
«حريم خصوصي» حداقل براي ما از آن حرفهاي خندهداري است كه هنوز هم فقط به درد حفظ كردنهاي شب امتحاني رشتههايي ميخورد كه چند واحد هم بايد حقوق بگذرانند. شايد در قبل ميشد گفت سال ولي اين روزها ماه يا حتي هفتهاي نيست كه خبر البته به قول خودمان جذابي درباره رسوايي اخلاقي و اقتصادي يا اجتماعي يك چهره سرشناس به گوشمان نرسد. اتفاقي كه از زواياي مختلفي قابل بررسي است اما آنچه بيش از همه آن را دستخوش اهميت ميكند، اين است كه رسوايي چهرههاي سرشناس و انتشار آن در بين مردم جامعه رفتهرفته به يك عادت فرهنگي تبديل شده است. كنجكاوي نامتعارفي كه با روال آن نه تنها به زودي شاهد سقوط اخلاق و هتك حرمت حريم خصوصي خواهيم بود كه حتي فراتر از آن نفس كشيدن در جامعهاي است كه روز به روز بيشتر از قبل در بياعتمادي و ناامني فرو ميرود.
وقتي حريم خصوصي تيتر ميشود شايد اگر نخواهيم خيلي به عقب بازگرديم يكي از اولين و البته متفاوتترين اين افشاگريها مربوط به فيلم مستهجني بود كه آن را به يك بازيگر زن جوان تلويزيون منتسب كرده بودند. اين به ظاهر رسوايي كه بازتابهاي زيادي هم داشت آنچنان سر و صدايي به پا كرد كه شايد براي اولين بار بحث ورود به حريم خصوصي چهرههاي برجسته مطرح شد. هرچند بعدها معلوم شد، فيلم منتشر شده متعلق به اين بازيگر نيست و براي كساني كه دست به تكثير و انتشار آن زده بودند مجازاتهايي نيز تعيين شد اما هرگز به اين سؤال پاسخ داده نشد كه واقعاً كدام مجازات ميتواند حيثيت خدشهدار شده را مرهم بخشد؟
اين موضوع حتي تا آنجا رسانهاي شد كه روزنامه معروف گاردين هم نوشت حبس يك ساله و پرداخت جريمه ۱۰ ميليون توماني براي فردي كه اين سي دي را تكثير كرده، نميتواند مناسب باشد و به طور حتم بايد راهكار بهتري براي شايعهپراكنان انتخاب كرد. اما انگار بعد از اين اتفاق نه تنها مجريان قانون خود را ملزم به جديتر گرفتن موضوعاتي از اين دست ندانستند كه حتي بازار رسواييهاي جنجالي چهرههاي سرشناس و انتشار آن بين جامعه به يك امر معمولي تبديل شد. منتشر شدن فيلم حضور مجريان و بازيگران تلويزيون و سينما در مراسمها، چك بلا محل يك سوپر استار زن مشهور، پارتي شبانه بازيگران مشهور سينما به بهانه سيزده به در، رسوايي اخلاقي چند فوتباليست سرشناس، به تازگي هم خبر بازداشت و رسوايي اخلاقي يكي از مجريان سرشناس برنامههاي مناسبتي ـ مذهبي صدا و سيما سر و صداهاي زيادي به پا كرد. البته اين پايان كار نبود، انتشار فيلمي در آسانسور منتسب به يكي از مسئولان و بعد از آن هم باز شدن پاي فيلمهايي از اين دست در مجلس. دنياي مجازي و ارتباطات ماهوارهاي و اينترنتي هم روزبهروز گسترش يافت تا همه چيز دست به دست هم دهد و اين كنجكاويهاي روزمره از محافل قضايي به خيابانهايي مثل توپخانه (ميدان امام خميني)، وليعصر و چهارراههاي پاتوق فروش فيلم برسد. اين روزها هم اگر گوشهايتان را تيز كنيد در اين راستهها صداي دستفروشان را ميشنويد كه زير لب زمزمه ميكنند فيلم پارتي شبانه فوتباليستها يا جشن عروسي دوم فلان بازيگر و... رسيد. در اين بين رسانهها هم بيكار نماندهاند و رسالت حرفهاي خودشان را انصافاً خيلي خوب ادا كردند. كافي است راجع به يكي از اين رسواييها كه شايد هم شايعهاي بيش نباشد، سرچ كوچكي كنيد. صفحه پشت صفحه و سايت پشت سايت به رويتان باز ميشود تا حسابي خاطرتان را جمع كند كه رسانههاي ما حسابي به وظيفه خطير اطلاعرساني سرگرمند!
