کد خبر: 510912
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۶
شش روانشناس و مشاور به اين سؤال ما جواب داده‌اند كه مهم‌ترين چالش‌ها و مسائل زوج‌ها و خانواده‌ها در حال حاضر چيست؟
زينب شكوهي طرقي
نقلي از بيشترين مشكلات خانوادگي
امروز زوج‌ و خانواده‌هاي بسياري، اتاق‌هاي مشاوره و روانشناسي را به عنوان جايگاهي براي گره‌گشايي از چالش‌هاي زندگي‌شان انتخاب مي‌كنند، مشاورها و روانشناس‌ها هر روز در برابر اين گره‌ها و چالش‌ها قرار مي‌گيرند، بنابراين آنها مي‌توانند به ما بگويند كه فصل مشترك و نقطه‌هاي تكرارشونده در اين چالش‌ها كجاست. براي يافتن جواب اين سؤال‌ها تصميم گرفتم به سراغ چند روانشناس كه در زمينه مشاوره به زوج‌هاي جوان، خانواده‌ها و جوانان فعاليت دارند بروم. آنچه در زير مي‌خوانيد اظهارنظرهايي درباره بيشترين مشكلات خانواده‌هاي امروز و روش‌هاي حل اين مشكلات است.

فرزانه ياوري - روانشناستشديد مشكلات با دخالت‌نابجاي ديگران وخانواده‌ها ‌
كشور ما جزو كشورهاي جوان جهان به شمار مي‌رود. من براساس تناسب سني خودم و علايقي كه دارم مشاوره به زوج‌هاي جوان و آموزش مهارت‌هاي زندگي به آنها را بر هر امر مشاوره‌اي ديگري ترجيح مي‌دهم.
جوان‌هايي كه براي راهنمايي از من كمك مي‌خواهند شامل دو دسته هستند، يا در مراحل پيش از ازدواج و آشنايي به سر مي‌برند يا اينكه ازدواج كرده‌اند (عقد) و در اولين مراحل زندگي براي آشنايي با مهارت‌هاي همسرداري به دفتر من مراجعه مي‌كنند.
در مورد دسته اول مشكل خاصي وجود ندارد چون خوشبختانه پيش از اقدام به هر كاري براي راهنمايي به سراغ روانشناس آمده‌اند اما در ميان زوج‌هاي جوان و تازه ازدواج كرده گاهي اوقات مشكلاتي ديده مي‌شود كه بيشتر آنها ريشه در عدم تناسب و كفويت زوجين دارد.
در بعضي موارد متأسفانه بسياري از مشكلات ساده ميان زوج‌هاي جوان به واسطه وابستگي دختر يا پسر جوان به خانواده‌اش، به دليل حضور و دخالت نابجاي خانواده‌ها لاينحل مي‌شود. يعني گره مشكلي كه زوجين به راحتي مي‌توانستند آن را بازكنند با دخالت خانواده‌ها چنان كور مي‌شود كه به سختي قابل حل است.
متأسفانه بخشي از فرهنگ ناقص يا غلط جامعه سنتي ما باعث شد كه در دوره‌اي دختران و پسراني در خانواده‌ها تربيت شوند كه نسبت به نياز‌هاي همسرشان كمترين شناختي را نداشته باشند. با ازدواج همين فرزندان همسراني وارد زندگي مشترك شدند كه از نيازهاي طرف مقابلشان هيچ شناختي نداشتند و همين ناآگاهي زمينه‌ساز اولين اختلاف‌هاي زوج‌هاي جوان شد. در اين چند سال بارها مراجعان آقا يا خانمي را داشته‌ام كه با گذشت چند سال از زندگي‌شان به اين نتيجه رسيده‌اند كه طرف مقابلشان نه تنها شناختي از نيازهاي روحي و جسمي او ندارد بلكه تلاشي هم براي رفع اين نيازها نمي‌كند.
