادمي)! ما و شما عمرمان را كردهايم، بهتر است كه اين بقيه عمر ـ اگر عمري باشدـ براي خدا گذاشته شود و براي خدا كشته شويم. برويد بگوييد اگر آنها آهسته ميآيند، حركت خود را تندتر كنند. ما هم برگشتيم و به آقايان گفتيم: بسمالله شما بايد تندتر حركت كنيد تا به آقا برسيد.»
ابراز ارادت و تبليغ مرجعيت حضرت امام(ره)پس از رحلت آيتاللهالعظمي بروجردي، آيتالله خادمي چون پويايي مكتب را در محوريت امام(ره) ميديد، تمام هم خود را در معرفي كردن حضرت امام(ره) به عنوان مرجع تقليد به كار برد و از آن پس نيز شهريههاي طلاب را با نام حضرت امام(ره) پرداخت ميكرد. ساواك در سال ۴۷ اعلام كرد، تنها كسي كه شهريه امام را در ايران پرداخت ميكرد، شخص آيتالله خادمي بود.
حجتالاسلام سيدمهدي خادمي درباره ارتباط، علاقه و ارادت پدر بزرگوار خويش، نسبت به امام(ره) ميگويد: «ايشان عجيب علاقهمند به حضرت امام(ره) بودند و حتي امام(ره) را بيش از اساتيد خود كه ايشان را به اجتهاد رسانيده بودند، دوست داشتند و بالاترين احترام را براي امام(ره) قائل بودند و هيچوقت در مقام دعا و مظان استجابت دعا امام(ره) را فراموش نميكردند و ميگفتند: ميدانم اين امام(ره) هدفش خداست. اين امام(ره) ارتباطاتي دارد. اين امام(ره) حرفي كه ميزند «لله» و «من الله» است و خود الگويي است براي جامعه.» اين احترام و علاقه دوجانبه بود و متن مهرآميز و آكنده از احترام مكاتبات ميان آن دو گوياترين شاهد بر اين مدعاست. دليل ديگر، ديدار امام (ره) با ايشان پس از انقلاب اسلامي است. آنگاه كه امام (ره) در قم سكني داشتند و آيتالله خادمي نيز براي زيارت حضرت معصومه(س) و ديدار با علما و حضرت امام(ره) به قم مشرف شده بود، حضرت امام(ره) به مجرد اطلاع از حضور ايشان در قم به ديدار ايشان رفتند.»
آن عالم عامل پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا پايان حيات از حاميان جدي نظام اسلامي بود و در صحنههاي مهم دفاع از جمهوري اسلامي و رهبري ارجمند آن حضوري نمايان داشت كه دو دوره حضور در مجالس خبرگان قانون اساسي و رهبري، از مظاهر آن محسوب ميشود. آن فقيد سعيد، سرانجام در بيستم اسفندماه ۱۳۶۳ بانگ الرحيل كرد و پس از تشييعي پرشكوه در جوار مرقد مطهر رضوي(ع) قرار يافت. طوبي له وحسن مآب.
پيام حضرت امام خميني(ره) به مناسبت رحلت آيتالله خادميبسماللهالرحمنالرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
رحلت تأسفانگيز عالم عادل متعهد و خدمتگزار به اسلام و مسلمين حضرت حجتالاسلام والمسلمين آقاي حاج آقا حسين خادمي «رحمه الله عليه» موجب تأثر و تأسف شد. اين عالم متقي، بحق خادم صادق شريعت و حافظ حدود اسلام و سرمشق تقوي و علم و عمل براي ديگران بود و فقدان و رحلتش ثلمهاي بر اسلام و حوزههاي علميه بود. امثال اين شخصيتها كه يادگار سلف صالح و نمونههايي از بزرگان علم و تقوي بودند، ذخيرههايي بودهاند و هستند كه ما بايد با جان و دل قدرشان را بدانيم و در حيات و مماتشان پيروي از سيره حسنه آنان كنيم.
اينجانب اين ضايعه را به وليعصر بقيهالله «ارواحنا له الفداء» و به ملت شريف ايران، بهويژه علماي اعلام و حوزههاي مقدسه علميه و اهالي محترم اصفهان تسليت عرض ميكنم و براي خاندان محترمشان پس از تسليت، صبر و اجرا مسئلت ميكنم. خداوند اين عالم جليل و مهمان عزيز را در جوار رحمت خود مشمول عنايات خاصهاش فرمايد.
و السلام علي عبادالله الصالحين و رحمه الله و بركاته.
روحالله الموسوي الخميني
توصيفي از رهبرمعظم انقلاب
رهبرارجمند انقلاب اسلامي حضرت آيتالله العظمي خامنهاي(دام ظله) نيز در پيامي به مناسبت ارتحال آيتالله خادمي فرمودند: «فقدان اين عالم بزرگوار و شخصيت برجسته فقاهت، امت مسلمان و جامعه محترم روحانيت را از وجود فقيهي خدمتگزار و وارسته كه خدمات علمي، ديني و اجتماعي و مجاهداتش از آغاز نهضت اسلامي ايران به رهبري امام امت است تا پايان عمر مشهود بود، محروم ساخت...»
پينوشتها:
(۱) اسناد سازمان اسناد ملي ايران، اسناد كامپيوتري ۳۰۰۳/۱۰ ۳۳۴۲.
(۲) ترجمه شده از روزنامه لوموند، مورخ ۱۱ـ۱۲ فوريه ۱۹۷۹ (۲۱ـ۲۲ بهمن ۱۳۵۷) ـ مترجم دكتر محمدرضا نقاييان.