
دكتر محمد صادق كوشكي به عنوان يكي از مخاطبان و كارشناسان حوزه فرهنگ و رسانه در گفتوگوي اختصاصي با خبرنگار «جوان» مستقر در محل برج ميلاد نظرات تازهاي درباره ابعاد بينالمللي و ضعف و قوتهاي جشنواره فيلم فجر عنوان كرد كه در ادامه ميآيد.
از جشنواره فجر تا شوي سينمايي كشورهاي عربي
دكتر محمدصادق كوشكي فعال و كارشناس حوزه فرهنگي و رسانه درباره ابعاد واقعي بينالمللي بودن جشنواره فيلم فجر با اشاره به اينكه جشنواره فيلم فجر ميتوانست يا ميتواند بينالمللي و بسيار مؤثر باشد، ادامه ميدهد: هنوز هم ميتواند و اتفاقاً انزوا و بايكوت رسانهاي و كارهايي از اين دست اساساً مانع نيست. اين جشنواره فعلي اگر بايكوت و انزواي رسانهاي نداشت و به صورت ميلياردي هم هزينه ميكرد، فوقش ميتوانست مانند بعضي از اين جشنوارههاي كشورهاي خليج فارس باشد كه با خرج كردن پول ميتوانند چندتا ستاره بينالمللي بياورند. در واقع اين كارشناس فرهنگي معتقد است كه اگر چنين اتفاقي بيفتد، ديگر جشنواره نبوده بلكه يك شوي سينمايي محسوب ميشود.
اين استاد دانشگاه در ادامه با توجه به اذعان مسئولان سينمايي كشورمان در رابطه با تحريم جشنواره فجر توسط رسانهها و سينماگران خارجي ميافزايد: اين جشنواره در شرايط فعلي، يعني بايكوت و انزواي صددرصد ميتواند يكي از جذابترين جشنوارههاي بينالمللي باشد و در فضاي بينالمللي به شدت تأثير گذار باشد و مخاطب داشته باشد به شرطي كه ارزشهاي انقلاب اسلامي در اين جشنواره مورد توجه قرار بگيرد و جشنواره فيلم انقلاب اسلامي باشد. نكته مغفول اين است كه اين جشنواره بخش اعظم فيلمها، بنيادهاي اجرايي و گفتمان حاكم بر آن هيچ نسبتي با انقلاب اسلامي ندارد. جشنوارهاي است كه ارزشهاي حاكم بر آن تقليد ارزشهاي كهنه و دستمالي شده تمدن غرب است و به همين خاطر هيچ جذابيتي براي غربيها ندارد براي بقيه مردم دنيا هم جذابيتي ندارد. مردم دنيا اگر بخواهند تمدن غرب را ببينند، خب به سراغ نسخه اصلي و اورجينال آن ميروند. نميآيند يك نمونه دستمالي شده و دست چندمش را در جشنواره فيلم فجري كه در اين سالها بوده، مشاهده كنند.
سينماي ما نبايد مقلد سينماي غرب باشد
كوشكي در پاسخ به اين سؤال كه چرا جشنواره فيلم فجر مورد توجه جهانيان قرار نميگيرد و آيا فقط به خاطر اينكه يك سينماي مقلد را به نمايش ميگذارد، ميگويد: جشنواره فيلم مورد توجه جهانيان قرار نميگيرد چون غايب اصلي آن ارزشهاي اسلامي و انقلابي است، وگرنه ما يك سؤال داريم، وقتي كه مثلاً فرض كنيد برخي از مجموعههاي تلويزيوني كه در ايران ساخته شدهاند حتي اگر در حد متوسط هم بودهاند، مورد توجه همگان قرار گرفتهاند. مثل سريال يوسف پيامبر كه يك سريال متوسط رو به پايين هم بود به خاطر محتواي دينياش يك جذابيت جهاني پيدا ميكند و بسياري از شبكههاي بينالمللي پول ميدهند و اين كار متوسط رو به پايين را ميخرند و پخش ميكنند. شايد قريب به ۳۰ شبكه يا بيشتر هم اين اثر را در كنداكتور پخش خودشان ميگذارند يا مثلاً اثري مثل مختارنامه كه به رغم تلاشها براي بايكوتش در جهان عرب و جهان اسلام ديده شد. چرا؟ چون محتوايش نسبتي داشت با ارزشهاي انقلاب اسلامي. در آن پيامهايي نهفته بود كه آن پيامها، پيامهايي ديني بودند.
اين استاد دانشگاه در مواجهه با اين سؤال كه اگر قرار باشد مسئولان برپايي جشنواره فجر آنگونه كه شما معتقديد و ميگوييد عمل كنند، فكر نميكنيد اين فقط به كشورهاي مسلمان و منطقه محدود ميشود، ميگويد:صحبت بر سر اين است كه اگر پيامهاي انقلاب اسلامي كه پيامهاي جذابي براي همه مستضعفين جهان است و اگر اين پيام در اين جشنواره فرياد ميشد، آنگاه مخاطبي به وسعت همه مستضعفين جهان پيدا ميكرد.
