اين معضل به اين جشنواره محدود نشده و در مجموع تا امروز اين عرصه مهم و مؤثر در سينماي داخلي مغفول مانده است. در حالي كه سينماي مستند بستر بسيار مؤثر و مستعدي براي نمايش و انتقال سريعتر و صريحتر باورها و آرمانهايي است كه انقلاب اسلامي داعيهدار آنهاست.
هر چند در سالهاي اخير تخصيص يك شبكه مستقل سيما به آثار مستند و جشنوارههايي نظير «سينما حقيقت» و ديگر نمونههاي مشابه تلاش داشتهاند رويكرد نو و متفاوتي به اين عرصه داشته باشند، اما آنچه در عمل رخ داده، چندان قابل اعتنا نيست. هر ساله اگرچه بخش مستند در جشنواره فجر كه مهمترين رخداد سالانه سينماي مملكت است، لحاظ ميشود، اما بايد اذعان كرد اين بخش بيشتر شبيه زائده! اين جشنواره و محض خالي نبودن عريضه و خاموش كردن صداي معترضان به آن افزوده ميشود.
به گمان اين قلم، اكنون كه مديريت سينماي كشور نشان داده است دلسوزانه درصدد نظم و نسق دادن به سينماي مطلوب ايراني است و از آنجا كه مديريت موجود خود از خانواده سينما و رسانه است و قدرت مستند را ميداند، بهتر است با اقداماتي عملي جايگاه اين بخش را در جشنواره به نحو مؤثر و محسوسي ارتقا بخشيده يا جشنوارهاي در همين ابعاد و اهميت را براي آن تعريف كند. شايد قياس معالفارقي باشد و شايد كج سليقگي، اما عجالتاً چه خوب است نظير مسابقات عظيم المپيك كه هر چهار سال مهمترين اتفاق ورزشي جهان به شمار ميرود و پس از آن بلافاصله پارالمپيك ميآيد، ما نيز همه ساله جشنواره را به دو بخش با اهميت مساوي تقسيم كنيم. ديدهايد كه شور پارالمپيك نيز در ميان هواخواهانش كم از المپيك نميآورد.
چارهاي هم جز اين نيست يا بايد در حد و اندازههاي المپيك و اينجا در حد و اندازههاي جشنواره فيلم فجر همزمان يا با يك فاصله زماني معقول و در مناسبتي مرتبط، جشنواره عظيم سينماي مستند انقلاب به طور مستقل و با همان شور و هيجان و امكانات و پشتيباني برگزار شود يا اينكه افق و مدينه فاضله اين باشد و عجالتاً تا رسيدن به آن، نظير مسابقات پارالمپيك پس از فروكش كردن هياهوي جشنواره فجر و تقسيم جوايز و سيمرغهاي آن، صحنه و نوبت را به هنرمندان مظلوم اما بسيار سختكوش و تواناي سينماي مستند كشور بدهيم؛ اگرنه، طبق معمول هر ساله، آثار اين بخش هرچقدر هم كه قدرتمند و حرفهاي باشند و حتي اگر از نمونههاي همزاد خود در بخش سينماي داستاني كيفي و جذاب و خلاقانهتر باشند، باز هم در سايه اين سينما و غوغاي طرفداران آن گم ميشوند.
نظير اغلب ارزشهاي اصيل و مردمي چون كشتي، وزنهبرداري، فوتسال، سواركاري، واليبال و... كه با تمام جذابيتها و مدالهايشان در سايه فوتبال گم شده و قابليتهايشان از ديد مردم و مسئولان پنهان ميماند و در بلند مدت اين هم به ضرر مردم و طرفداران و دستاندركاران آن رشتههاست و هم سبب گمراهي مسئولان ميشود تا طبق معمول بودجه، وقت و امكانات خود را به اين بخش پرهياهو ببخشند و از آن همه توانايي پنهان غافل شوند.