«دستاوردهاي ديدار سه اصلاحطلب با مقام معظم رهبري فراتر از انتظار بود. ما بايد از دو سال پيش اين كار را ميكرديم. افراطيوني كه مانع اين كار شدند الان پشيمان هستند و خود را كنار كشيده اند» اين بخشي از سخناني است كه به سيدمحمد خاتمي رئيسجمهور اصلاحات نسبت داده شده است و قرائن گذشته حكايت از آن دارد كه از اين جنس سخنان در محافل خصوصي بارها از خاتمي شنيده شده و اصلاً خاتمي متخصص در پنهانكاري و پنهانگويي است. در رأي دادن ترجيح ميدهد به يكي از روستاهاي اطراف تهران و به دور از دوربين و خبرنگار پاي صندوق رأي رفته تا هم به تكليف خود عمل كرده باشد و هم با رسانهاي نشدن اين اقدام، در تيغ تيز نقد هم تيميهاي خود قرار نگيرد.
اصلاً مشي خاتمي در طول حيات سياسي خود آنجا كه نظام و انقلاب حمايت آشكار را طلب ميكند اين بوده كه در هزارتوي سياست چرخ خورده و با حركتهاي زيگزاگي، هم به اصطلاح محبوب قلوب انقلابيون باشد و هم مورد وثوق و اتكاي مخالفان نظام.
البته نميتوان چندان هم از او انتظاري جز اين داشت. اين هم يك نوع سياست- بخوانيد سياست بازي- است، منتهي از جنس سياست ماكياولي و همسو با نوشتههايي كه در برخي از آثارش از جمله در كتاب «از شهردنيا تا دنياي شهر» به رشته تحرير در آمده است. شخصيتي كه در ريختشناسي شخصيت او با ماكياولي چندان تفاوتي نميتوان ديد و هر دو آنها دو دستورالعمل را همواره در دستور كار داشتهاند كه يكي دستورالعمل «هدف وسيله را توجيه ميكند» و ديگري «بهترين راه كنترل داشتن بر مردم اين است كه به آنها آنچه را كه دوست دارند بشنوند بگوييم». اما اينكه چرا خاتمي در اين مقطع زماني و به دنبال برخي ديدارهاي افراد معقولتر اصلاحات با رهبر معظم انقلاب، اينگونه اظهارنظر ميكند، به نظر ميرسد اين سخنان و رفتارها متأثر از برخي نگاههاي تعريف شده در درون جريان اصلاحات در روزهاي اخير باشد.
بايد بپذيريم خاتمي سخت تحت تأثير افكار و انديشههاي برخي تئوريسينهاي جريان اصلاحات از جمله محمدرضا تاجيك رئيس مركز پژوهشهاي رياست جمهوري دوران اصلاحات قرار دارد. تاجيك اخيراً براي برون رفت اصلاحطلبان از بحرانهاي پيش ساخته، چند راهبرد عملياتي ارائه كرده است كه تبيين اين راهبردها توسط ديگر تئوري پردازان اصلاحطلب گوياي آن است كه خاتمي نيز درصدد است در اين پازل حركت كرده تا شايد جريان متفرق اصلاحطلب را بار ديگر به دور خود جمع كند. يكي از راهبردهايي كه تاجيك در مقطع حاضر براي اصلاحطلبان پيشنهاد ميكند اين است كه اصلاحطلبان هويت «مقاومت» خود را تبديل به هويت «مشروعيت» كنند.
او معتقد است جريان اصلاحات پس از فتنه انتخابات ۸۸ با عاريت گرفتن از ئئوري «هويت»، سه گام را براي خود تعريف و تفسير كرده است كه اين سه گام عبارتند از: ۱- هويت مقاومت، در اين هويت، اصلاحطلبان خودشان را كنشگراني تعريف ميكنند كه از طرف حاكميت در حاشيه قرار گرفته و به تعبير «كاستلز» تبديل به عنصري «بي ارزش» شدهاند و «داغننگ» بر پيشاني آنها خورده است. بنابراين آنها بايد همه تلاش خود را انجام دهند تا سنگرهايي را براي بقاي خود با هويتي متفاوت از آن چيزي كه بعد از فتنه ۸۸ براي آنها پيش آمده، كسب كنند.
۲- هويت برنامهدار؛ اصلاحطلبان براي تغيير اين هويت، تلاش ميكنند از هر گونه مواد و مصالح فرهنگي قابل دسترس، هويت جديدي را براي خويش بسازند و موقعيت خود را در جامعه از نو تعريف ميكنند تا ساخت اجتماعي جديدي براي آنها شكل گيرد.
