عرض كنيم خدمتتان كه اين روزها بايد حواسمان به خودمان باشد كه نه آتش بخوريم نه سرما، نه ليز، نه زمين و نه هيچ چيز ديگر كه مبادا اين زمين خوردنهاي بيمورد ما يقه يك آدم بيخبر از همه جا را بگيرد و مجبور باشد توضيح بدهد! اگر همه ما بچههايمان را از همين روزهاي اول زندگي جوري بار بياوريم كه هيچ وقت روي هيچ لغزندگي در زندگي كه تعدادشان هم كم نيستند ليز نخورند ميتوانيم از سوانح زيادي جلوگيري كنيم! ديگران چه گناهي دارند كه بچههاي ما هنوز نميدانند وقتي چيزي جيز است نبايد به آن نزديك شد! اصلاً افتادن و سوختن و ليزخوردن و شكستن براي بچههاست و اينها همه تجربههايي است كه او در آينده بايد به آنها برسد! ما خودمان هم در كودكي زياد سوختهايم و در بزرگسالي هم دلمان راه به راه ميسوزد پس اين ما هستيم كه بايد از كودكي ياد بگيريم كه با سوختگي چطور كنار بياييم و پاهايمان را محكم برزمين بگذاريم كه نلغزيم! اگر هم لغزيديم ايرادي ندارد چون لغزش از بزرگان است! البته در اين گونه موارد كه حادثه خبر هم نميكند، همه ميتوانند مسئول باشند جز آموزش و پرورش(!)، ستاد مبارزه با بحران، ستاد پيشگيري از حوادث غيرمترقبه، شهرداري، سوانح سوختگي، اداره گاز، فروشنده بخاري، نصاب بخاري، پدر و مادر بچههايي كه كانون خانوادهشان گرم نبوده و ميخواستند با بخاري خودشان را گرم كنند، سازمان حمايت از حقوق كودكان و...