
سال ۹۱ نفسهاي آخرش را ميكشد و صداي پاي سال جديد به گوش ميرسد. اگر خود را به عنوان فردي كه حافظهاش را از دست داده و نميداند كه در چه روز و ماهي هستيم، بخواهيم تصور كنيم، ترافيك پر حجم خيابانهاي تهران و ديگر كلانشهرها ميتواند در تجديد قواي حافظه ما اثرگذار باشد. كافي است چند سالي را در تهران يا ديگر كلانشهرها زندگي كرده باشيد، آن وقت است كه بدون ترديد با برداشتن اولين گام در خيابان متوجه خواهيد شد كه هوا، هواي نوروز است و جنب و جوش براي استقبال از سال جديد. اما آيا ترافيك زياد، كافي نبودن فضاي كافي براي پارك خودرو و حتي ازدحام بيش از حد و حركت بسيار كند در مسيرهاي پياده، از لذت و سرزندگي نوروزي شهروندان كم نميكند؟!
متأسفانه هر ساله در چنين روزهايي برخلاف ساير كلانشهرهاي جهان، تهران اسير يك «خود ترافيكي» است؛ «خود ترافيكي» كه يكي از مهمترين دلايل شكلگيري آن، خود شهروندان هستند و دليل ديگر آن هم نبود فرهنگ رانندگي و شهرنشيني است.
تهران، شهر بدون قانون!جالب است كه بدانيد بروز چنين ترافيكهاي سنگيني تنها در تهران رخ نميدهد و ساير كلانشهرهاي بزرگ دنيا نيز با اين مسئله رودررو هستند. اما مطالعه و تفكر روي چگونگي رفع چنين مشكلاتي عاملي شده است كه ديگر شهرهاي بزرگ دنيا در آستانه كريسمس با مشكلات اينچنيني مواجه نشوند.
به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۱ دپارتمان حمل و نقل نيويورك براي حل مشكل ترافيكي اين شهر تصميم گرفت تا در روزهاي پاياني سال براي برخي از خيابانهاي شهر، طرح ترافيك تعيين كند. اين طرح شامل يكسري از خيابانها و تقاطعهاي به هم پيوسته در نقاط پر رفت و آمد و مراكز خريد اصلي اين شهر بود. به همين منظور در آستانه كريسمس، مسيرهايي كه پيش از اين شناسايي شده بودند، بسته شد و مسيرهاي جايگزين اين خيابانها به اطلاع شهروندان رسيد و حتي نقشه دسترسي به مسيرهاي بسته بين شهروندان و خودروهاي آنها توزيع شد تا مبادا مشكلي در عبور و مرور آنها بهوجود آيد. در همين ارتباط حتي مسيرهايي براي استفاده مردم از وسايل حمل و نقل عمومي از قبيل اتوبوس، تاكسي، مترو يا تركيبي از آنها در اختيار شهروندان قرار گرفت تا مردم بدون مشكل، عيدي خاطره انگيز و بدون اعصاب خردي را پشت سر بگذارند.
مشابه اين اقدام در شهر لندن در روزهاي آخر سال رخ داد. منطقه «وستاند» كه يكي ازمناطق اصلي براي خريد كريسمس به حساب ميآيد در روزهاي آخر سال اوج ترافيك را هر ساله تجربه ميكرد. همين موضوع عاملي شد تا از هفت سال گذشته تا كنون براي سهولت دسترسي خريداران به فروشگاههاي اين محدوده و كاهش ترافيك، روزي با عنوان «روز خريد بدون ترافيك» اختصاص يابد. روزي كه تردد خودروها با محدوديت صورت ميگيرد و اين محدوده به طور موقت براي سهولت خريداران به پياده راه تبديل ميشود. با اين حال، دسترسي به اين ناحيه نيز از طريق حمل و نقل عمومي جايگزين تأمين ميشود. با وجود اين، ميتوان گفت كه راهكارهاي ارائه شده در شهرهاي بزرگ دنيا شايد بسيار ابتدايي باشد اما ميتوان از اين طريق براي چند روزي هم كه شده بدون دغدغه مشغول خريد نوروزي شد.
اعتياد به خودروي شخصي!مشاور معاون ترافيك شهردار تهران در همين ارتباط به «جوان» ميگويد: ماجراي خريد شب عيد، يك بحث سنتي است و ميتوان گفت كه به نوعي اين شلوغي پايتخت و ديگر كلانشهرها تا حدي طبيعي است. مردم براي خريد پوشاك و خوراك شب عيد بيرون ميآيند و اين براي همه مردم به امري عادي تبديل شده است. در چنين شرايطي يكي از بزرگترين مشكلات مردم ايران دقيقه نودي بودن آنهاست. در تمام دنيا يكسري پيادهراهها ساخته شده است كه عبور و مرور خودرو در اين مكانها ممنوع است. در شب عيد از ترشي خانگي تا ديگر مواد مورد نياز در اين مكانها به فروش ميرسد. با وجود اين، تفاوت شبكههاي معابري ما با آنها سبب شد تا مشكلات بسيار زيادي در اين زمينه بهوجود بيايد.
