اصولگرايان با جناح رقيب اصلاحات، با مفهوم «اقتدارگرايان» معرفي و بازشناسي ميشدند، به نظاميان، خصوصاً پاسداران غريبهوار نگريسته ميشد. اگر فردي در اوايل انقلاب يك روز از در سپاه رد شده بود و با روند اصلاحات و عملكرد اصلاحطلبان مخالف بود، با عناوين نظامي هويتيابي ميشد. اگر فرد مذكور دهها هويت ديگر هم داشت، به آن هويتي استناد ميشد كه روزي وي را به نيروهاي مسلح پيوند ميداده است. نگاه اصلاحطلبان به سپاه، نگاه به سيستمهاي كلاسيك نظامي جهان بود و بارها تلاش كردند سپاه را با ارتش تركيه يا پاكستان و... مقايسه كنند و حتي فرمانده وقت سپاه را با خمرهاي سرخ كامبوج مقايسه ميكردند «سرهنگ فرهنگي» يا به تمسخر گرفتن واژه «سردار» از جمله مواردي بود كه اصلاحطلبان از آن استفاده ميكردند. اصلاحطلبان وصيت امام نسبت به امريكا، فلسطين، اسلام، ولايت فقيه، فرهنگ و دهها مورد ديگر را فراموش كرده بودند و از همه وصيتنامه امام(ره) اين جمله را تكرار ميكردند كه: نظاميان نبايد در سياست دخالت كنند.
حال آنكه ميدانستند رفتار سپاه دخالت در سياستهاي درون نظام نبود بلكه سپاه خود را مقابل يك جريان برانداز ميديد كه در انتخابات ۱۳۸۸ به اوج كمال براندازانه رسيد. اكنون جريان موسوم به انحرافي و رسانههاي نزديك يا وابسته به دولت دقيقاً همين روال را دنبال ميكنند. روزنامه ايران خصوصاً يادداشتهاي جوانفكر به گونهاي بود كه واژه اقتدارگرايان را بارها جهت نيروهاي انقلاب استفاده كرد.
آقاي قاليباف هم از مسئوليتهاي نظامي استعفا كرد و هم از عضويت در نيروهاي مسلح و به دانشگاه تهران منتقل شد، اما اين جريان بارها از وي با عنوان سردار نام ميبرند و واژه «سردار در چه سودايي است» و... بارها جهت ايشان به كار برده شد. قاليباف شايد دهها هويت ديگر هم داشته باشد اما چرا دولتيان بر هويتي تأكيد دارند كه در خصوص وي منسوخ شده است؟
هر موقع پدر داماد احمدينژاد اظهار نظري در نقد دولت ميكند از واژه «سردار خورشيدي» براي وي استفاده ميكنند. اخيراً رسانههاي دولت (شبكه ايران) در واكنش به سخنان معاونت سياسي سپاه در سمنان به جاي نقدي محتوايي به وي از واژه «سرهنگ» استفاده ميكند. گويي اين مفاهيم و عناوين و هويتها براي هجو كردن به وجود آمدهاند، بنابراين ميتوان اين رويه را محكي براي نگرش جريان انحرافي به سپاه تلقي كرد. هرگاه رسانههايي مثل فارس و مشرق نقدي به دولت مينمايند، به جاي پاسخ محتوايي، نقد شخصيت رسانهها مينمايند. يا آنان را به نهادهاي امنيتي ارجاع ميدهند يا متهم به استفاده از بيتالمال مينمايند.
حال آنكه همان رسانهاي كه اينگونه تخريب مينمايد، خود سردمدار استفاده از بيتالمال است. رسانههاي دولت در نقد مخالفان از يك الگوي ثابت و شناخته شده استفاده ميكنند و آن نقد شخصيت به جاي نقد عملكرد و انديشه است. متأسفانه دكتر احمدينژاد نيز بارها از اين الگو استفاده كرده است. اين الگو توسط اصلاحطلبان براي آيتالله مصباح نيز به كار گرفته ميشد. اصلاحطلبان هيچ موقع به نقد محتوايي مصباح وارد نشدند. افرادي مانند كروبي و محتشميپور فقط نقد شخصيت ميكردند و براي يك بار هم نتوانستند به انديشه مصباح نقد نمايند.
جريان دولت دقيقاً از همين الگو استفاده ميكند و مواجهه آنان با مخالفان دقيقاً از اين الگو تبعيت ميكند. از اصلاحطلبان چنين توقعي ميرفت، چرا كه آنان نقطه آرماني خود را جمهوري چندم فرانسه ميدانستد و تلاش ميكردند استانداردي از مردم سالاري در ايران نشان دهند كه لبخندي بر لبهاي ژاك شيراك بنشاند. اما جرياني كه مدعي است در خط اصيل انقلاب و اسلام است چگونه به هجو عناوين نظامي وارد شد و چگونه ضمير ناخودآگاه خود را بيرون ريخت؟ نگاه روانكاوانه به اين جريان نشان ميدهد كه همانند اصلاحطلبان درصدد هستند سامانههاي حافظ انقلاب را يكي پس از ديگري از دم تيغ بگذرانند.
قطعاً پس از هجمه رسانهاي به سپاه نوبت شوراي نگهبان فراخواهد رسيد، چرا كه آن شورا را مانعي براي عبور يك نفر ميدانند و منتظر تخريب آن خواهيم بود. قطعاً اگر شوراي نگهبان كانديداي رويايي آنان را رد صلاحيت نمايد به نقد ضوابط و مقررات و قوانين مربوط نخواهند پرداخت بلكه زندگي خصوصي فقها و حقوقدانهاي آن را زير ذرهبين خواهند گذاشت و با سوءاستفاده از قدرت به اسناد و مدارك آنان نيز خواهند رسيد تا شايد يكي از آنان را متهم كنند كه برادرش يا پسرخالهاش فلان سرمايه را داراست. اين رويه اكنون نخنما شده است، اما به كار برندگان آن، الگوي عوامگرايانه ديگري براي جايگزيني ابداع نكردهاند. بنابراين از تكرار مكررات هم احساس لذت و شجاعت ميكنند. بايد هوشيار بود و اين جمله مقام معظم رهبري را برجسته ديد كه: «يكي از اقدامات اساسي دشمنان از كارانداختن بازوهاي توانمند نظام است.» شايد گفته شود اين جماعت كه دشمن نيستند، باز مقام معظم رهبري فرمودند: «دشمن در اين كشور كسي است كه عيناً همان حرف دشمن بيروني را تكرار ميكند.» با اين قاعده شناخت دوست از دشمن كار سختي نخواهد بود.