گاهي اوقات مشكلات ميان زن و شوهرها از تفاوت‌هاي تربيتي آنها ريشه مي‌گيرد. پسري كه براساس نوع تربيتش آموخته كه بايد مخارج زندگي پدر و مادرش را تأمين كند يا حتماً بخشي از وقت روزانه‌اش را به آنها اختصاص دهد با همسرش اختلاف پيدا مي‌كند. اين رفت و آمدهاي مرد جوان و تأمين هزينه‌ها در پاره‌اي موارد به تعارض، سوءظن و دعوا ميان زوج منجر مي‌شود.
تنها راه حل اين نوع مشكل‌ها شناخت ريشه‌ها و تشخيص قابل حل شدن و نشدن آنهاست و تا زماني كه خانواده‌ها و جوان‌ها اين نوع روش‌هاي حل مسئله را ياد بگيرند بايد به مراكز مشاوره و روانشناسي مراجعه كنند. مطمئناً روانشناسي كه در روز بيش از ۲۰ مراجعه كننده متفاوت دارد به واسطه تجربه‌اش بهتر و سريعتر مي‌تواند در رفع مشكل به آنها كمك كند.

شهرام محمدخاني استاديار روانشناسي باليني دانشگاه خوارزمي
جوانان مدرك دانشگاهي دارند اما مهارت ازدواج ندارند
براساس تجربياتي كه من در سال‌هاي مختلف و از كار در مراكز مشاوره به دست آورده‌ام متوجه شده‌ام بيشترين مراجعان به اين مراكز خانواده‌هاي قديمي يا زوج‌هاي جواني هستند كه دچار اختلافات و تعارضات زناشويي هستند. اين اختلافات براساس زمينه‌ها و دلايل مختلفي شكل گرفته و در نهايت با وسعت گرفتن، خانواده‌ها را دچار مشكل كرده است. ما امروز شاهد هستيم كه حتي در ميان قشر تحصيلكرده جامعه زوج‌هاي جواني هستند كه تنها پس از مدت كوتاهي از ازدواج به دليل آگاه نبودن از مهارت‌هاي اساسي زندگي زناشويي راهي مراكز مشاوره مي‌شوند. زوج‌هايي كه حتي نياموخته‌اند چطور نيازهايشان را به زبان بياورند و چطور از نيازهاي طرف مقابلشان مطلع شوند. حتي اين ناآگاهي تا جايي پيش مي‌رود كه بعضي از زوج‌ها آنقدر از راه‌حل‌هاي ساده زندگي زناشويي بي‌خبر هستند كه از راه‌حل‌هاي ناسالم براي رفع مشكلاتشان استفاده مي‌كنند و در نتيجه مشكلات پيش پا افتاده و ساده تا تشديد اوضاع زندگي و مرز جدايي زوج بزرگ مي‌شود.
من معتقدم بسياري از اين مشكلات ريشه در آماده نبودن جوان‌ها براي زندگي زناشويي دارد. اين آماده نبودن متأثر از شرايط اجتماعي و اقتصادي جامعه است. جوان‌هاي ما در دانشگاه در هر مقطعي چندين واحد دانشگاهي مي‌گذرانند بدون آنكه حتي يك واحد براي آموختن واحدهاي مهارت زندگي بياموزند. بعد ما توقع داريم همين جوان دانش‌آموخته بدون آموختن هيچ مهارتي وارد زندگي شود كه هيچ شناختي نسبت به آن نداشته‌ است حتي اگر يك جراح بدون آموختن حرفه و تخصص وارد اتاق عمل شود ممكن است جان يك انسان را به خطر بيندازد. من معتقدم بخش مهمي از مشكلات زندگي‌هاي زناشويي امروز از نظام آموزشي جامعه نشأت مي‌گيرد.
ما به عنوان روانشناس موظفيم به زوجين بياموزيم كه چطور در مواقع مختلف با يكديگر صحبت كنند، مشكلات و نيازهايشان را به طرف مقابل گوشزد و در مواقع بحراني با يكديگر مسئله مشكل‌ساز را طرح و براي آن راه حل پيدا كنند. اجراي اين روش‌ها ثابت كرده كه حتي زوج‌هايي با انديشه جدي طلاق وارد مراكز مشاوره مي‌شوند و در مدت كوتاهي به تمام مشكلاتشان پايان مي‌دهند و در مراحل بعد زندگي هم از شكل‌گيري هر مشكلي جلوگيري مي‌كنند.
