
اين اهميت هم براي مصر است به لحاظ اينكه برگزاري اين نشست باعث شد احزاب و گروههاي سياسي مصر حتي اگر به صورت مصلحتي هم شده، به طور مقطعي اختلافات خود را كنار بگذارند تا فضاي مساعدي براي برگزاري اين نشست فراهم شودكه البته در اين ميان نقش و پادرمياني شيخالازهر قابل توجه و تأمل بوده و نشان ميدهد كه انقلاب مصر زمينه را براي ورود نيروهاي جديد به عرصه فراهم كرده است. همچنين مصر با ميزباني اين نشست ميتواند جايگاه واقعي خود را در منطقه و جهان اسلام بيابد و از نقش مصنوعي و ساختگي كه بعد از پيمان كمپ ديويد به اين كشور تحميل شده، فاصله بگيرد.
براي اعضاي سازمان نيز اين نشست از اين جهت حائز اهميت بود كه هر چند موج خيزشهاي مردمي در منطقه فينفسه مثبت و مبارك بوده اما كشاندن دامنه آن به سوريه به عنوان عضو كليدي محور مقاومت موجب شد كه رژيمصهيونيستي به عنوان دشمن مشترك همه كشورهاي اسلامي و عربي منطقه فضاي تنفسي جديد براي خود فراهم كند و از اين طريق تا حدودي بخشي از خلأ ناشي از سقوط همپيمانان خود در تونس و مصر را جبران كند. در واقع كشاندن موج قيامها از كشورهاي عربي انقلاب زده به سوريه با اين توطئه همراه بود كه جاي فلسطين و سوريه عوض شود. بيتوجهي برخي از كشورهاي عربي و اسلامي منطقه به اين مسئله موجب شد كه اعضاي سازمان همكاري اسلامي با موضعگيري بر له يا عليه يكي از طرفهاي درگير در سوريه نيز دچار شكاف شوند و از اين جهت جهان اسلام دچار خسارت مضاعفي شود. از اين ديد نشست سازمان همكاري اسلامي در مصر از اين جهت حائز اهميت بود كه از يكسو با توجه به روشن شدن نقش رژيمصهيونيستي در مديريت ناامنيهاي سوريه - كه البته با تعرض هوايي اخير به خاك سوريه ابعاد علني نيز به خود گرفته است - همه كشورهاي اسلامي با اتخاذ موضع مشترك به بهرهبرداريهاي اين رژيم از تحولات سوريه پايان دهد و از ديگر سو با تمركز ويژه به بحث فلسطين، دوباره اين موضوع به عنوان مسئله اول جهان اسلام در اولويت قرار گيرد.
از طرف ديگر نشست سازمان همكاري اسلامي در مصر اين فرصت را فراهم كرد كه رؤساي جمهور ايران و مصر بار ديگر يكديگر را ملاقات كنند و درباره روابط و همكاريهاي دو جانبه و منطقهاي گفتوگو و تبادلنظر كنند. همچنان كه در نشست سران جنبش غيرمتعهدها در تهران، محمد مرسي به عنوان رئيس دورهاي اين نشست در تهران حاضر شد و رياست جنبش را طي مراسم خاص به ايران تحويل داد، متقابلاً رئيسجمهور ايران نيز هم به عنوان عضو فعال سازمان همكاري اسلامي و هم به عنوان رئيس دورهاي جنبش غيرمتعهدها در اين نشست شركت كرده است كه تقريباً ميتوان گفت به استثناي تركيه بقيه اعضاي اين جنبش نيز عضو سازمان همكاري اسلامي هستند و اهداف مشتركي را دنبال ميكنند.
از اين رو ميتوان گفت هر چند سفر رئيسجمهور ايران به مصر در راستاي روابط دو جانبه صورت نگرفت، اما بيترديد در تقويت روابط و همكاريهاي دو جانبه مؤثر خواهد بود بهخصوص آنكه بحران سوريه كه يكي از عوامل تنشزا در روابط دو كشور پس از انقلاب مصر بوده، روبهحل شدن ميرود و ديدار رئيسجمهور ايران با شخصيتهاي ذينفوذ در جهان اسلام مانند شيخالازهر نيز ميتواند به مهار و كاهش تنشهاي مذهبي و فرقهاي در سوريه نيز كمك كند و به روند حل بحران سرعت بخشد.