۳- هويت مشروعيتبخش؛ در اين هويت اصلاحطلبان درصددند با حضور در انتخابات ۹۲ به عنوان يگانه راه حضور در حاكميت، مشروعيت بخشي خود را مورد تأكيد و توجه قرار دهند. بنابراين با توجه به تلاش اصلاحطلبان براي هويت يابي خود، بايد اين جريان را كنشگراني دانست كه در اين انتخابات سعي دارند با تأكيد بر «كسب قدرت»، بازي جديدي را آغاز كنند. اخيراً تاجيك با بهرهگيري از داستان معروف«چه كسي پنير مرا برداشته است» به آسيبشناسي اصلاحطلبان پرداخته و دستورالعملي را در اين زمينه پيشنهاد كرده كه به نظر ميرسد خاتمي خود را در يكي از گروههاي تعريف شده تاجيك ميبيند و با اين اظهارات، سعي دارد حداقل درگروه مثبت تعريف شود. تاجيك در روايت «بازي قدرت»، اصلاحطلبان را به چهار گروه تقسيم ميكند:
۱- اسنيفها؛ يعني كساني كه تغييرات را به خوبي تشخيص ميدهند، ولي ممكن است براي حركت در آن مسير سريع اقدام نكنند.
۲- اسكاريها؛ يعني كساني كه به سرعت با تشخيص تغييرات دست به كار ميشوند و همگام با تغييرات پيش ميروند.
۳- هيمها؛ كساني كه تغييرات را انكار كرده و در برابر آن مقاومت ميكنند و ميترسند كه تغييرات كارها را خراب كند.
۴- هاوها؛ كساني كه وقتي ميفهمند تغيير به موقعيتهاي بهتر منجر ميشود، ميآموزند خود را با تغييرات انطباق دهند. وي معتقد است با از دست رفتن قدرت اطلاح طلبان، گروه اسنيفها و اسكاريها در جريان اصلاحات فعال شده ولي گروه هيمها و هاوها كماكان در ترديد به سر ميبرند. به نظر ميرسد خاتمي با توجه به نقشي كه براي خود در جريان اصلاحات قائل است و واهمه دارد رفتار آشكار او موجب واكنش و فاصله گروه هيمها از او شود، از اظهار نظر و رفتارهاي آشكار پرهيز ميكند و ترجيح ميدهد همواره در هزارتوي سياست حركت كند، بدون آنكه رد پاي روشني از خود در رابطه با درك تغييرات و عقب نشيني از مواضع افراطي گذاشته باشد.
اگر خاتمي همچون مجيد انصاري و ديگراني كه امروز تا حدودي به اين واقعيت رسيدهاند كه جريان اصلاحات و فتنه در حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري ۸۸ اشتباهات فاحشي انجام دادند، ميخواهد به اين درك مشترك برسد، بايد تمام نسخه تئوريسين مقبول خود يعني تاجيك را جامه عمل بپوشاند و اين با سخن گفتن در پستوي سياست و ترس از آشكار شدن مواضع سازگاري ندارد. تاجيك چند موضوع اساسي را براي ورود مجدد اصلاحطلبان به عرصه سياست مطرح كرده است كه خاتمي ميتواند با پياده كردن اين دستورالعمل، تا حدودي خطاهاي گذشته خود را جبران كند. موضوعات مورد تأكيد تاجيك براي اصلاحطلبان عبارتند از:
۱- با تصورات منسوخ و قديمي به قدرت نخواهيم رسيد.
۲- بهترين راه تغيير دادن خود، عبارت است از خنديدن به حماقتها و اشتباهات گذشته.
۳- مسائل و موضوعات را بيش از حد پيچيده نكرده و با تصورات توأم با ترس و وحشت خود را آشفته و سرگردان نكنيم.
به نظر ميرسد آنچه بيش از همه امروز براي اصلاحطلبان به ويژه افرادي مثل خاتمي براي ورود به قدرت لازم به نظر ميرسد عبور از تصورات منسوخ شده گذشته كه بر گرفته از انديشههاي نا سالم و فرهنگ غلط غربي و بالاتر از آن خنديدن به حماقتها و اشتباهاتي است كه در فتنه ۸۸ توسط آنها انجام شد و اين بازگشت تنها با اعتراف به عملكردهاي غلط در فتنه ۸۸ آن هم به صورت روشن و آشكار نه در قالب جلسات خصوصي قابل تحقق است، بنابراين جريان حزب الله و دوستداران انقلاب منتظر چنين رفتاري از خاتمي و ديگر اصلاحطلبان هستند.