بهترين كار براي كم رنگ شدن هر چه زودتر اين دربي كسالت بار، شلوغ بازي است كه گويا مديران و مربيان دو تيم كاملاً به آن واقف هستند. چون همه با هم و به طور كاملاً خود جوش، دست به يك شلوغ كاري گسترده زدهاند تا افكار عمومي را منحرف كنند از اصل ماجرا!
يكي تهمت ميزند و يكي در مقام دفاع بر ميآيد. رابطه شان هم كه تعريفي ندارد و خب همين هم كافي است براي زياد شدن چاشني اين دعوا كه حالا ميشود بهانه براي شلوغ شدن ميدان اين جنگ و پرت شدن حواسها از ماجراي اصلي.
اما به قول دوستي، كاش حالا كه دربي را خراب كردند، حداقل خودشان را ديگر خراب نميكردند، اما كو گوش شنوا!
رويانيان بعد از به صدا در آمدن سوت پايان دربي شروع كرد:«ميخواهند هر دو جام را بدهند به استقلال. انتخاب قهرماني براي دربي غيرمسئولانه بود. چرا داوري را كه پرسپوليسيها به او حساسند و ۳۰ ميليون نفر با او مشكل دارند را انتخاب كردند؟۱۰ تصميم آنها تصميم ضد امنيتي بود. ۱۰نفره در ۱۰ دقيقه سه گل زديم و ركورد جالبي را ثبت كرديم. اما حقمان را ميخورند و يك سناريو را عليه ما درست كردهاند. قصد داشتم زماني كه از فوتبال ميروم دستهاي پشت پرده و اقدامات ناپاك، زد و بندها و بسياري ناگفتهها را بگويم و افشا كنم و بگويم كه در اين فوتبال چه ميگذرد ولي حالا نظرم عوض شده و ميخواهم زماني كه در فوتبال هستم عليه دستهاي پشت پرده و ناپاكيها قيام كنم و بسياري مسائل را افشا خواهم كرد. واقعيتها را بايد گفت و من اين كار را ميكنم.»
اما همانطور كه انتظار ميرفت، حرفهاي رويانيان بيجواب نماند و فتحاللهزاده هم به سرعت پاسخ مصاحبه رويانيان را داد:« حقيقتاً برايم اينگونه اظهارنظرها غيرمنتظره بود و هرگز فكر نميكردم شنونده چنين حرفهاي از سوي عاليترين مقام باشگاه پرسپوليس باشم. اتهام انتخاب امنيتي بودن داور دربي را اگر يك استخوان خرد كرده فوتبالي مثل حسين عسگري به دليل معذوريتهايي كه دارد پاسخ ندهد، اما ما زنده هستيم و از حقوق فوتبال و فوتباليها دفاع ميكنيم. متأسفانه مديرعامل پرسپوليس خودش تيم خودش را به هم ميريزد و ما بر اين باوريم كه اينگونه اظهارات براي پوشاندن نتايج ضعيف باشگاه پرافتخار پرسپوليس است در پي آن خرجهاي ميلياردي!آقاي رويانيان، شايد فكر كردهاي از شما ميترسيم كه حرف نميزنيم اما به صراحت ميگويم كه داداش، من از تو ترسي ندارم. از تو بزرگ ترش هم ترسي ندارم. ياد گرفته ام كه فقط از آن بالايي بترسم و اعتقاد دارم همان بالايي براي بندهاش كافي است.»
و رويانيان اما باز هم حرف دارد براي گفتن:« آقاي فتحاللهزاده! از خدا بترسيد، نه بندههاي خدا و اگر از من كه بنده بيمقدار خدا هستم احساس ترس كرده ايد و اينگونه سخن ميگوييد اين ضعف خودتان است. كاش فتحاللهزاده همچون گذشته همان «حاجي» باشد و از بندههاي خدا نترسد اما مثل اينكه ايشان باورش شده «شواليه» واقعي است و اينگونه ترس از بندههاي خدا وجودش را گرفته است وگرنه ما كي گفتيم فتحاللهزاده از ما ميترسد؟ما به دستهاي پشت پرده اعتراض كردم، شما چرا ناراحت شديد؟حرفهاي من درباره انتخاب داور دربي و ضدامنيتي بودن آن ربطي به فتحاللهزاده ندارد. با او بايد در حد خودش صحبت كنيم و درباره مسائلي كه مربوط به خودش است. او حق دارد در مقام دفاع از كميته داوران عليه ما مصاحبه كند چراكه ميخواهد با اين دفاع كردنها راهي را برود كه در گذشته رفته. قهرماني براي بنده قابل احترام است و وقتي به قلبم رجوع ميكنم براي قهرماني و همه داوران احترام قائلم اما وقتي داوري براي دربي انتخاب شده كه اغلب اشتباهات داورياش به نفع استقلال و به ضرر پرسپوليس تمام شده و شائبه طرفداري ايشان از يك تيم خاص و قضاوت عليه پرسپوليس در نزد هواداران وجود داشته، طبيعي است هوادار پرسپوليس در استاديوم تحريك شود و اين خلاف اصول امنيتي است و فتحاللهزاده اگر اين مسائل «اظهر من الشمس»را نميداند پس بهتر است كه بداند شايد هم ميداند و خودش را به ندانستن زده است.»
و فتحاللهزاده بازهم جواب رويانيان را ميدهد:«آقاي رويانيان!كسي نگفته از شما ميترسد. من ديدم شما ديگران را ميخواهي بترساني ميخواستم به همه بگويم نترسند. شما چرا از خودت بيخود شده اي؟ من ميخواهم شما خودت باشي. من رويانياني را دوست دارم كه روز اول وارد فوتبال شد. شما عوض شدهايد. من هم ميگويم شما خدانترس باشيد. فوتبال اينقدر اهميت ندارد كه بخواهي به خاطرش با همه دربيفتي. فوتبال برد و باخت دارد. من به خاطر پست و مقام و اينكه تيمم نتيجه بگيرد دوستيها را زير پا نميگذارم و اميدوارم شما هم چنين باشي. آقاي رويانيان! من هرجا بخواهيد براي مبارزه با ناپاكيها همراه شما ميآيم و در كنار شما هستم.»
و اين مصاحبه كردنها و جواب دادنها به مصاحبهها و جوابهاي يكديگر، همچنان ادامه دارد. مهم نيست چه كسي شروع يا چه كسي تمام ميكند. مهم نيست. چون آنقدر ميگويند و همديگر را تخريب ميكنند كه اصل ماجرا كه آن دربي كذايي بود با يك مساوي لعنتي ديگر، كاملاً فراموش شود وهمه يادشان برود اصلا اين دعواها بر سر چه مسئلهاي بود!و يك روز آفتابي يا باراني، فرقي نميكند. تصميم ميگيرند با هم دوست و متحد شوند. دست دور گردن هم مياندازند، روي هم را ميبوسند و به تعريف از هم مشغول ميشوند. انگار كه اصلا اتفاقي نيفتاده بوده!
خودشان شروع ميكنند و خودشان هم تمام ميكنند و فقط اين وسط ميمانند عدهاي هوادار كه بايد اين حرفهاي نامربوط را بشنوند و گاهي به اين و گاهي به آن نگاه كنند تا يادشان برود چه عمري از آنها تلف شده پاي تيمهايي كه اينها درست كردهاند و راستي، چه دربي مزخرفي ديدند با چه نتيجه مزخرف تري!خب اين هم راهكاري است براي منحرف كردن ذهن مردم!