شما چرا؟
گذشته از بحث ورود به حريم خصوصي و زندگي افراد چهره، ميتوان به اين موضوع از زواياي مختلفي نيز نگريست. اينكه به راستي افراد چهره و سرشناس چه اندازه بايد نسبت به مسئوليتي كه بر عهدهشان سپرده شده، امانتدار باشند و با رفتار سنجيده خود اجازه سوءاستفاده يا حتي فراتر از آن انتشار اتفاقات خصوصي زندگيشان را ندهند!
آيا صرف چهره بودن براي محبوبيت در ميان عموم مردم جامعه كافي است؟ اين متمايز بودن نيازي به پشتوانهاي مطمئن ندارد؟ به راستي تاوان اين اعتماد و سمبل شدن در نزد اذهان عمومي بعد از شنيدن اخبار متعدد رسوايي همان كساني كه زماني سنبل بودهاند، چطور پس داده ميشود؟
چهرههايي كه از مزاياي شهرت استفاده ميكنند بايد بدانند به همان اندازه نيز رفتار آنان زير ذرهبين خواهد بود و بايد براي اشتباهات خود پاسخگو باشند، نميتوان انتظار داشت كه جامعه در قبال رفتارهاي فردي مشهور كه خود را به اعتقادات ديني و مذهبي گره زده است، رفتاري مشابه يك شهروند معمولي داشته باشد. بنابراين حكم افكار عمومي براي افراد، دقيقاً متناسب با بهرهبردن فرد از اعتماد و سرمايه اجتماعي است، برخلاف مجازات قضايي كه براساس قوانين انجام ميشود و بين افراد تفاوتي قائل نيست.
دكتر علي انتظاري، جامعهشناس و مدير گروه جامعهشناسي دانشگاه علامه طباطبايي درباره اعتمادهاي عمومي كه به اين افراد كه به يكباره فرو ميريزد، ميگويد:«به نظر من بيشتر از آنكه خود اين افراد را در مظان اتهام بدانيم بايد نظام انتخاب آنها و ساز و كارهايي كه باعث شده اين افراد به جايگاه كنوني برسند را متهم كنيم. واقعاً نظامهاي انتخابهاي ما بر اساس شايستهسالاري و پيشينه و قابليتهاي افراد نيست. مثلاً يك فرماندار قبل از اينكه به اين سمت منصوب شود مطمئناً قبلاً در پست مهم ديگري فعاليت داشته و اين صلاحيتها تدريجاً در او پرورانده شده تا به عنوان فرماندار منصوب شود. فردي كه قرار است بيايد و در تلويزيون به عنوان مجري، بازيگر، نماينده مجلس، فوتباليست يا حتي رئيسجمهور مقابل چند ميليون مخاطب ظاهر شود هم بايد از قبل مراحل رسيدن به اين سطح در او پرورانده شود. اما آيا واقعاً در حال حاضر انتخاب اين افراد اينطور است؟ در نظام شايسته سالار ما ميبينيم كه فرايندها تعريف شده هستند و اگر كسي در جايگاهي قرار دارد به دليل صلاحيتهايي است كه داراست اما در نظام كنوني ما كه اگر هم اتفاقي ميافتد بر اساس آشنايي و پارتيبازي و فاميل بازي است و در واقع همه چيز به صورت تصادفي است، ممكن است فردي ذاتاً استعداد كاري را داشته باشد مثلاً مجري يا بازيگري به صورت فطري در او پرورش يافته باشد اما اين براي محول كردن چنين وظيفه خطيري بر دوش او كافي نيست.»
اين جامعهشناس از طرفي معتقد است كه اين توجيههاي فردي چندان كاربرد ندارد و تا زماني كه به يك فرهنگ تبديل شود كارآيي چنداني نخواهد داشت. او معتقد است: «همانطور كه گفتم چون ساز و كارهاي ما از ابتدا اشتباه است و بر اساس نظام شايستهسالاري نيست، چنين پيشامدهايي طبيعي است و نميتوان آنها را غيرعادي دانست. من شخصاً مواردي را سراغ دارم كه دانشجو از صندلي كلاس درس بلند شده و به سمت معاون وزير منصوب شده، خب از فردي كه مراحل و سير تكاملي يك سمت را به درستي طي نكرده هر نوع رفتار غيرمعقول و نپسنديدهاي ميتوان انتظار داشت.»
واقعيت تأسفآوري كه بايد در كنار اين بحث به آن پرداخته شود، حريم خصوصي است، قوانيني كه متأسفانه هنوز هم به رسميت شناخته نشده است. دكتر انتظاري در اينباره ميگويد:«اساساً مبحث حريم خصوصي از نظرتئوريك هنوز به رسميت شناخته نشده است البته در جامعه ما. خيلي جاها، خيلي افراد در حوزه خصوصي افراد ورود پيدا ميكنند. بهراستي اين يك معضل است كه بايد حل شود؟ چرا در اين زمينه هيچ كار كارشناسي صورت نگرفته كه مردم علاقهمند ميشوند در مسائل خصوصي هنرپيشگان و افراد سرشناس كنكاش كنند. واقعاً اين كنجكاوي بيش از اندازه ناشي از احساس ناامني و نارضايتي در جامعه است كه مردم مدام در اين فكرند كه ممكن است از قافله عقب بمانند و بايد هميشه در كنجكاويهاي بيمورد به سر ببرند و نتيجه آن ميشود؛ حراج حريم خصوصي افراد كنار خيابانها يا در بلوتوثهاي شخصي.»
