
قاره آفريقا اين روزها با مجموعهاي از تحولات همراه شده است كه مهمترين آن را اقدامات نظامي غرب تشكيل ميدهد. كشورهاي غربي با محوريت فرانسه كه سابقهاي طولاني در استعمار آفريقا دارد مجموعهاي تحركات نظامي در قبال آفريقا را آغاز كردهاند. مالي، سومالي و الجزاير كانون اين اقدامات را تشكيل ميدهد. البته بازيگري غرب در آفريقا به همين جا ختم نميشود چنانكه اكثر كشورهاي آفريقايي با درگيريهاي داخلي يا مداخله خارجي مواجه هستند. از تونس، ليبي، مصر و مراكش گرفته تا سودان، كنگو، كنيا، نيجر، نيجريه و... همگان يا با چالشهاي داخلي و كشتارهاي قبيلهاي مواجه هستند يا اينكه از سوي كشورهاي غربي هدف قرار گرفتهاند.
آفريقا در حالي گرفتار اين بحرانهاست كه بسياري تأكيد دارند ريشه تمام اين نابسامانيها اقدامات و اهداف غرب براي سلطه بر اين كشورهاست. غرب كه در خاورميانه چندان جايگاهي ندارد به دنبال آفريقاست تا غارت ثروتهاي اين منطقه را بيش از پيش اجرايي سازد. البته غرب براي توجيه رفتارهاي خود ادعاي مبارزه با تروريسم، اهداي دموكراسي به مردم آفريقا و حتي آزادسازي اتباع غربي در بند حاميان القاعده را مطرح ميساز د.
اين فرايندها در حالي ادامه دارد كه در سايه تمام اين تحولات يك اصل قابل توجه است و آن اقدامات غرب عليه اسلام و مسلمانان در آفريقاست. براساس آمارهاي رسمي بيش از ۵۰ درصد ساكنان آفريقا را مسلمانان تشكيل ميدهند و گرايشات مردمي به اسلام نيز به شدت در حال افزايش است.
همزمان با اوجگيري بيداري اسلامي در كشورهاي عربي شمال آفريقا و خاورميانه يك اصل بيش از هر چيز آشكار شده و آن اينكه تحركات غرب براي جلوگيري از رشد و گسترش انديشههاي اسلامي امري شكست خورده است و غرب نتوانسته سياستهاي خود را در اين چارچوب اجرايي سازد.
تحولات كشورهايي مانند مراكش، ليبي، تونس و مصر نشان داد كه رشد اسلامخواهي در آفريقا چنان گسترده بوده است كه مردم محور خواستههاي خود را اجراي شريعت اسلامي در كشورشان عنوان كردهاند. مردم تأكيد دارند كه اسلام بايد مبناي قانون اساسي كشورشان بايد و طرحهاي غربگرايانه كه به نام دموكراسي در اين كشورها اجرا شده بايد لغو گردد. مجموع اين تحولات و نيز شكلگيري جريانهاي اسلامگرا در ساير كشورهاي آفريقايي زنگ خطر را براي غرب به صدا درآورد.
براين اساس از اصليترين محورهاي تحركات غرب را مقابله با اسلام در آفريقا تشكيل داده است. در اين فرايند غرب چند اصل را هدف قرار داده است؛ جلوگيري از به نتيجه رسيدن قيام مردمي در تونس، ليبي، مصر و مراكش براي جلوگيري از الگو شدن آنها بخشي از اين تحركات بوده است.
ايجاد جنگهاي داخلي در كشورهاي اسلامي با هدف كشتار مسلمانان و ايجاد شكاف ميان مسلمانان از ابعاد ديگر اين تحركات است كه نمود آن را در تحولات نيجر و نيجريه ميتوان مشاهده كرد. ايجاد تقابل ميان كشورهاي آفريقايي در حالي كه هدف از آن ايجاد شكاف ميان مسلمانان بوده است بعد ديگر اين طرح است. حضور نظامي در آفريقا كشتار مسلمانان و نيز سركوب باورهاي اسلامي ابزار مهم غرب در سياستهاي ضد اسلامي در آفريقا بوده است. ورود نظامي غرب به مالي و سومالي با ادعاي مبارزه با تروريسم در حالي صورت ميگيرد كه ۹۰ درصد جمعيت اين كشورها را مسلمانان تشكيل ميدهند و غرب با تحركات نظامي به دنبال نابودسازي آنهاست.
به عبارت ديگر ميتوان گفت كه غربيها براي اسلامستيزي راهي آفريقا شدهاند تا مانع از تكرار تحولات شمال آفريقا و خاورميانه در ساير كشورهاي آفريقايي شوند.
در جمعبندي كلي از آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه اقدامات غرب در آفريقا برگرفته از حمله پيشدستانه به اسلام در آفريقاست كه در نتيجه آن هزاران مسلمان قرباني ميشوند در حالي كه غرب همچنان ادعاي مبارزه با تروريسم را سر ميدهد و چنان وانمود ميكند كه به دنبال كمك به مردم آفريقا ميباشد. غرب ادعا دارد كه به دنبال مقابله با افراطگرايي و اهداي آرامش و امنيت به ملتهاي آفريقايي است در حالي كه نه تنها در اين جهت گام بر نميدارد بلكه تلاش دارد تا هر چه بيشتر اين كشور را در بحران گرفتار سازد تا ضمن غارت ثروتهاي اين كشورها از فرايند مذكور براي اهداف ضد اسلامي بهرهبرداري كند.
بر اين اساس توجه جهان اسلام به تحولات آفريقا امري ضروري است چراكه غرب صرفا به دنبال منافع محدود در آفريقا نميباشد بلكه تلاش دارد تا از آن براي نابودسازي كل جهان اسلام استفاده نمايد.