خب مستضعفين جهان كه توجه نميكنند، جبهه جهاني مستكبرين هم كه عرصه اسكار را كه نمونه اصلي سينماي غرب است ميبينند، بنابراين جامعه جهاني هم غير از اين دو جبهه نيست. مستضعفين انگيزهاي براي ديدن جشنواره فيلم فجر جمهوري اسلامي ندارند، چون در آن نشاني از حمايت، آرمانها و ارزشهاي مستضعفين نميبينند. جشنواره فيلم فجر بايد فريادگر ارزشهاي انقلاب اسلامي و مستضعفين جهان باشد.
جذابيت جهاني، حلقه مفقوده سينماي ما
هر چند با توجه به برخي ادعاهاي مسئولان جشنواره سي و يكم، پولسازترين سينماگر كشور چين و رئيس تلويزيون كشور لهستان از جمله ميهمانان دعوت شده و حاضر در اين دوره از جشنواره هستند، اما به دليل برخي مشكلات عديده پيدا و پنهان تاكنون فيلمسازهاي شناخته شدهاي جذب جشنواره نشدهاند كه در آن شركت كنند. محمدصادق كوشكي با تأييد اين مطلب معتقد است: نكته اصلي همين موضوع است كه بايد يك جذابيتي باشد كه سينماگران مستقل را به جشنواره فجر بكشاند. اگر يك رگه از عدالتخواهي در اين جشنواره بارز بود، عدالتخواهان جهان جذب آن ميشدند، اگر رگهاي از ارزشهاي انقلاب اسلامي در اين جشنواره مطرح ميشد، فيلمسازان ميآمدند.
اگر خطي از صهيونيسمستيزي به عنوان اصل ثابتي از جشنواره فجر بود، آنگاه ميديديم كه از چهارگوشه دنيا به سمت اين جشنواره ميآمدند. چرا وقتي يك جشنواره كاريكاتوري ضدصهيونيستي در قالب يك سايت و در فضاي مجازي در همين كشور خودمان برقرار و برگزار ميشود، به رغم همه فشارها، حساسيتهاو تهديدات از تمام نقاط دنيا صدها كاريكاتور ارزشمند به آن ارسال ميشود! آيا جشنواره فجر ناتوانتر از يك مسابقه كاريكاتور آن هم در فضاي مجازي است؟ بله، ناتوانتر است! چون در آن جشنواره يكي از ارزشهاي انقلاب اسلامي يعني صهيونيسمستيزي مطرح ميشود و جاذبه جهاني پيدا ميكند. پيام انقلاب اسلامي اينجا عرضه نميشود. اين يك واقعيت است كه پيام انقلاب اسلامي به اندازه كافي براي جهان استضعاف جذابيت دارد اما اينجا عرضه نميشود. تفكري كه اينجا عرضه ميشود، يك تفكر دستچندم جشنوارههايي مثل اسكار و كن است.
اگر قرار باشد كه جشنواره فيلم فجر از اين حالت خنثي، منفعل و منزوياش دربيايد، بايستي برگردد به ارزشهاي انقلاب اسلامي و آگاهانه و انتخابگرانه مروج ارزشهاي انقلاب اسلامي باشد تا شاهد استقبال مستضعفين جهان باشد تا شاهد حضور و هجوم فيلمسازان انقلابي و مسلمان باشد.
اما حرف پاياني
هر چند برخي از نكات تصريح شده توسط اين فعال و كارشناس حوزه فرهنگ و رسانه تا حدودي قابلتعميم و ارتباط به جشنواره فيلم فجر است اما اين نكته را هم نبايد ناديده گرفت كه برخي فيلمسازان گذشته و حال كشورمان (نظير حاتميكيا، رسول ملاقلي پور، محمد بزرگ نيا و بسياري ديگر) از جمله كساني هستند كه در جريان برپايي و برگزاري جشنواره فيلم فجر و در مسير جريان فيلمسازي انقلاب اسلامي رشد و بالندگي پيدا كردهاند.
هر كدام از اين سينماگران خودشان يك تراز مثبت براي خروجي سينماي كشورمان محسوب ميشوند. هر چند كه توان بالقوه و پتانسيل واقعي كشورمان در حوزه پرورش فيلمسازان مطرح و صاحب انديشه و فكر بيشتر از اوضاع و خروجي امروز كشورمان است. به نظر ميرسد كه توجه و فراهم كردن زمينههاي رشد و بالندگي براي جوانان پرشور و خلاقي كه در جشنوارههاي كم نام و نشانتر و تازه متولد شدهاي مثل جشنواره فيلم عمار اعلام حضور ميكنند، پله ابتدايي و استارتي باشد براي تصاحب مراتب بالاي تكنيكي و بالطبع باعث تفاخر فرهنگ و سينماي كشورمان خواهد بود.