چندي پيش شصت و سومين دوره فيلم برلين يا همان «برليناله» با يك پيام كاملاً سياسي از طرف وزير فرهنگ گستاخ كشور آلمان خطاب به مسئولان حكومتي كشورمان شروع شد. خاصه خرجي مناديان دروغين روشنفكري و حقوق بشر براي شخصي كه به قصد براندازي عليه دمكراسي و جمهوريت كشورش اقدام كرده (جعفر پناهي) در حالي است كه هنوز رد تازيانهها و جناياتشان در عراق و افغانستان بر گرده مردم مسلمانان و بيگناه اين كشورها مشهود است. كامبوزيا پرتوي به عنوان نماينده و سفير همين فيلمساز بلند ميشود و ميرود در برليناله نواي بينوايي عدمآزادي در ايران را با اركستراسيون غربي اجرا ميكند و كسي متعرض او نميشود!
قصه وقتي جانكاه و اسفانگيزتر ميشود كه ۲۷ مدير سازمان سينمايي و بخشهاي هم صنف ديگر(مثل بنياد فارابي، سوره و. . . ) در اين جشن حاضرند و قطعاً حق مأموريتشان بيشتر از حقوق و جان كندن يكسال يك كارمند و كارگر كشورمان بالغ خواهد شد. اين اولين بار نيست كه تعدادي از سينماگران كشورمان به چنين اقداماتي دست ميزنند. بسياري از اين افراد با حمايت بدون قيد و شرط برخي مديران صدها بار مرتكب چنين خبط وخطاهايي شدهاند. نكته اين است كه برخي افراد در قالب سينماگر يا هنرمند و با اطمينان از اينكه هيچ مديري (شايد به خاطر مناسبات پنهاني يا مطلع بودن از زدوبندهاي پنهان) جرئت توبيخ يا پيجويي چرايي چنين جسارتي از آنها را ندارند. ما هر ساله با بيانيههاي سياسي و غيرسينمايي جشنوارههاي غربي مواجه ميشويم اما به جاي اينكه مسئولان فرهنگي ما در مقام پاسخگويي و مقابله به مثل بربيايند، هميشه با يك انفعال خوار و ذليلكننده سعي ميكنند با نشنيده گرفتن اين گونه اتهامات عليه حاكميت و مسئولان كشورمان با گفتن «انشاءالله گربه است»، از اين توهينها عبور كنند.
همين مسئله باعث شده است كه غربيها هرسال جسورتر و گستاختر از سال گذشته به خودشان حق بدهند كه در ريزترين اتفاقات داخلي كشورمان حكم، بيانيه و حتي دستور صادر كنند. علت اين گستاخي آنها همين لشكركشي مديران فرنگنديده فرهنگي كشورمان است كه از اين سال تا آن سال در ليست انتظار مأموريت خارج از كشور به خصوص اروپا بالا و پايين ميپرند. چرا وقتي ما ميبينيم كه صدر تا ذيل جشنوارههاي سينمايي غربي با ابعاد يا اغراض سياسي برپا ميشود قريب به ۳۰ مدير فرهنگي كشورمان براي رفتن به اين جشنواره، آب از لب و لوچهشان سرازير ميشود؟ چرا وقتي حتي يك نماينده قانوني در اين جشنوارهها نداريم، ۲۷ مدير به چنين مأموريتهايي اعزام ميشوند؟ چه كسي تشخيص اعزام و تأييد هزينههاي اين مأموريتها را بر عهده دارد؟ چرا ۱۲۸ فيلم زيرزميني ايراني در يك جشنواره اختصاصي كه به همين منظور در فرانسه برپاست، اكران ميشود و مسئولان ما خودشان را پنهان ميكنند؟ چرا هر فيلمساز و بازيگر دسته چندم ورشكستهاي بايد با خيال راحت به چنين مراسماتي برود و هر توهيني كه برازنده شأن و شخصيت خودش است، به مردم ايران بكند و با سلام و صلوات به كشور بيايد و نرسيده و رسيده سيل پيشنهادهاي كاري به سمتش سرازير شود؟ مگر اين كشور قانون ندارد كه هر كسي ذيل عنوان مدير به خودش اجازه هر خبطي را ميدهد؟