به عقيده من زندگي سالم بر سه پايه «دانش، نگرش و مهارت» استوار است. اگر دختر و پسر جوان پيش از شروع زندگي به اين سه علم مجهز شده باشد كمتر با مشكل مواجه مي‌شوند. من هميشه به مراجعانم مي‌گويم مشكل بخش جدانشدني از زندگي است اما آنچه مهم است مهارت‌هاي حل مشكل و يافتن مسير صحيح است.
دسته ديگري از مشكلات ريشه در بلوغ زودرس جنسي جوان‌ها دارد و نكته مهمتر اينجاست كه اين بلوغ زودرس با بلوغ اجتماعي، اقتصاي، عاطفي و روانشناختي جوان هماهنگ نيست. در نتيجه جواني كه از نظر اقتصادي، اجتماعي و عاطفي آمادگي ازدواج را ندارد صرفاً براساس بلوغ جنسي تصميم به ازدواج مي‌گيرد و اين جوان به طور قطع تصميم‌هاي متوازني نمي‌گيرد. متأسفانه بسياري از خانواده‌ها در شكل‌گيري اين مشكلات دخيل هستند. خانواده‌اي كه از بي‌مسئوليتي و عدم اعتماد به نفس داشتن فرزندش رنج مي‌برد تصور مي‌كند با ازدواج او مي‌تواند تمام اين مشكلات را حل كند. در واقع نگاه بعضي از خانواده‌ها به ازدواج نگاه كلينيكي است كه اين نوع تفكر با ديد واقع‌بينانه به زندگي پراسترس و پرتفاوت زندگي ابتدايي زوج جوان كاملاً مغاير است.
ردپاي بسياري از اسطوره‌ها و باورهاي غلط هم در بسياري از مشكلات جوان‌ها و خانواده‌ها ديده مي‌شود. ما مي‌دانيم كه فرد مورد نظر ما صلاحيت ازدواج و زندگي را ندارد اما با اين تصور غلط كه بعد از ازدواج مي‌تواني او را اصلاح كنيم وارد ميداني مي‌شويم كه جز تباهي نتيجه ديگري ندارد.

اسفنديار آزاد - روانشناس
مهارت‌هاي ارتباطي حلقه گمشده روابط خانوادگي
باوجود آنكه مراجعان به دفتر من طيف‌هاي مختلف افراد را دربرمي‌گيرند اما براساس علاقه شخصي‌ام دوست دارم بيشتر در زمينه خانواده‌ها و زوج‌هاي جوان كار كنم. بيشتر خانواده‌هايي كه براي مشاوره از من كمك مي‌گيرند در شناخت و به كارگيري شيوه‌هاي ارتباطي دچار مشكل هستند. اغلب اين زن و شوهرها سال‌هاست كه ازدواج و در كنار يكديگر زندگي كرده‌اند با اين وجود چون در اين مدت شيوه‌هاي صحيح برقراري ارتباط با همسر خود را نياموخته‌اند طبيعي است كه ارتباط مؤثر هم با يكديگر نداشته باشند. نبود مهارت‌هاي ارتباطي ميان زن و شوهرها باعث مي‌شود كه نتوانند مشكلاتشان را مطرح كنند، طرح مسئله كنند يا نيازها و خواسته‌هايشان را عنوان كنند يا اينكه حرف و خواسته‌شان را با عصبانيت و پرخاشگري عنوان مي‌كنند.
در بيشتر مواقع برقرار نشدن همين ارتباط صحيح، به سوء تفاهم و مشكلات لفظي مي‌انجامد كه به اختلاف، دعوا و تيره شدن روابط ميان زن و شوهر مي‌رسد تا جايي كه مثل يك كوه آتشفشاني در معرض انفجار قرار مي‌گيرند و تازه در اين مرحله است كه مستأصل به فكر مراجعه به دفتر روانشناس مي‌افتند.
