کد خبر: 509225
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۷
مهدي نعمتي
آدم نمي‌داند خودش اشتباه مي‌كند كه يك چيزي تمام نشده را به او مي‌گويند فكر كن تمام شده و ديگر پيگيرش نشو يا اينكه ديگران اشتباه مي‌كنند كه يك چيزي كه تمام نشده را پايان آزاد مي‌گذارند تا خودت بگيري كه تمام شد رفت پي كارش. اصلاً من دلم مي‌خواهد شما را دعوت كنم كه بياييد ويلاي من يك قهوه تلخ بخوريد بعد با هم برويم زمان جهانگيرخان و كلي هزينه و وقت آنجا صرف كنيد شما مختاريد بياييد يا نياييد و عواقبش هم پاي خودتان! منتظر باشيد ببينيد كه نتيجه اين همه رفتن كلوپ و خريد كردن سي دي جديد و خودداري از كپي كردن و جواب بد دادن به فاميل و دوست و آشنا كه خودت برو سر كوچه بخر مگر نمي‌داني كپي كردن بنابر فلان قانون جرم محسوب مي‌شود و مگر اول سي دي از شما تقاضا نمي‌كنند كپي نكن چرا خودت را ضايع مي‌كني و رو مي‌اندازي؟ بعد هم هي مي‌خواهي بداني چه شد چه شد كه آنطوري شد و اين طوري شد و جهانگيرخان و داماد گمشده‌اش چه شدند كه يكدفعه مي‌بيني بلوتوث داماد جهانگيرخان لعبت را رها كرده و به قلب يخي كنار آن خانم بازيگر تهراني بلوتوث شده...! آدم كيف مي‌كند از اين همه پيشرفت تكنولوژي كه يك آن آدم از دنياي قديمي تاريخ طنز به يك سريالي كه تفسير خودش قصه هزار و يك شب مي‌خواهد بلوتوث مي‌شود... حالا اگر شما هنوز منتظريد ببينيد كه قهوه تلخ خورندگان چرا قهوه خوردند و چرا رفتند و آمدند به دنياي جديد براي اين بود كه شما به كلوپي سركوچه‌تان برويد بياييد. بي‌خيال دليل‌هاي ديگر آن باشيد و برويد ببينيد ويلاي من چه خبر است قبل از اينكه به خاطر احترام به مخاطب آن را هم با پايان آزاد تمامش كنند!...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها