
در شرايط حاضر كه زندگي در شهرها و كلانشهرها با مسائل و معضلات بسياري همراه است، تغيير در سبك و شيوههاي زندگي شهرنشيني ميتواند نقطه عطفي براي رسيدن به آرامش و آسايش در زندگي شهري باشد؛ آرامشي كه ميتوان در آن آسايش و نشاط روحي و جسمي را تجربه كرد.
شهرها جايگاه تغيير و تحول مؤلفههاي اجتماعي و فرهنگي در ارتقاي زندگي شهري به حساب ميآيند تا آنجايي كه ميتوان هويت فردي و جمعي را در آنها جستوجو كرد و از سوي ديگر هويت ديني و رفتاري نيز ميتواند الگوي مطلوبي براي رسيدن به مدينه فاضله زندگي مطلوب باشد.
در حال حاضر الگوهاي رفتاري فردي و اجتماعي رابطه مستقيم با كيفيت زندگي دارند، به عنوان مثال وقتي برخي از شهروندان به نظافت محل زندگي و شهري خود توجهي ندارند و با بيخيالي از كنار آن عبور ميكنند، رفتهرفته اين رفتارهاي فردي تبديل به رفتارهاي گروهي شده و عوارض اين بيتوجهي در وهله اول يقه خود فرد را ميگيرد، زباله در شهر و محل زندگيفرد روي هم ريخته و انباشته ميشود و اين انتظار ميرود تا عدهاي ديگر به اين بياعتناييها توجه ويژه كنند و رفتگر محله جور اين بيمسئوليتها را به دوش بكشد. فردي آشغال و زباله را با وجود سطل و مخازن زباله در كنار خيابانها و جويهاي آب رها ميكند و اين انتظار را دارد تا رفتگر يا مأموران جمعآوري زباله به درستي زبالههاي محل زندگي او را جمعآوري و رفت و روب كنند و هرگونه كوتاهي را مورد سرزنش قرار ميدهد و اينگونه است كه تبعات اين بيتوجهي صورت گرفته سبب بروز انواع و اقسام بيماريها و مشكلات و معضلات شهري همچون افزايش جانوران موذي يا گرفتگي جويهاي آب و پس زدن آب به معابر و خيابانها ميشود و معضلات بسياري را برجاي ميگذارد. اين رفتارها در بسياري از حوزههاي شهري همچون محيط زيست شهري، آلودگي هوا، استفاده نكردن از وسايط حمل و نقل عمومي و... از سوي برخي شهروندان روي ميدهد و توجهي به آن نيز صورت نميگيرد كه وقتها و هزينههاي بسياري صرف ميشود تا جبرانكننده اين رفتارهاي غيرمعقول باشد، از سوي ديگر علاوه بر آنكه فرد خود گرفتار عوارض رفتارهاي فردي خود ميشود، ساير گروهها نيز در زندگي شهري از اين رفتار و كردارهاي ناپسند در امان نميمانند و دود اين بيتوجهيها به مسائل زندگي شهري و آداب زندگي به چشم ديگران هم ميرود.
در دين و آيين اسلام به نظافت و بهداشت فردي و جمعي توصيه و تأكيد شده است كه ميتوان با كمي دقت نظر و رصد موضوعات كه در دين به آنها اشاره شده است، سلامتي را ميتوان به عنوان يك هديه الهي حفظ و حتي آن را به ديگران نيز ساري كرد. به واقع توجه و بازگشت به توصيههاي ديني و ارزشها و به كار بستن آنها را ميتوان در حوزه شهري و زيستشهري به تغيير در سبك زندگي تعبير كرد كه سبب ارتقاي كيفيت زندگي فرد و جمعي ميشود. به نظر ميرسد تغيير در سبك زندگي شهري در تمامي مؤلفههاي رفتاري و كرداري سبب بازتوليد سرمايههاي اجتماعي شود و اين موضوعها خود ميتواند بخش زيادي از مشكلات شهرنشيني را مرتفع سازد. بر اين اساس است كه توجه به توصيهها و الگوهاي ديني در كنار آموزشها در رأس اين امور قرار گرفته است. سادهزيستي در كنار بهرهمندي از رفاه اجتماعي گام بعدي براي تغيير در سبك زندگي شهري است و عاملي مؤثر براي تغيير رفتار شهرنشيني به حساب ميآيد كه باورهاي ماندگار و اثرگذار را در اين حوزه ايجاد ميكند. اينكه چه ميزان توجه به رفتارهاي زندگي شهرنشيني ميتواند ما را در حل مسائل و معضلات شهري كه در آن زندگي ميكنيم ياري برساند، سؤالي است كه جواب آن را بايد در نگاه به تغيير سبك زندگي جستوجو كرد؟
به واقع در زندگي شهري هر فرد و زندگي جمعي و شهرنشيني او نقاط مشترك بسياري وجود دارد كه اين نقاط پررنگ ميتواند همپوشاني بسياري را در جهت تغيير سبك زندگي به وجود آورد و روزنههاي اميد را براي ارتقاي زندگي و توسعه آن فراهم سازد. تغيير در زندگي شهري و شهرنشيني بهترين بستر براي آزمودن صحيح سبك زندگي است كه به راحتي ميتوان آن را رصد و ارزيابي و سايهروشنهاي تغيير سبك زندگي شهري را در آن مشاهده كرد.