اما گاهي اوقات در مشكلات ميان زن و شوهرها مي‌توان ردپاي اختلافات فرهنگي، مذهبي، اعتقادي، اقتصادي، سبك زندگي و تفاوت‌ ديدگاه‌هاي شخصي قديمي را هم ديد. اختلاف ‌در سبك زندگي هم اين روزها به مشكلي رايج در ميان زوج‌ها تبديل شده است. وقتي درنظر بگيريد اگر دختري كه سال‌ها در خانواده‌اي به دور از پدربزرگ و مادربزرگ رشد كرده با پسري ازدواج ‌كند كه معتقد است بايد در كنار پدر و مادرش زندگي مشترك خود را ادامه دهد از ابتداي زندگي محكوم به اختلاف و بعضاً شكست هستند زيرا در ابتدايي‌ترين شاخصه‌هاي زندگي مشترك يعني همان سبك زندگي با يكديگر تفاوت دارند.
زن و شوهري كه سال‌ها پيش بدون درنظر گرفتن تفاوت‌هاي ميان خود و خانواده‌هايشان ازدواج كرده‌اند در سال‌هاي گذشته با مشكلات و جرو بحث‌هاي كوچكي مواجه شده‌اند. چون همين زوج علم ريشه‌يابي و حل مشكل را نداشته‌اند رفته رفته مشكلات بيشتر و بزرگ‌تر زندگي آنها را دربرمي‌گيرد تا جايي كه گاهي به اختلاف و مرز جدايي هم ختم مي‌شود.
همانطور كه ما براي بهتر رانندگي كردن بايد آموزش ببينيم بايد براي داشتن يك زندگي بهتر هم آموزش ببينيم اما متأسفانه نسل جوان ما مهارت‌هاي صحبت كردن، بيان كردن خواسته و تقاضا كردن را از خانواده و همسر خود نياموخته‌اند و بلد نيستند. اينكه يك زن يا شوهر از همسرش بخواهد كه به حرف‌هايش گوش كند و در رفع نيازهايش به او كمك كند خواسته سخت يا زيادي نيست اما مشكل اينجاست كه دختر و پسر ما روش حل اين مشكل را نمي‌داند.
حبيب كاشاني - روانشناس و استاديار دانشگاه
بايد يا نبايد ارتباط دختر و پسر پيش از ازدواج من معتقدم چيزي كه امروز بيشتر از هر مسئله ديگري ذهن پدرها و مادرها را درگير خود كرده ‌است روابط ميان دختر و پسر در جامعه است. روابطي كه براساس دين و شريعت به هيچ وجه درست نيست، عرف جامعه هم چنين روابطي قبول نمي‌كند، پدر و مادرها هم اين نوع رابطه‌ها را نمي‌پذيرند اما متأسفانه در ميان جوان‌هاي نسل امروز بسيار عادي شده است. روابطي كه مطمئناً براساس و پايه درست شكل نمي‌گيرد و رفته رفته همين روابط و اتفاقات غلط ممكن است مدت زمان زيادي به طول انجامد در نهايت هم يا به جدايي ختم شود يا به ازدواج.
البته از نظر من بدترين شكل پايان اين نوع روابط ازدواج است! ازدواج فصلي كه در دين ما بسيار مقدس شمرده مي‌شود در اين نوع روابط غلط و اشتباه پايه‌ريزي مي‌شود. جوان‌ها به تصور خودشان صرفاً براي آشنايي بيشتر و در نهايت ازدواج وارد دايره چنين روابطي مي‌شوند غافل از اينكه آشنايي مخفيانه و اشتباه نه تنها به آشنايي صحيح منجر نمي‌شود بلكه دو طرف رابطه را وارد بيراهه مي‌كند. اين روابط چون معمولاً به چهارچوب شناخت محدود نمي‌شود لايه‌هاي پنهاني در پس خود خواهد داشت كه در كنار اين اتفاقات وابستگي شكل مي‌گيرد و در نهايت رابطه به شكل نامناسبي ادامه پيدا مي‌كند.
