
با نزديك شدن به سال ۹۲ و قرار گرفتن در فضاي انتخاباتي، شاهديم كه برخي افراد رسماً اعلام كانديداتوري ميكنند و خود را نامزد قطعي انتخابات يازدهم رياست جمهوري ميدانند. عدهاي ديگر نيز اعلام اين موضوع را به آينده موكول كردهاند و برخي نيز در حال رايزني و اجماع و ائتلاف هستند. در اين ميان نكتهاي كه تمامي نامزدهاي انتخاباتي بايد توجه داشته باشند، ويژگيهاي شخصي و سوابق اجرايي و سياسي است كه اگر بدون نگاه به اين موارد احساس تكليف درون وجود آنان شعلهور شود چه بسا كه در صورت پيروزي در انتخابات با گذشت زمان سرزنش عمومي، گذشته و آينده سياسي آن شخص را مخدوش سازد.
مهمترين عاملي كه براي يك رئيسجمهور بايد در نظر گرفته شود و نامزدهاي انتخاباتي خود را با آن معيار بسنجند، «شجاعت و قدرت مديريت براي انجام كار اجرايي در عرصه سياسي كشور» است. اين نكتهاي است كه رهبر معظم انقلاب نيز بارها بر آن تأكيد كردهاند، بنابراين تمامي آنان كه براي كانديداتوري در انتخابات آتي احساس تكليف ميكنند، بايد «تكليف» را در «چارچوب لياقت» قرار دهند و اگر مطابقت داشت از آن چارچوب وارد عرصه رقابت انتخاباتي شوند، البته بديهي است كه هيچكس خود را بيلياقت نميداند و اتفاقاً هر كس خود را از ديگري داراي لياقت بيشتر براي رياست جمهوري ميداند اما طبيعي است كه اگر هر شخصي كلاه خود را قاضي كند و بدون توجه به «جايگاه قدرت» و «دايره امكانات» كه يك رئيسجمهور در آن قرار ميگيرد، به گذشته و حال خود بنگرد، قطعاً آينده كاري خود در پاستور را نيز ميتواند پيشبيني كند. نگاه به واقعيات كمك شاياني ميتواند به نامزدهاي احتمالي انتخابات كند. واقعيات نيز اوضاعي است كه هماكنون وجود دارد و همه كموبيش شاهديم. اين بدان معناست كه ديگر كسي نميتواند پس از انتخاب و كسب رأي ملت، بهانه بسازد و ناتواني خود را با اين دلايل كه اوضاع فعلي بسيار آشفته است و دولت قبلي به هم ريختگي ايجاد كرده و از اين قبيل موارد توجيه كند. آنان كه درون خود احساس تكليف كردهاند بايد شرايط را از هماكنون بنگرند و تمامي جوانب كار قوه مجريه را در نظر داشته باشند و به طور مثال بدانند كه مهمترين مسئله امروز ما در عرصه بينالمللي مسئله بيداري اسلامي است كه قطعاً پيشبرد اهداف بيداري اسلامي، كشور را از لحاظ داخلي نيز ميتواند متحول سازد، بنابراين افراد مختلف اگر در شيوه كاري خود توانايي انجام امور بينالمللي را ميبينند وارد كار شوند و در غير اين صورت بدانند كه اگر اوج توانايي بينالمللي آنها در حد ارائه چند يادداشت و تحليل از اوضاع جهان امروز است، مسير بيداري اسلامي در دايره تحليل ممكن است گرفتار انحراف و امور بينالمللي نيز دستخوش تغيير به نفع دشمن شود.
از سوي ديگر مسئلهاي كه امروز گريبان معيشت مردم را گرفته، اوضاع نابسامان اقتصادي است كه بايد به خوبي در دولت بعدي مديريت شود و رئيسجمهور يازدهم بدون بهانهسازي و انداختن توپ تقصير در زمين دولت گذشته به قصد توجيه ناتواني و كمكاري، امور اقتصادي كشور را سامان دهد. انجام اين عمل نيز توانايي و دانش خاص خود را ميطلبد كه در عمل بسيار فراتر از صرف احساس تكليف افراد براي كانديداتوري است.
مقابله فرهنگي و سياسي در برابر دشمنان و حضور قوي و انقلابي در عرصه جنگ نرم كنوني از جمله شرايط برجستهاي است كه حتماً رئيسجمهور آينده بايد با شجاعت و ارائه امكانات در اين زمينه، اهداف انقلاب اسلامي را در نظر گيرد. درگاهي كه امروز دشمن از آن عبور كرده و قصد ضربه زدن به جامعه ما را دارد، درگاه فرهنگي است، از اين رو رئيسجمهور آينده بايد فقط طبق اصول انقلاب نه منويات قلبي خود و اطرافيانش، فرهنگسازي را در درجه نخست فعاليتهايش قرار دهد، بنابراين اگر شخصيتي با اين نگاه تفاوت سليقه دارد و با اين حال براي كانديداتوري احساس تكليف كرده بهتر آن است كه احساس تكليف خود را به شخصيتي كه با اين اصول تطابق قطعي دارد، منتقل سازد و خود نيز اگر ميتواند و شايسته است، رئيسجمهور را در امور ديگر ياري دهد و همكاري كند.
ولايتمداري در كلام و عمل و اعتقاد راسخ و قلبي و عملي به نظام جمهوري اسلامي كه مبتني بر ولايت فقيه است، شرط ضروري رئيسجمهور در كشور ايران محسوب ميشود، بنابراين ممكن است افرادي تاكنون خود را در ظاهر مطابق با اين شرط جلوه داده باشند، بنابراين مورد تأييد صلاحيت شوراي نگهبان هم قرار گيرند اما قطعاً اگر بعد از انتخاب در اين عقيده خود دچار تزلزل عقيدتي و تشويش عملي شوند و با ولايت فقيه زاويه پيدا كنند، بايد بدانند و يقين داشته باشند كه گرفتار حذف اجتماعي ميشوند. بدان معنا كه مردم و همان افرادي كه به آن كانديدا رأي دادهاند در حمايت از ولي خود، در برابر اراده باطل شخص منحرف شده از ولايت خواهند ايستاد.