
به گزارش خبرنگار جوان، چهارم خرداد سال گذشته زني سراسيمه وارد كلانتري ۱۱۵ رازي شد و به مأموران گفت: شوهرم عليرضا ـ ۴۵ ساله ديشب از خانه بيرون رفت اما تا امروز هنوز برنگشته است. هر چه با تلفن همراهش هم تماس ميگيرم، گوشي او خاموش است.
با اعلام اين خبر، رسيدگي به پرونده در دستور كار اداره يازدهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت و كارآگاهان تحقيقات خود را از اعضاي خانواده فقداني آغاز كردند.
همزمان با آغاز تحقيقات، ساعت ۷ صبح ششم خرداد مأموران كلانتري نامجو جسد مثله شدهاي را در خيابان بازرگان، جنب اتوبان صياد شيرازي كشف كردند و بلافاصله كارآگاهان پليس آگاهي و قاضي روشن، بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي را باخبر كردند.
در بررسيها از سوي عوامل تشخيص هويت و پزشكي قانوني مشخص شد كه اعضاي بدن اين جسد كشف شده شامل دو دست، دو پاي بريده شده و سر كاملاً سوخته متعلق به يك مرد ميانسال است. بدين ترتيب پروندهاي با موضوع قتل عمد تشكيل شد و در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
كارآگاهان با بررسي پروندههاي افراد ناپديد شده، موفق به شناسايي هويت جسد به نام عليرضا شدند كه خانوادهاش چند روز قبل پليس را از ناپديد شدن او با خبر كرده بودند.
با گذشت چند روز از كشف جسد، چهاردهم خرداد مأموران كلانتري ۱۰۲ پاسداران هنگام گشتزني به يك خودرو پارك شده در خيابان بوستان ششم مشكوك شدند كه پس از استعلام، دريافتند اين خودرو داراي دستور توقيف از سوي پليس آگاهي است. با اعلام كشف خودرو به پليس آگاهي، مشخص شد كه خودرو متعلق به عليرضا است كه جسدش چند روز پيش در خيابان بازرگان كشف شده بود.
تحقيقات ادامه داشت تا اينكه كارآگاهان موفق شدند زن ميانسالي را شناسايي كنند كه مقتول آخرين بار در نزديكي محل سكونت وي، مشاهده شده بود. كارآگاهان با مراجعه به خانه معصومه در خيابان قنبرزاده، تحقيقات خود را از او آغاز كردند. او به كارآگاهان گفت: چند وقت پيش با عليرضا آشنا شدم. او مدعي شد كه ميتواند براي من وام قرضالحسنه تهيه كند و به اين بهانه مبلغ ۷ ميليون تومان از من دريافت كرد اما پس از اينكه پول را از من گرفت، غيبش زد و ديگر از او هيچ خبري نشد. با توجه به اظهارات ضد و نقيض معصومه، كارآگاهان ضمن انجام هماهنگي با بازپرس پرونده، خانه او را بازرسي كردند و موفق به كشف آثار خون در خانه او شدند. بدين ترتيب معصومه ـ ۴۹ساله دستگير شد.
او در اظهارات جديدي به افسر پرونده گفت: ساعت۲۴ پنجم خرداد، سرنشينان يك خودرو سواري مرا ربودند و يك ساعت بعد زير پلچوبي رهايم كردند. به احتمال زياد خون كشف شده روي فرش خانهام هم آثار مربوط به آن جنايت است كه به خانهام منتقل شده است.
همزمان با ادامه رسيدگي به اين پرونده، كارآگاهان دوباره به تحقيقات محلي پرداختند. اين بار مرد جواني كه همسايه معصومه بود، به آنها گفت: معصومه چند روز پيش به در خانه ما آمد و گفت شربت آلبالو روي يكي از فرشهايش ريخته است. او از من خواست تا فرش را در بالاي پشت بام خانهاش بشويم. من هم قبول كردم اما وقتي در حال شستن فرش بودم، متوجه شدم كه رنگ قرمز كه از فرش خارج ميشود، خون است، نه شربت آلبالو. بعد از شستن فرش، او دو بسته پلاستيك مشكي از داخل خانهاش آورد و گفت تا او را به آدرسي در خيابان صياد شيرازي برسانم. وقتي او را پياده كردم، ديگر از او هيچ خبري نداشتم. تا اينكه بعد از سه روز از اين ماجرا، معصومه دوباره با من تماس گرفت و درخواست انجام كار ديگري را از من داشت كه اين بار من به تندي با او برخورد كردم و به او گفتم ديگر حق ندارد با من تماس بگيرد.