ادامه اين روند در بين نسل جوان جامعه باعث نگراني خانواده‌ها مي‌شود، از طرفي پدر و مادرها نمي‌توانند مانع ارتباط فرزندانشان با ساير دوستان شوند و از طرفي ديگر راهكارهاي مواجهه با چنين مشكلي را بلد نيستند، پسر و دختر جوان هم به واسطه نيازهاي جسمي و روحي‌اش تمايل زيادي به شكل گيري اين نوع روابط با جنس مخالف خود را دارد. همه اين اتفاق‌ها دست به دست هم مي‌دهند تا پدر و مادرها براي رفع نگراني‌هايشان در اين زمينه به ما مراجعه كنند.

محمد پيروي خامنه استاددانشگاه و روانشناس
وقتي عقل جاي خود را به احساس مي‌دهد
وقتي يك زندگي و انتخاب شريك و همسر صرفاً براساس احساس شكل بگيرد به طور قطع آينده روشن و بدون مشكلي نخواهد داشت. اگر يك پسر يا دختر فقط براساس علاقه و از روي ناآگاهي همسر آينده خود را انتخاب كند مطمئناً با گذشت چندين سال از ازدواج با مشكلاتي كه ريشه در همين نوع انتخاب داشته مواجه مي‌شود.
اما اتفاق بدتر زماني است كه دختر و پسر باوجود مطلع بودن از شرايط و تفاوت‌هاي خانوادگي و عدم شناخت دوطرفه آنقدر احساسات را در انتخاب خود وارد مي‌كند كه ذره‌اي براي عقل و منطق جاي صحبت نمي‌ماند و تصور مي‌كنند صرفاً براساس علاقه مي‌توانند خود را هماهنگ كنند. اين احساس آنقدر قوي عمل مي‌كند كه حتي مي‌تواند پوششي باشد براي همه اختلاف‌هاي اساسي كه با معيارهاي ازدواج به هيچ شكل هماهنگ نيستند.
البته ناگفته نماند آنقدر احساسات در اين دسته از افراد قوي عمل مي‌كند كه حتي وقتي ما واقعيت‌ها را براي آنها مي‌گوييم به جاي آنكه در شناخت طرف مقابلشان تلاش بيشتري كنند از مراجعه‌هاي بعدي به مركز روانشناسي خودداري مي‌كنند، براساس ميل و خواست خودشان ازدواج مي‌كنند و پس از ازدواج وقتي با مشكلات روبه‌رو شدند مجدد به سراغ ما مي‌آيند. كمتر زوجي پيدا مي‌شود كه قبل از ازدواج، زمان ازدواج و حتي پس از آن احساس كنند كه بهتر است براي حل مشكلاتشان به سراغ روانشناس بروند به همين دليل خودسرانه راه‌حل‌هاي غلط براي مشكلاتشان پيدا مي‌كنند كه نه تنها مشكلات حل نمي‌شود بلكه رفته رفته بر سوءتفاهم‌ها و حاشيه‌ها افزوده مي‌شود.
واقعاً متأسفم كه بايد بگويم حتي در بسياري موارد اين مشكلات و نارضايتي‌ها چنان در زندگي ريشه مي‌دواند كه هر يك از زوجين براي گذران زندگي و رفع نيازهايش به سراغ فرد ديگري مي‌رود، اين همان خيانت است كه در فرهنگ و دين ما به شدت مذموم شمرده شده است و به دلايل مختلف شاهد گسترش آن در بين زوج‌ها هستيم.
