
در بررسي تحولات سوريه در چند روز گذشته شايد مهمترين نكتهاي كه بيش از همه جلب توجه ميكند شكستها و تلفات پيدرپي است كه گروههاي مسلح مخالف بهخصوص جناح القاعدهاي آنها متحمل شدهاند و به موازات آن موفقيتهايي است كه ارتش سوريه با همراهي ارتش مردمي در برابر گروههاي مسلح به دست ميآورد. شايد به همين دليل است كه معاذالخطيب، رئيس بزرگترين معارضين سوري پيشنهاد گفت وگوي دولت سوريه را پذيرفته است.
افول مخالفان مخالفان مسلح سوريه اعم از نيروهاي القاعده - كه از سراسر كشورهاي عربي و با چراغ سبز دولتهاي غربي و حمايت همه جانبه دولتهاي مخالف سوريه - به اين كشور اعزام ميشدند و همچنين نيروهاي مسلح - كه از جداشدگان ارتش سوريه و پيوستن برخي از جوانان مناطق سنينشين تشكيل يافتهاند - تا چند ماه پيش در نقطه اوج موقعيت و فعاليت خود قرار داشتند و حتي در چند مورد به اشغال بخشهايي دمشق دست زدند و فضا به گونهاي بود كه حتي برخي از مقامات اطلاعاتي و امنيت ارشد غربي از جمله رئيس سرويس اطلاعات و امنيت آلمان از سقوط چند هفتهاي دولت اسد خبر دادند و همانند اواخر دوران سقوط قذافي و صدام به اسد نيز پيشنهادهاي در خصوص تأمين امنيت جاني او و خانوادهاش در صورت پناهندگي داده ميشد. در واقع طرحهايي هم كه براي حل بحران داده ميشد بيشتر با اين فرض همراه بود كه دولت اسد رفتني است و به همين علت هم گروههاي مخالف زير بار پذيرش هيچ طرح صلح و آتش بس نميرفتند و به نوعي با اطميناني كه به خود داشتند ميخواستند همانند ليبي از طريق مبارزه مسلحانه به ساقط كردن دولت و نظام سياسي سوريه اقدام كنند تا كل قدرت را نيز خود در دست بگيرند و نظام سياسي و دستگاههاي نظامي و اطلاعاتي و امنيتي خود را از نو بنا كنند. اما همچنان كه از اوضاع كنوني حاكم بر سوريه بر ميآيد اهداف و آرزوهاي گروههاي مسلح و حاميان خارجي آنها تحقق نيافته است و به نوعي روند سقوط آنها به خصوص نيروهاي القاعده كه از خارج آمده بودند، شروع شده است. بنابراين، اين سؤال مطرح است كه چه عواملي موجب شده است گروههاي مسلح مخالف در چنين وضعيتي گرفتار شوند و به اصطلاح از عرش به فرش بيفتند.
علل شكست و ناكامي گروههاي مسلح سوريه
برخي از اين علل به آمادگيهاي روزافزون ارتش و دولت سوريه در برابر گروههاي مسلح برميگردد. از اين ديد با توجه به اينكه در آغاز كشانده شدن موج اعتراضات از كشورهاي عربي به سوريه در پوشش آنچه بهار عربي خوانده ميشود، دولت سوريه غافلگير شد و با توجه به ضعفهاي ساختاري كه نيروي پليسي و امنيت داخلي سوريه داشت، ارتشي كه براي مقابله با دشمن خارجي آموزش ديده بود وارد عمل شد و از همان شيوههاي كلاسيك براي برخورد با معترضان استفاده كرد كه اين به منزله ريختن بنزين روي آتش عمل كرد و بهانه لازم را به مخالفان و حاميان آنها جهت گسترش دامنه اعتراضات داد. اما به مرور دولت و ارتش سوريه با بهكارگرفتن ابتكار عملهاي جديد همچون ايجاد ارتش مردمي بر اوضاع مسلط شد و كوشيد با نزديكي به مردم مناطق تحت درگير از ظرفيتهاي آنها براي مقابله با تروريستها استفاده كند. از طرف ديگر برخورد گروههاي مسلح و به خصوص نيروهاي القاعده نيز در مناطق درگير به گونهاي بود كه باعث دلسردي و دلزدگي ساكنان از آنها شد چرا كه آنها شعار «هر كه با ما نيست عليه ماست» را در پيش گرفته بودند.
جدا از اينها از چند ماه پيش در پي بروز اختلاف ميان حاميان خارجي گروههاي مسلح بر سر تسليح نيروهاي القاعده، در صحنه ميداني نيز اختلاف ميان نيروهاي القاعده و ديگر نيروهاي مسلح ضد سوري پديد آمد و حتي در برخي موارد به تسويه حساب فيزيكي نيز انجاميد. ضمن اينكه از همان ابتدا نيز اين احتمال مطرح ميشد كه گويا يكي از اهداف كشورهاي غربي از دادن چراغ سبز به نيروهاي القاعده براي ورود به سوريه هدايت آنها به سوي قتلگاه بود و ظاهراً از همان ابتدا اين طرح وجود داشت كه اين نيروها با ترفندهايي به سوريه كشانده شوند و سپس يا به دست ارتش سوريه يا ديگر گروههاي مسلح سر به نيست شوند. از اين رو در نتيجه اختلافاتي كه بين حاميان غربي و عربي مخالفان سوريه ايجاد شده تا حدود زيادي در حمايتهاي آنها به خصوص در زمينه تسليح مخالفان نيز خلأهاي جديد ايجاد شده است و مجموعه اين عوامل موجب شده است گروههاي مسلح به خصوص جناح القاعدهاي آنها ابتكار عمل را در صحنه ميداني و عملياتي از دست بدهند.
نتيجهگيري در نتيجه تحولات صورت گرفته، شايد مهمترين تحولي كه اين روزها بيش از همه درباره سوريه جلب توجه ميكند موفقيتهاي چشمگير و روز افزوني است كه ارتش اين كشور به پشتوانه حمايتهاي مردمي در برابر تروريستها و گروههاي مسلح مخالف به دست ميآورد. انسجام چه در داخل نيروهاي مسلح سوريه و چه ميان آنها و مردم روند روز افزوني را طي ميكند كه اين امر روحيه ارتش را بيش از پيش تقويت كرده است. شكلگيري ارتش مردمي و واگذاري امنيت محلهها به مردم همان مناطق در كنار ايجاد شكاف و دودلي در بين حاميان گروههاي مخالف به علت ترس از تقويت القاعده و همچنين روشن شدن ماهيت اين گروهها براي مردم سوريه از جمله عوامل مؤثر در تضعيف موقعيت گروههاي مسلح مخالف و تروريستها در اين كشور بوده است. تروريستها و گروههاي مسلح مخالف در حالي به وضعيت فلاكتبار كنوني افتادهاند كه به گفته وزير دفاع سوريه با امكانات و تسليحاتي كه آنها عليه دولت و مردم سوريه بهكار گرفتند به راحتي ميشد سرزمينهاي اشغالي را از زير اشغال صهيونيستها آزاد كرد. در مجموع با پيشرفتهاي كه ارتش و نيروهاي مردمي براي بازگرداندن ثبات و امنيت به سوريه به دست آوردهاند اين اميد ايجاد شده است كه بتوان زمينه مساعدي را براي حل سياسي بحران در سايه طرحهاي مطرح شده از جمله طرح پنج مرحلهاي بشار اسد، طرح ۶ مادهاي ايران يا طرح ژنو فراهم كرد.