با توجه به اظهارات مسعود، كارآگاهان با بررسي سوابق متهم اطلاع پيدا كردند كه او از اعضاي سابق گروهك تروريستي منافقين بوده و به مدت سه سال هم در پادگان اشرف انواع آموزشهاي تروريستي را گذرانده است.
با وجود گذشت نزديك به ۲۰ ماه از زمان رسيدگي به اين پرونده و در حالي كه در تمام اين مدت متهم تلاش ميكرد تا مسير رسيدگي به اين پرونده را از طريق ارائه اطلاعات كذب به انحراف بكشاند، بار ديگر با طرح ادعاي جديدي با اعتراف به اطلاع از وقوع جنايت به افسر پرونده گفت: شوهر صيغهايام كه عبدالله نام دارد، عليرضا را به قتل رسانده است.
كارآگاهان سيام بهمن امسال عبدالله ـ ۶۵ ساله را هم دستگير كردند اما او منكر اين جنايت شد و گفت: ششم خرداد سال گذشته معصومه با من تماس گرفت و گفت روي پايم روغن ريخته است. او از من خواست به خانهاش بروم اما وقتي رسيدم، متوجه شدم كه او دروغ گفته و قصد داشت تا به بهانهاي مرا به آنجا بكشاند. معصومه چند بسته پلاستيك سياه را كه بوي تعفن از آنها خارج ميشد، به من داد و با كمك هم آنها را در صندوق عقب ماشينم گذاشتيم و به سمت اتوبان تهران ـ ساوه حركت كرديم و در آنجا بستههاي پلاستيكي را در داخل گودالي انداختيم و خودش به تنهايي بستههاي پلاستيك را با بنزين به آتش كشيد. او در مسير بازگشت به خانه گفت مردي را با ضربات چكش به قتل رسانده و سپس مثله كرده است.
با توجه به اظهارات همسر متهم، كارآگاهان بار ديگر به تحقيق از او پرداختند اما معصومه اين بار پس از گذشت نزديك به ۲۰ ماه، ناچار شد به جرم خود اعتراف كند.
او گفت: مدتي بود كه در كار قاچاق عتيقه بودم كه با عليرضا آشنا شدم. بعد از اينكه مدتي با هم كار كرديم، احساس كردم قصد دارد از من كلاهبرداري كند. به خاطر همين با هم درگير بوديم تا اينكه موفق شدم پس از چند روز اصرار و به بهانههاي مختلف او را به خانهام بكشانم. وقتي به خانهام آمد، يك شربت مسموم به او دادم كه به محض اينكه شربت را خورد، خوابش برد. من هم روي سينهاش نشستم و با چكش چند ضربه به سر او زدم. اما عليرضا ناگهان به هوش آمد و قصد داشت داد و فرياد كند كه من دهانش را گرفتم و دوباره با چكش چند ضربه محكم ديگر به سر او زدم، وقتي مطمئن شدم نفس نميكشد، جنازه او را به داخل حمام بردم و با استفاده از آموزشهايي كه در پادگان اشرف ديده بودم، او را مثله كردم و در دو نوبت اعضاي بدنش را از خانه بيرون بردم.
متهم ادامه داد: قسمتي از جنازه را با كمك شوهرم به اتوبان
تهران ـ ساوه بردم و آتش زدم. قسمتي را هم نزديك اتوبان صياد انداختم. ماشين مقتول را هم در خيابان پاسداران رها كردم و با ماشين دربستي به خانه برگشتم.
سرهنگ كارآگاه آريا حاجيزاده، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: بازپرس پرونده براي متهم پس از اعتراف به ارتكاب اين جنايت، قرار بازداشت موقت صادر كرد و متهم جهت انجام تحقيقات تكميلي در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.