رتبه بعدي مراجعان من به زوج‌هاي جواني اختصاص دارد كه بلافاصله بعد از ازدواج يا در مدت كوتاه يك يا دوماه بعد از ازدواجشان مراجعه كرده‌اند. البته زن و شوهرهايي هم كه سال‌ها از زندگي آنها گذشته و دچار مشكل شده‌اند هم در ميان مراجعان وجود دارند. من معتقدم بيشتر مسائلي كه اين چهارگروه را دچار مشكل مي‌كند نبود آموزش، آگاهي از معيارهاي ازدواج، شناخت از خود و طرف مقابل، عدم شناخت نقاط ضعف و قدرت، خواسته‌ها و نيازهاي فردي در زندگي و ساير مسائل است. متأسفانه جوان امروز ما نمي‌داند ازدواج دقيقاً يعني چه و تحميل كردن را در ازدواج به جاي كنارآمدن و سازگارشدن تعبير مي‌كند شايد به همين دليل است كه ما شاهد رشد آمار طلاق در كشورمان هستيم.

نسرين شريعتي - روانشناس
اختلاف سني مشكل ساز ميان والدين و فرزندان
در چند سال اخير با بالارفتن سن ازدواج، تفاوت‌هاي سني ميان پدر و مادر با فرزند زياد شده است و همين اختلاف سني باعث شده كه اين دو نسل نتوانند به خوبي با يكديگر ارتباط برقرار كنند.
پدر و مادرهايي كه نتوانسته‌اند ارتباط قوي و كاملي با نوجوان و جوان خودشان برقرار كنند بيشترين مراجعان به دفتر من هستند.
اگرچه من معتقدم اين افزايش سن ازدواج در سال‌هاي اخير با افزايش ميزان تحصيلات دانشگاهي جوانان ما رابطه مستقيمي دارد اما اين تحصيلات هيچ تأثير و ارتباطي با نحوه ارتباط گرفتن با فرزندان ندارد. پدر ومادر هرچقدر هم كه تحصيلات علمي بالايي داشته باشند بايد بدانند مهارت‌هاي گفتاري و رفتاري با فرزندانشان به ويژه در ميان نسل امروز از جمله مهارت‌هايي است كه بايد بياموزند و در هيچ دانشگاهي به آنها اين علم آموخته نمي‌شود.
من مراجع خانم يا آقايي را دارم كه مدرك دكتري مكانيك دارد و در دانشگاه تدريس مي‌كند و به تصور خودش چون دانشجويان بسياري دارد و در جامعه با هر قشري مراوده و معاشرت دارد پس به خوبي از عهده ارتباط با فرزندش برمي‌آيد اما با گذشت زمان و شكل گرفتن پاره‌اي مشكلات ميان خود و فرزندش ناچار مي‌شود براي يافتن ريشه و راه‌حل مشكلات به سراغ روانشناس برود.
از نظر من اينكه ما ازدواج خوبي داشته‌ايم و در كنار همسرمان زندگي آرامي داريم تنها نشاندهنده آن است كه ما مهارت‌هاي زندگي زناشويي را به خوبي آموخته‌ايم و اين مسئله هيچ ارتباطي با مهارت‌هاي ارتباطي ميان ما و فرزندمان ندارد.
بايد قبول كنيم كه فرزندانمان با ما اختلاف سليقه‌هاي بسيار واضحي دارند، ما بايد قبول كنيم گفتار و رفتار ما مورد پسند نسل امروز فرزندان نيست و در نهايت بايد بپذيريم كه ما با رفتارمان نتوانسته‌ايم به فرزندانمان ثابت كنيم كه خيرخواه آنها هستيم شايد به همين دليل است كه بلافاصله در برابر بسياري از انتخاب‌ها و نظرهاي ما موضع منفي مي‌گيرند.
من به خانواده‌ها توصيه مي‌كنم كه اگر حتي فرصت و درآمد كافي براي مراجعه به روانشناس را ندارند اين موارد و مهارت‌ها را از خانواده‌هايي كه ارتباط محكم‌تر و سالم‌تري با فرزندانشان دارند بياموزند. چه ايرادي دارد كه مادر يا پدر كه در ارتباط با فرزندش با مشكل مواجه شده به سراغ دوست، فاميل يا همسايه‌اي برود كه ارتباط بهتري با فرزندش دارد و از او دليل موفقيتش را بپرسد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها