
سالروز شهادت حجتالاسلام فضلالله محلاتي، نماينده امام خميني(ره) در سپاه به عنوان روز روحانيت و دفاع مقدس نامگذاري شده است؛ گراميداشت رزمندگاني كه علاوه بر حضور رزمي در ميادين نبرد، به عنوان يك نيروي تبليغي نقش ارزندهاي در اعزام عمومي به جبهههاي جنگ داشتند. چنانكه در واكاوي خاطرات يك رزمنده روحاني، به نقشهاي گوناگون آنها در طول دفاع مقدس پي ميبريم. حجتالاسلام طالع زاري، مسئول ستاد اعزام روحانيون به جبهههاي شمال غرب يكي از همين روحانيون رزمنده است كه گفتوگوي ما با وي سعي دارد نگاهي به نقش روحانيت در دفاع مقدس داشته باشد.
در حالي كه اعزام عموم رزمندگان به جبهههاي جنگ شيوههاي متداول و مرسوم خود را داشت، چطور شد كه تصميم بر ايجاد ستاد اعزام مبلغ و روحانيون گرفته شد؟ خدا رحمت كند شهيد زماني قائممقام ستاد تبليغات جنگ را. اولين بار ايشان بود كه به نوعي فكر ايجاد چنين ستادي را به ذهن ما انداخت. به نظرم اوايل سال ۶۵ بود كه شهيد زماني از من و شهيد عبدوس خواستند براي انجام تحقيقاتي به جبهههاي غرب برويم. ما اين مأموريت را انجام داديم و در بازگشت ايشان به ما گفتند حالا كه با آن نواحي آشنايي پيدا كرديد، خودتان مسئوليت تبليغات و اعزام مبلغ به آنجا را برعهده بگيريد. به اين ترتيب شهيد عبدوس به اروميه رفت و من به سنندج، در آنجا من مسئوليت اعزام روحانيون به جبهههاي شمال غرب را برعهده گرفتم و سپس مسئوليت ستاد پشتيباني امور فرهنگي جبهههاي شمال غرب هم كه كار اعزام هنرمندان اعم از خطاطان، مداحان و... را داشت عهدهدار شدم.
سال ۶۵ تقريباً شش سال از شروع جنگ ميگذشت، چرا اين زمان به فكر ايجاد چنين ستادي افتاديد؟در همان مأموريت تحقيقي كه در مناطق غربي انجام داديم، متوجه شدم غالب روحانيون حضور كمي در اين نواحي دارند. از طرفي نهاد يا مركزي هم براي ساماندهي اعزام آنها وجود نداشت. بنابراين همان طور كه قبلاً اشاره شد، پيشنهاد داديم نهادي براي اعزام روحانيون به كردستان ايجاد شود و تصميم بر تشكيل ستاد گرفته شد. به بركت وجود اين ستاد نيز وضعيت اعزام روحانيون به اين منطقه متحول شد. حتي ما طرح انتخاب يك روحاني ثابت براي هر لشكر را به اجرا درآورديم كه طي آن روحانيون با مأموريتهاي يك ساله در مقر لشكرها مستقر ميشدند. اين در شرايطي بود كه مأموريتهاي متفرقه فواصل زماني ۲۰ روز تا يك ماه را در برميگرفت.
اصلاً اعزام يك روحاني به عنوان مبلغ به جبهههاي جنگ چه لزومي داشت؟شايد پاسخ اين سؤال را بايد از زبان فرماندهان جنگ بيان كرد كه ميگفتند كارايي يك روحاني در جبهه از كارايي يك جنگنده F.۵ بالاتر است. روحانيون در جنگ هم از بعد تبليغي و هم از بعد رزمي فعاليت ميكردند و اين انجام وظيفه توامان باعث شده بود به عنوان يك نيروي ارزشمند مطرح باشند. مخصوصاً از بعد تبليغي و عقيدتي كه با بالا رفتن روحيه رزمندگان، در واقع توان رزمي نيروهاي خودي بالا ميرفت. اين مسئله در سرنوشت جنگ بسيار حائز اهميت بود. اگر بخواهيم به گوشههايي از اين حضور و كارهايي كه روحانيون انجام ميدادند بپردازيم، ميتوان مواردي چون برگزاري نماز جماعت، ادعيه مختلف، راهاندازي مسابقات براي بالا بردن روحيه افراد و حتي كارهاي رزمي و گاه خدماتي را برشمرد.