وحيد نوروزي ميافزايد: به عنوان مثال، اگر در شرايط كنوني خيابان وليعصر(عج) بسته شود، كل شبكه تحت تأثير اين خيابان قرار ميگيرد و بسته خواهد شد. يعني به عبارتي، ضعف حمل و نقل عمومي و رشد نكردن اتوبوسراني، تاكسيراني و مترو چارهاي را باقي نگذاشته است و تنها راهحل همين مدارا كردن است. براي كنترل ترافيك شب عيد بيترديد بايد زودتر به فكر چاره افتاد اما براي رفع مشكلات بيشك هفت، هشت سال زمان نياز است. بستن خيابانهاي پر تردد در آستانه عيد هم يكي از مواردي است كه ميتواند در كنترل ترافيك شب عيد مؤثر باشد اما اين امر نيازمند اطلاع رساني قبلي و همچنين انجام دادن يكسري مقدمات است. متأسفانه فرهنگ استفاده از حمل و نقل عمومي در جامعه وجود ندارد و مردم به نوعي به خودرو شخصي اعتياد پيدا كردهاند و حتي براي كارهاي معمولي هم از خودرو استفاده ميكنند. به عنوان مثال، طي ساليان گذشته در شمال تهران استفاده از اتوبوس شهري به نوعي كسر شأن به حساب ميآيد و بسياري از مردم به همين دليل از حمل و نقل عمومي استفاده نميكنند و فرهنگ نادرستي بين آنها رواج پيدا كرده است. در چنين شرايطي، ايجاد پاركينگهايي براي استفاده شهروندان، گسترش حمل و نقل عمومي، نظارت مرتب بر اتوبوسراني و مترو و افزايش تعداد اتوبوسها و تاكسي در آستانه سال نو ميتواند تا حدود زيادي مشكلات را حل كند. هرچند در اين بين، مردم با عمل به هنجارهاي فرهنگي، بيشتر از همه اثرگذار هستند.
محيط، فرهنگ را ديكته ميكندرئيس سابق پليس راهور كل كشور نيز كه اكنون به تدريس در دانشگاه مشغول است در اين باره به «جوان» ميگويد: متأسفانه شهري مثل تهران يك جمعيت شناور و غير متداول دارد و در هيچ كجاي دنيا اينگونه نيست! در تركيه اگر آنكارا پايتخت است، مركز اقتصادي و پر جمعيت استانبول است. در استراليا اگر كانبرا پايتخت است، شهرهاي ملبورن و سيدني به عنوان پايتختهاي اقتصادي و فرهنگي جمعيت زيادي را در خود جاي دادهاند اما در تهران بالعكس است و شهر پايتخت همه كاره بوده و متأسفانه در حال انفجار است.
عليرضا اسماعيلي ميافزايد: در تهران براي مشكل ترافيك شب عيد و ديگر زمانها ابتدا بايد يك مهاجرت معكوس صورت گيرد و با اين حجم زياد تقاضاي سفر شهري و كاري نميتوان كار خاصي را انجام داد. متأسفانه جمعيت زياد و معابر اندك است و همين شهر را در يك بحران فرو برده است. در چنين شرايطي هيچ كاري نميتوان كرد. آمايش سرزميني مجتمعهاي تجاري بيشك ميتواند تأثيرات زيادي داشته باشد. متأسفانه در شرايط حاضر مردم از شمال شهر به وسط شهر ميآيند تا از خيابان برلن يك تي شرت بخرند. اما اگر مسئولان در نقاط مختلف مراكز خريدي را بنا كنند، ديگر مردم مجبور به نقل مكان به اين طرف و آن طرف شهر نيستند. حملو نقل عمومي بايد چهار خصيصه بسيار مهم را داشته باشد. قابل دسترسي باشد، ارزان باشد، ايمن باشد و تا حد ممكن راحت. در صورتي كه حملونقل عمومي اين چهار ركن اصلي را دارا باشد، بيشك افراد ديگر سراغ وسايل شخصي نخواهند رفت. اما متأسفانه چون اين چهار ركن تكميل نيست، افراد براي خريد يك تيشرت هم راهي جز استفاده از خودرو شخصي خود ندارند. در نتيجه نيز تقاضا براي سفر روزانه زياد ميشود و هرساله اين مورد افزايش پيدا ميكند. در سياستگذاريهاي شهري بايد شهرهاي مركزي جمعيتي كمتر و حمل و نقل عمومي بيشتري داشته باشند.
وي ميگويد: بعضي اوقات هم امكانات و شرايط، فرهنگ را ديكته ميكند. متأسفانه طي تمام اين سالها فرهنگ استفاده از حمل و نقل عمومي آموزش داده نشده است. تصوري وجود دارد مبني بر اينكه كساني كه اتوبوس سوار ميشوند، قشر متوسط يا آسيبپذير جامعهاند؛ در حاليكه اينگونه نيست و استفاده از حمل و نقل عمومي نشانه شخصيت افراد است. افزون بر اين، حمل و نقل عمومي بايد بسيار ارزان و قابل دسترس باشد كه در كشور ما قيمتها در بخش حمل و نقل عمومي رو به افزايش است. اكنون براي يك سفر ساده با اتوبوس مشكلات زيادي وجود دارد. از ديركرد آن گرفته تا شلوغي بسيار زياد. همين هم عاملي ميشود تا از ميزان استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي كاسته شود. اما اگر همين اتوبوس سر موقع بيايد و در نتيجه خلوت باشد من سوار ميشوم و اين زمينهاي را براي فرهنگسازي بهوجود ميآورد. ياد دادن فرهنگ با ديكته و سخنراني امكانپذير نيست، محيط است كه فرهنگ را ديكته ميكند تا تغيير رفتاري بهوجود آيد.