جوان آنلاین: شنیدهها و برخی اخبار منتشر شده حاکی از آن است که شش کشور مذاکرهکننده با ایران، قرار است در مذاکرات آلماتی که از فردا آغاز خواهد شد، بهنوعی پیشنهاد خود در سال ۲۰۰۸ را تکرار کنند. این بدان معناست که غرب تحت لوای ارائه پیشنهاد جدید، به همان پیشنهاد چهار سال قبل خود متوسل شده است.
پیشنهاد ۲۰۰۸ غرب به ایران، شامل چند حوزه همکاری بود که عبارتند از: انرژی هستهای، مسائل سیاسی، امور اقتصادی، شراکت در انرژی، کشاورزی، محیط زیست و زیرساختها، هواپیمایی مسافربری و توسعه انسانی.
در این پیشنهاد و در بخش انرژی هستهای، بر بازتایید حق ایران مبنی بر «استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای» تاکید شده است اما هیچ اسمی از «بهرسمیت شناختن حق غنیسازی اورانیوم» برده نشده است؛ به عوض آن از ارائه تضمین به ایران برای دریافت سوخت هستهای سخن گفته شده است.
فارس پیشتر در یادداشتی، عواقب چشمپوشی از حق غنیسازی اورانیوم را متذکر شده بود: «باید پذیرفت که استفاده از منابع انرژی هستهای در آینده برای ایران یک امر الزامی است نه یک امر انتخابی. ایران جز استفاده از اورانیوم غنیشده در آینده، گزینه دیگری ندارد. در شرایطی که ظرفیت صارات نفت ایران پیش از انقلاب اسلامی تقریبا ۲.۵ برابر ظرفیت فعلی بود، ایران از همان زمان بهفکر استفاده از انرژی هستهای افتاده بود و غربیها هم نهتنها اعتراضی به آن نداشتند بلکه با آن همکاری میکردند. با توجه به روابط خوب رژیم پهلوی با بلوک غرب، کشورهای غربی آن زمان به ایرانیان نمیگفتند چون نفت و گاز دارید، از انرژی هستهای صرفنظر کنید.
استفاده از اورانیوم غنیشده به دوشیوه ممکن است، اول غنیسازی اورانیوم یعنی همان راهی که ایران در پیش گرفته و مورد اعتراض طرف غربی است و دوم، واردات اورانیوم غنیشده از کشورهای صاحب فنآوری.
به گزارش فارس، بنابراین، اگر ایران امروز غنیسازی اورانیوم را به کنار نهد، در آینده لاجرم به واردکننده اورانیوم غنیشده تبدیل خواهد شد و کشوری که برای انرژی خود وابسته باشد، در اتخاذ مواضع مستقل بینالمللی دچار مشکل میشود. اکنون سوال این است که وقتی برخورد قدرتهای بینالمللی با ایران در شرایطی که دارای منابع کمنظیر انرژی است، اینچنین است، در زمانی که دست ایران از انرژی خالی باشد چگونه خواهد بود؟
کدام تحلیلگر عاقلی انتظار دارد کشوری که با موجودیت اسرائیل مخالف است، در آینده به مشکل وارد کردن اورانیوم غنیشده برنخورد؟
بر این اساس، غنیسازی اورانیوم برای ایران یک منفعت حیاتی و یک «باید» است، نه یک «انتخاب» صرف!»
به این ترتیب، اگر قرار بر آن باشد که پیشنهاد ۲۰۰۸ بدون انضمام بهرسمیت شناختن حق غنیسازی ایران در چارچوب انپیتی تکرار شود، طبعا غرب باید منتظر تکرار پاسخ ایران در سال ۲۰۰۸ هم باشد.
پیشنهاد ۲۰۰۸ البته دارای نکات مثبتی هم بود. مثلا در حوزه کشاورزی همکاریهای قابل قبولی را پیشنهاد میکرد که از جمله آنها کمک به ایران در زمینه خودکفایی در تولید مواد غذایی بود که طبعا جمهوری اسلامی ایران از چنین پیشنهادهایی استقبال میکند. در حوزه انرژی نیز گام برداشتن در راستای عادیسازی روابط بین ایران و غرب در زمینه انرژی پیشنهاد شده بود. با این حال، عدم بهرسمیت شناختن حق غنیسازی اورانیوم ایران تمام ابعاد مثبت این پیشنهاد را زیر سوال برده است.
به عبارت دیگر، تمام اینگونه همکاریها تنها زمانی میتواند اتفاق بیفتد که غرب بپذیرد ایران نیز چون تمام اعضای پیمان منع تکثیر تسلیحات اتمی، حق دارد برای مصارف صلحآمیز و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی دست به غنیسازی اورانیوم بزند. در کنار چنین پذیرشی، همکاریهای دیگر بین ایران و ۱+۵ هم قابل شکلگیری است که برخی از آنها در پیشنهاد ۲۰۰۸ ذکر گردیدهاند.
شش کشور همچنین بهتر است به پیشنهادهای ایران در مذاکرات خردادماه گذشته هم فکر کنند. ایران در مذاکرات مسکو پیشنهاد داده بود که طرف غربی در برابر فتوای هستهای مقام معظم رهبری، حق غنیسازی ایران را بهرسمیت شناسد. این فتوا چون امر الزامآور شرعی است، قطعیترین تضمین در این خصوص است که ایران هیچ تلاشی در مسیر تولید سلاح هستهای نخواهد کرد.
ایران در مسکو همچنین پیشنهادهایی را نیز در خصوص همکاریهای هستهای و غیرهستهای با آژانس مطرح کرده بود که میتواند مورد توجه دیپلماتهای غربی قرار گیرد.
سال ۲۰۰۸ زمانی این پیشنهاد به ایران داده شد که باراک اوباما تازه شعارهای انتخاباتیاش را مطرح کرده بود. چهار سال بعد و در شرایطی که اوباما چهار سال مجربتر شده است، باز هم میخواهد همان پیشنهادها را در آغاز دور دوم ریاستجمهوری خود، احتمالا به زبانی دیگر به ایران ارائه کند. این بدان معناست که سیاستمداران آمریکایی از گذر زمان و تجارب گذشته دیر درس میگیرند. اوباما اگر به جای رئیسجمهور، دانشجوی علم سیاست هم بود، اکنون پس از چهار سال باید چیزی بیشتر از چهار سال قبل میدانست و اکنون البته زمان ارائه پایاننامهاش بود.
هرچند اوباما چهار سال دیگر وقت دارد اما به دانشجویی که پایاننامهاش تفاوتی با سیاهمشقهای چهار سال قبل نداشته باشد، نمیتوان نمره قبولی داد.