معظم له از جايگاه ولايت هم به تنظيم رفتار دوستان وارد شدند و هم تلاش نمودند تا نحوه مواجهه ملت ايران را به دشمنان يادآور شوند. مقام معظم رهبري هدف امريكاييها از طرح مذاكره در عين فشار را دو مؤلفه ذكر كردند.
اول ارائه الگويي از ايران به ملتهاي مسلمان كه اين الگو بالاخره سر تسليم فرود آورد و دوم فشار برملت براي جدايي از نظام اسلامي است. بر ملا كردن پرده تزوير دشمن به پشتوانه ملتي صورت گرفت كه ۲۲ بهمن پيشنياز اين سخنان را فراهم ساخته بود. اما آنچه براي دوستان بود، تذكرات و رد و تأييدهاي شفاف و صريح معظم له نسبت به سران قوا بود.
عنوان اين نوشتار (آزموني براي تجديديها) بدين دليل انتخاب شد كه سران قوا چندي پيش هم، پس از سخنان وحدتخواه و وحدت بخش مقام معظم رهبري، نامهها نوشتند و عرض ارادت كردند و ولايت فقيه را فصلالخطاب خواندند، اما ديري نپاييد كه آن نامهها و آن امضاها به فراموشي سپرده شد و دل ملت و رهبري مجدد خون شد.
سران قوا ثابت نمودند كه در آزمون دو ماه پيش تجديد شدند و مجدداً در حال ارسال و تنظيم نامههاي خود هستند كه اميد است در آزمون مجدداً قبول شوند و به ترمهاي بعدي و بعدي موكول نشود. از آنجا كه راهبرد مقام معظم رهبري نصيحت و حفظ مسئولان است، همه جوانب گلايهها و نصايح را مدنظر دارند و هرگونه حركت شتابزده و احساسي در فرداي سخنان خود را پيشاپيش رد نمودند.
بنابراين از نگاه معظم له هنوز براي اصلاح، نياز به حمايت ميداني مردم نيست و خدا نكند كه آن روز برسد. اگرچه مقام معظم رهبري اصل استيضاح را بيفايده و بيخاصيت خواندند اما كليدواژههاي به كار برده شده براي سران دو قوه خصوصاً رئيسجمهور از جهت منطبق نبودن با قانون، شرع و اخلاق، نشان ميدهد كه دكتر احمدينژاد بايد در واكنشهاي خود، وزن و عظمت ملت ايران را به عنوان آينه مدنظر قرار دهد. اگرچه او زحمات زيادي را براي ملت كشيده است اما تراز رفتاري وي در تريبونهاي عمومي بايد مورد تحسين مقام معظم رهبري باشد. همانگونه كه اين رويه بارها از وي در تريبونهاي بينالمللي ديده شد و ملت بدان افتخار نموديم.
دكتر احمدينژاد با دو مؤلفه ميتواند وضع موجود را جبران نمايد. اول نحوه واكنش نسبت به سخنان مقام معظم رهبري است. پاسخ وي اگر از جنس پاسخي باشد كه درباره معاون اولي جناب مشايي دادند، زيبنده وي نخواهد بود.
نكته دوم اصلاح رفتار در عرصه عمومي كه معناي آن جبران وضع پيش آمده خواهد بود. اگرچه برخورد نمايندگان در صحن علني با رئيسجمهور زيبنده نبود اما توقع از رئيسجمهور و نماينده از سوي مردم هموزن نيست. بنابراين اگر سران دو قوه بخواهند بعد از سخنان ديروز رهبري، مجدد به مسير فعلي ادامه دهند، معلوم نيست كه ملت با آنان چگونه برخورد خواهد كرد. يكي از روشهاي مهم در حل مسئله، جداسازي روند كشور به سمت انتخابات با روند عادي و زندگي مردم است.
نبايد اين دو مسير پنهان و آشكار به تلاقي بينجامد كه در صورت تكرار مجادلات بيهوده دو طرف به سياسيكاري در نسبت با كرسي قدرت متهم خواهند شد و خداي ناكرده زندگي و آينده سياسي خود را در آزمون ولايتپذيري خواهند سوزاند و ثمره سالها تلاش و مجاهدت آنان به چشم نخواهد آمد. آزمون ولايتپذيري با آزمونهاي ديگر متفاوت است. اگرچه در اين مسير اولين اشتباه، آخرين اشتباه است اما تكرار اشتباه و تكرار تذكر رهبري با ادبيات صريح و عتاب آلود كارنامه انقلابيگري آنان را كمرنگ خواهد نمود.
اكنون كه رهبري مردم را از حركتهاي حمايتي شتابزده منع كرده، بهترين موقع براي اصلاح اصولي است. راه آن گذشتن از غرورها و منيتها و نشستن بر سر ميز مذاكره در غياب رسانههاست. در اين صورت حتماً مشكلات حل خواهد شد و دشمنان نيز مأيوس و سرخورده ميمانند. اميد است آزمون تجديديها سه باره و چهار باره تكرار نشود. سران قوا بايد شاگرد اول كلاس ملت باشند.