قاعدتاً با گران شدن نرخ ارز واردات بايد كاهش يابد چراكه واردات گران ميشود و قاعدتاً در توليداتي كه نياز به ارز كمي در فرآيند توليد خود دارند، بايد نوعي رشد تقاضاي داخلي مشاهده كرد ولي چه امري سبب ميشود كه با گران شدن ارز و انتقال منحني عرضه صادرات كشورهاي ديگر، تقاضاي واردات داخلي افزايش يابد و چه امري سبب ميشود با گرانتر شدن محصولات وارداتي و ايجاد يك مزيت رقابتي براي توليدات داخلياي كه از ارز كمتر استفاده ميكنند، شاهد آن باشيم كه از اين مزيت استفاده نميكنند؟! اين يادداشت به واكاوي به اين امر ميپردازد.
قبل از آنكه وارد بحث فوق شويم لازم است مقدمهاي بيان شود. تحريم سبب ميشود كه از دو ناحيه واردات گران شود، يك از طريق افزايش ريسك واردات و دوم از طريق گران شدن ارز به دليل كاهش عرضه دلار و البته دليل ديگري هم براي گران شدن ارز در داخل وجود دارد و آن سفتهبازي ارز است كه علت سفتهبازي به چشمانداز مثبت افزايشي نرخ ارز مرتبط است، اينكه چرا چنين چشماندازي از نرخ ارز وجود دارد ميتواند به اين امر برگردد كه امروز در اقتصاد ايران تقاضاي واردات به شدت افزايش يافته است و اين امر به صورت طبيعي چشمانداز مثبتي از افزايش نرخ ارز ايجاد ميكند.
به هر حال سخن از آن است كه با گران شدن واردات در صنايعي مانند صنعت پوشاك كه نياز به ارز در آن بسيار كم است بايد شاهد رشد اين صنعت باشيم چراكه به صورت طبيعي با گران شدن ارز، واردات پوشاك گران شده و توليد داخلي مزيت رقابتي پيدا ميكند. اين يكي از فرصتهايي است كه تحريم ميتواند براي ما ايجاد كند، به عبارت ديگر تحريم فرصت شكوفايي بخش كشاورزي و صنعت پوشاك و صنايعي را كه كاربر هستند، ميتواند براي ما ايجاد كند چراكه واردات مشابه آنها گرانتر شده است، ولي پاسخ اين است كه اين فرصت محقق نشده است، به بيان ديگر چرا در شرايطي كه توليدات كاربر محصولاتشان ارزانتر از محصولات خارجي است ولي چرا شاهد شكوفايي و رونق آن صنايع نيستيم؟
سؤالهاي مختلفي وجود دارد، اول از همه بايد به اين سؤال پاسخ دهيم كه چرا بايد تقاضاي واردات با گران شدن واردات افزايش يابد؟ به نظر پاسخ به اين سؤال به اجراي هدفمندي مرتبط است به بيان ديگر درست است كه منحني صادرات كشورهاي ديگر براي كشور ما به بالا شيفت كرده است( به علت گران شدن ارز) ولي منحني عرضه داخلي نيز به علت اجراي هدفمندي يارانهها به بالا شيفت كرده بود. حال اگر منحني عرضهاي كه براي كشاورزان به بالا شيفت كرده است كمتر از شيفت منحني عرضه صادرات كشورهاي ديگر باشد، قاعدتاً واردات محصولات كشاورزي سودي نخواهد داشت ولي مسئله اين است كه كشاورزي به علت سنتي بودن آن و آسيب جدياي كه از افزايش هزينههاي توليد ميبرد هم منحني عرضهاش شيفت به بالاي زيادي پيدا خواهد و هم اينكه نميتواند با انتقال منحني عرضه به پايين، توليدش را افزايش دهد، به بيان ديگر كشاورز روي منحني عرضه حركت خواهد كرد و اگر بخواهد توليدش را افزايش دهد، هزينههايش هم افزايش خواهد يافت چراكه ابزار صرفههاي ناشي از مقياس ندارد.
حال در امر واردات درست است كه منحني عرضه صادرات كشورهاي ديگر براي ايران به بالا شيفت ميكند ولي نكتهاي كه اينجا وجود دارد اين است كه با افزايش واردات ميتوان قيمت محصولات وارداتي را كاهش داد ولي كشاورز چي؟ كشاورز با افزايش مقياس هزينههايش افزايش مييابد، پس به فرض اگر هم كشاورز مزيت رقابتي پيدا كند به اين معنا كه منحني عرضهاش كمتر از منحني عرضه صادرات كشورهاي ديگر به بالا منتقل شده باشد به دليل اينكه از طريق كاهش هزينه توليد و مقياسش را افزايش نميدهد و از حركت روي منحني عرضه كوتاه مدت ميخواهد به توليد بيشتر برسد، عملاً در قبال افزايش توليد هزينههايش افزايش مييابد؛ امري كه دقيقا در واردات بر عكس است. لذا وارد كننده ميداند با كشاورز داخلي ميتواند رقابت كند چراكه با توليدكنندهاي مواجه است كه نميتواند توليدش را از حد بيشتري افزايش دهد چراكه هزينه هايش اين اجازه را به وي نميدهد.
از سوي واردكنندگان هم ميتوانند كاري كنند كه منحني عرضه توليد داخلي بيشتر به بالا منتقل شود، اقداماتي كه براي نابودي توليد داخلي صورت ميگيرد به عنوان عرضه واردات انبوه درست در وقت برداشت محصولات كشاورزي.
نكته ديگر آنكه اگر قرار است گران شدن واردات براي ما فرصت ايجاد كند، سؤال اينجاست كه آيا نميتوانستيم با كنترل مرزها و اجازه ندادن واردات به كشور اين موهبت و فرصت را بدون هيچ هزينهاي به دست آوريم و نه فقط در كشاورزي و صنعتهاي كاربر بلكه كل صنعت از اين فرصت استفاده كنند؟
مسئله اين است كه وارد كنندگان حتي در واردات محصولات كشاورزي كه اين گمان ميرفت كه مزيت رقابتي داخليها از آنها بيشتر خواهد شد، كوتاهي نكردند حال ديگر چه برسد به صنايعي كه ارز به عنوان نهاده براي آنها نقش بازي ميكند. تحريم نشان داد كه خيليها به دنبال افزايش هزينههاي توليد داخلي هستند، آنها عاشقانه دوست دارند هدفمندي امتداد و هزينههاي توليد افزايش يابد.