همه ما در برابر وظايف خودمان مسئوليم
اما سيدمحمد علي غروي، عضوجامعه مبلغين بروز رفتارهاي مبتني بر نقض حريم خصوصي را ناشي از كوتاهي فطري در برابر مسئوليتهاي ذاتي ميداند. او در گفتوگو با ما ميگويد: اصولاً انسانها بر اساس وظايفي كه خداوند براي آنها خلق كرده است در چهار زمينه مسئولند. در زمينههاي فردي، خانوادگي، اجتماعي و جهاني. اما كساني كه به عنوان افراد چهره و شاخص در جامعه مطرح ميشوند گذشته از مسئوليتهاي فردي و خانوادگي مسئوليتهاي سنگين اجتماعي و جهاني دارند و دربرابر آنها مسئولند. اين افراد بايد بدانند كه بيش از ديگران زيرذرهبين هستند و رفتار و كردارشان ممكن است روي هزاران نفر تأثير بگذارد. مثلاً بارها و بارها شاهد اين موضوع هستيم كه بچههاي ما لباس يك شخصيت خاص را ميپوشند يا تكيه كلامهايي كه فلان شخصيت در برنامهاش به كار ميبرد را تكرار ميكنند، خود اين موضوع نشان ميدهد كه مسئوليتهاي اجتماعي اين چهرهها به مراتب سنگينتر از افراد عادي است. همانطور كه خداوند متعال به پيامبر(ص) فرمود:«ابتدا خودت و بعد خانوادهات را روشن و تربيت كن و پس ازآن سراغ امت برو و جامعه را تربيت كن.» از همين نمونه به خوبي ميتوان دريافت كه براي شاخص شدن اول بايد خود فرد و بعد از آن اطرافيان داراي ويژگيهاي متمايز باشند تا در مرحله بعدي بتوانند در مردم هم تأثير مطلوب داشته باشند.
اين كارشناس و مبلغ ديني به نكته ظريفتري نيز اشاره ميكند. وي ميگويد:«حتي گاهي ممكن است عملي نه حرام باشد و نه گناه فقط ارتكاب آن توسط برخي افراد خاص، ظاهر زيبندهاي نداشته باشد. مثلاً دوچرخه سواري عملي است بلامانع اما اگر يكي از چهرههاي سرشناس نظام را يك روز صبح سوار بردوچرخه در خيابان ببينيم، مردم عادي چه واكنشي نشان ميدهند؟ پس افراد شاخص و مطرح بايد به مراتب بيشتر از سايرين مواظب رفتار و كردار خود باشند. مثلاً درگيريهاي لفظي گاهي امري عادي است بين عدهاي اما ميبينيم كه بعد از اتفاقات اخيري كه در مجلس افتاد مقام معظم رهبري طي سخناني فرمودند مسئولان بايد نسبت به اعمالشان بيشتر مراقبت كنند. براي اينكه ممكن است در ظاهر به نظر برسد اين درگيري بين دونفر است اما تأثيراتش را در سطح جهاني بازتاب ميدهد. اما نبايد در مسائل اخيري كه براي برخي چهرههاي سرشناس ورزشي و تلويزيوني پيش آمد اين موضوع را فراموش كنيم كه اساساً ورود به حريم شخصي افراد حرام است، استراق سمع حرام است به دليل تأثيرات مخربي كه دارد و نبايد در جامعه رواج پيدا كند. امام (ره) به شدت روي اين مسئله حساسيت داشتند و هميشه ميفرمودند، اگر حريم شخصي در خانه رعايت نشود در بيرون از منزل هم رعايت نخواهد شد. اما الان اين موضوع واقعاً چقدر رعايت ميشود؟ مكالمه يك خانم در صدا و سيما، مكالمه دو نفر مقام مسئول، مكالمه شخصي يك چهره سرشناس همه و همه هر روز از گوشه و كنار شنيده ميشود كه توسط كسي منتشر شده كه خب واقعاً اين عمل گناه است و فرد خاطي سرانجام روزي بايد پاسخگو باشد. ضمن اينكه افراد سرشناس و چهره هم فراموش نكنند كه زير ذرهبين هستند، خيليها از آنها الگو ميگيرند و نبايد حتي در خلوت خودشان هم عملي انجام دهند كه سوژه دست دشمنان ما دهد.»