جنگ در كردستان ويژگيهاي خاص خود را داشت، آيا روحانيون مبلغ اعزامي به اين مناطق براي روبهرو شدن با چنين شرايطي توجيه ميشدند؟البته هر مقطعي و هر منطقه از جنگ شرايط خاص خود را ميطلبيد كه ما سعي ميكرديم روحانيون اعزامي به منطقه را در خصوص آنها توجيه كنيم. به عنوان مثال يكي از ويژگيهاي خاصي كه در مناطق كردستان وجود داشت، تلاش دشمن براي كسب اطلاعات از رزمندگان از طريق ايجاد فساد بود. به اين ترتيب كه سعي ميكردند رزمندگان را با جاذبههاي كاذب به سمت خود بكشانند و از آنها اطلاعات كسب كنند. خود من نيز يكبار از نزديك با چنين موردي مواجه شدم. در آنجا خانمي كه به بهانه پرسيدن مسائل شرعي قصد داشت به مقر ما نفوذ كند را شناسايي كردم. هرچند اين نقشه ضد انقلاب در آن زمان مؤثر واقع نشد، اما به هرحال چنين شيطنتهايي همواره وجود داشت و روحانيون در اين مناطق هميشه سعي ميكردند در روشنگري رزمندگان براي خنثي شدن اين حربه دشمن مؤثر عمل كنند.
صرفنظر از مسائل تبليغي حضور يك روحاني در جبهههاي جنگ خطراتي نيز داشت، خود شما در طول دوره حضورتان در جبهههاي كردستان شاهد چه خطراتي بوديد؟ شرايط جنگ در خطه كردستان از جهاتي سختتر از جبهههاي جنوب بود. چراكه در اين مناطق رخنه ضد انقلاب مشهود بود و به اين ترتيب هميشه اين خطر وجود داشت كه موقعيت رزمندگان توسط ستون پنجم لو برود. يك مورد براي خود من پيش آمد. وقتي به همراه عدهاي از همرزمان براي بازديد از برخي مناطق به سپاه مريوان رفتيم، از مسئولان سراغ دورافتادهترين منطقه تحت نظر نيروهاي خودي را گرفتيم. قصدمان نيز اين بود كه علاوه بر بازديد، در حد توان در رفع احتياجات نيروهاي مستقر در آنجا تلاش كنيم. چون منطقه ناامن بود و احتمال درگيري ميرفت، از يكي از همراهان كه قلبش ناراحت بود خواستم همراهيمان نكند. اصرار كرد بيايد و من هم به شوخي به او گفتم براي قلب ما تنها تير و تركش دشمن خطر دارد، اما براي تو حتي صداي تيراندازيشان خطرناك است. به هرحال او ماند و ما به منطقه مورد نظر رفتيم. اما چون حضورمان توسط عوامل ضد انقلاب شناسايي شده بود، مسير بازگشت را مينگذاري كرده بودند. چنانچه با انفجار مين بر سر راه وسيله نقليهمان، راننده به شدت آسيب ديد و خود من نيز به سختي مجروح شدم. شدت اين انفجار به حدي بود كه دشمن خيال كرده بود ما شهيد شدهايم. لذا در خبرنامههايشان كشته شدن ما را جشن گرفته بودند! اين را هم بگويم كه ساير رزمندگان، خصوصاً آن عده كه تجربه زيادي داشتند با ديدن وضعيت اتومبيلمان به ما ميگفتند كه از نظر نظامي شما بايد كشته ميشديد، اما اينكه زندهماندهايد يك امر عجيب و نادر است.
سالروز شهادت حجتالاسلام محلاتي بهعنوان روز روحانيت و دفاع مقدس نامگذاري شده است، به نظر شما چطور ميتوان به انعكاس مناسب خدمات روحانيون در طول دفاع مقدس پرداخت؟مسلما يكي از مؤثرترين راهها برگزاري يادوارهها و كنگرههاي شهدا و رزمندگان روحاني است يا انتشار كتابها و ويژهنامههايي در اين خصوص. البته چنين اقداماتي صورت گرفته و كارهايي انجام پذيرفته است، اما به نظر ميرسد كه كافي نباشد. خود من بارها با كساني روبهرو شدهام كه به كلي از نقش روحانيون در دفاع مقدس ابراز بياطلاعي كردهاند. اين درحالي است كه در مقايسه تعداد دفعات حضور روحانيون در جبهههاي جنگ نسبت به ساير اقشار، ميبينيم كه روحانيون بيشترين اعزامها را به جبههها داشتهاند. يا تعداد شهداي روحاني به نسبت جمعيتشان در آن مقطع، بيشتر از ساير اقشار - البته به نسبت جمعيتشان - بوده است. اما براي رفع كاستي عدم اطلاعرساني دقيق از كميت و كيفيت حضور روحانيون در جبههها ما حتي اگر يادوارهاي برگزار كنيم ولي تبليغات لازم برايش صورت نگيرد، فايدهاي نخواهد داشت. روحانيت چه در دفاع مقدس يا در لحظه لحظه وقايع انقلاب نقش ارزندهاي داشتهاند كه هرچقدر از آن بگوييم باز هم جاي حرف دارد. اميدوارم با پرداختن به رشادتهاي روحانيت در جبهههاي جنگ، در الگوسازي اين عزيزان براي نسل جوان موفق باشيم.