
به گزارش خبرنگار ما، بيست و سوم آبان امسال مردي با كلانتري ۱۵۶ افسريه تماس گرفت و به مأموران گفت: در حال عبور از خيابان بودم كه مرد ميانسالي را ديدم كه بيهوش روي زمين افتاده است. مأموران پليس سپس به محل رفتند و با كمك امدادگران اورژانس مرد ميانسال را به بيمارستان منتقل كردند.
مرد ميانسال پس از گذشت پنج روز، از بيمارستان مرخص شد و به كارآگاهان گفت: شغل من مسافركشي است. روز حادثه پسر جواني به عنوان مسافر دربست سوار ماشين پرايدم شد. بعد از اينكه مسافتي را طي كرديم يك آبميوه به من تعارف كرد و اصرار كرد تا آن را بنوشم. من هم قبول كردم اما هنوز چند قطره از آن را نخورده بودم كه سرگيجه گرفتم و ديگر متوجه چيزي نشدم. وقتي به هوش آمدم، ديدم روي تخت بيمارستان هستم و از ماشينم هم خبري نيست.
كارآگاهان در ادامه تحقيقات خود با بررسي پروندههاي مشابه موفق به شناسايي تعداد ديگري از مالباختگان شدند كه اموال و خودروهاي آنها به همين شيوه سرقت شده بود.
يكي از اين مالباختگان به كارآگاهان گفت: مرد جواني به بهانه خريد اسباب و وسايل جهيزيه براي خواهرش به مغازهام در افسريه آمد و حدود ۵ ميليون تومان وسايل برقي داخل آشپزخانه خريد. وقتي فاكتور را نوشتم، او قبل از اينكه پولي پرداخت كند به بهانه رفع تشنگي به سوپرماركت كنار مغازهام رفت و چند دقيقه بعد با دو آبميوه برگشت و يكي از آبميوهها را به من تعارف كرد. به محض اينكه مقداري از آن را خوردم، ناگهان روي زمين افتادم و بيهوش شدم.
مالباخته گفت: وقتي به هوش آمدم، خودم را در بيمارستان ديدم. بعد از اينكه مرخص شدم، به مغازهام رفتم و متوجه شدم همان مرد جوان تمام وسايلي را كه فاكتور كرده بودم به همراه فاكتورهاي خريدشان سرقت كرده است.
مالباخته ديگري هم در شكايتي به مأموران گفت: به عنوان مسافر سوار يك پرشيا شدم. در پمپ بنزين تهران- قم راننده به بهانه خريد نوشيدني از ماشين پياده شد و چند دقيقه بعد با دو آبميوه برگشت و شروع به حركت كرد. او يكي از آبميوهها را به من تعارف كرد. من هم براي آنكه بيادبي نكرده باشم، آبميوه را گرفتم و خوردم اما بعد از آن ديگر متوجه هيچ چيز نشدم. وقتي به هوش آمدم، ديدم در بيمارستان هستم و متوجه شدم رهگذري اتفاقي مرا در بيابانهاي اطراف درياچه قم پيدا كرده و به بيمارستان رسانده است.
رسيدگي به اين پروندهها ادامه داشت تا اينكه مالباخته ديگري به كارآگاهان گفت: پسر يكي از همسايگان سابقمان به نام محمدامين را كه به بهانه ملاقات با دوستانش به محل آمده بود، داخل كوچه ديدم. من كه تنها بودم به او تعارف كردم تا به خانه ما بيايد. او هم قبول كرد و به خانه ما آمد. او به من يك آبميوه تعارف كرد كه من آن را خوردم و در حال صحبت با هم بوديم كه ناگهان بيهوش شدم. وقتي به هوش آمدم، متوجه شدم كه خانوادهام مرا به بيمارستان آوردهاند و محمدامين هم تمام طلا و جواهرات مادرم را به همراه مقداري پول نقدي كه در خانه داشتيم، سرقت كرده است.
سرانجام متهم شانزدهم بهمن در حالي كه سوار پرشيا بود، دستگير شد. محمدامين- ۲۳ ساله پس از دستگيري و مواجه شدن با مالباختگان به دهها فقره سرقت به شيوه بيهوشي به ويژه در پوشش مسافر و مسافركش اعتراف كرد.
سرهنگ كارآگاه محمداشراقي، رئيس پايگاه ششم پليس آگاهي تهران بزرگ از دستور انتشار بدون پوشش تصوير متهم خبر داد و گفت: شكات و مالباختگاني كه موفق به شناسايي تصوير متهم شدهاند ميتوانند جهت پيگيري شكايات خود به پايگاه ششم پليس آگاهي تهران بزرگ مراجعه كنند.