
دو پسر جوان كه براي قتل مرد كارخانهداري اجير شده بودند، به جرم خودشان اقرار كردند.
به گزارش خبرنگار ما، اوايل دي ماه امسال مأموران گشت پليس در محدوده ميدان توحيد به دو سرنشين موتوسيكلتي كه كنار خيابان توقف كرده بودند، مشكوك شدند. وقتي مأموران براي بررسي موضوع به دو جوان موتور سوار نزديك شدند، ناگهان با موتور از محل گريختند. بدين ترتيب تعقيب و گريز پليس و دو موتورسوار رقم خورد. دو جوان بعد از طي چند خيابان وقتي ماشين پليس را به دنبال خودشان ديدند، با اسلحه كمري به سوي پليس تيراندازي كردند كه در جريان آن يك شهروند زخمي شد. پليس سرانجام موفق به توقف موتور و بازداشت پسر تيرانداز شد اما همدست وي از دست پليس فرار كرد.
متهم ۲۲ ساله كه شروين نام داشت، در نخستين بازجوييها با معرفي همدست ۲۲ سالهاش به نام ستار راز نقشه شروع به قتل مرد كارخانهداري را برملا كرد. وي گفت: من و ستار دوست قديمي به نام شهروز داريم. پدر شهروز مرد كارخانهدار و پولداري است. چند روز پيش شهروز پيش من آمد و پيشنهاد عجيبي داد. وي گفت به خاطر كينهاي كه از پدرش دارد، قصد دارد او را به قتل برساند.
شهروز پيشنهاد داد اگر پدرش را بكشيم، ۱۰۰ميليون تومان به ما دستمزد ميدهد. ما ابتدا مخالفت كرديم اما وقتي به پيشنهاد ميليوني او فكر كرديم، وسوسه شديم و قبول كرديم. بعد از اين شهروز ۵۰ ميليون تومان به عنوان بيعانه به ما داد و قرار شد بعد از قتل پدرش، ۵۰ ميليون تومان بقيه را بدهد.
وي همچنين براي اجراي نقشه يك موتور تريل و يك كلت كمري در اختيار ما گذاشت و آدرس دفتر مركزي كارخانه را به ما داد. روز حادثه با شهروز هماهنگ كرديم و او گفت كه پدرش ساعت ۴ عصر از دفتر خارج ميشود و ما او را چند خيابان آنطرفتر بكشيم. با اعتراف متهم، پليس بلافاصله همدست وي را دستگير كرد اما تحقيقات نشان داد كه شهروز پسر مرد كارخانهدار بعد از دستگيري پسران اجير شده به طور مرموزي ناپديد شده است.
ستار در بازجوييها با اعتراف به جرم خود حرفهاي شروين را تكرار كرد. وي با اظهار پشيماني گفت كه پيشنهاد ميليوني او را وسوسه كرده است. مأموران پليس سرانجام بعد از دو ماه مخفيگاه پسر مرد كارخانهدار را در كرج شناسايي و وي را دستگير كردند. شهروز بعد از دستگيري اعتراف كرد كه دو پسر آشنا را براي كشتن پدرش اجير كرده است.
وي گفت كه به خاطر كينه از پدرش فرمان قتل را صادر كرده اما درباره انگيزه و علت اصلي اين كار چيزي نگفت. مرد كارخانهدار در جلسه بازجويي وقتي اعتراف پسر ناخلفش را شنيد، در حالي كه مات و مبهوت و اشك در چشمانش جاري بود، گفت: شهروز سومين فرزند من است. من در حق او كوتاهي نكردم. من تمام هزينه تحصيلات عاليه او را پرداختم و حتي بهترين ماشين و امكانات را براي او تهيه كردم.
وي ادامه داد: پسرم پيش خودم در كارخانه كار ميكرد و از حقوق و مزاياي بالايي برخوردار بود و چندي پيش برايش مراسم ازدواج گرفتم و حتي يك خانه بزرگ در يكي از مناطق شمالي تهران برايش خريدم. وي در پايان گفت: من نميدانم پسرم به خاطر چه گناهي فرمان قتل مرا صادر كرد.
قاضي هاشميان داديار شعبه اول دادسراي جنايي براي سه متهم قرار شروع به قتل و معاونت در شروع به قتل صادر كرد و آنها را براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار داد.