
شكي نيست كه در اين بحبوحه بيداري اسلامي كشورهاي دنيا، رسالت رسانههاي موافق يا مخالف به نسبت ساير حوزهها سنگينتر و خطيرتر است؛ رسانههايي كه به تنوير افكار عمومي و اطلاعرساني ميپردازند يا برعكس باعث دپراتيزه شدن و انحراف افكار عمومي ميشوند.
در اين ميان رسانههاي العربيه و الجزيره رسانههاي تروريستي هستند كه هرچند در كشورهاي عربي حضور دارند اما عملاً در خدمت غولهاي رسانههايي جهان يعني بي. بي. سي و سي. ان.ان، فاكسنيوز، سي. بي. اس، اي. بي. سي و ان. بي. سي فعاليت ميكنند.
ابر رسانههاي امپرياليستي كه تقريباً ۸۰ درصد كل اطلاعات خود را در بيش از ۱۰۰ميليون رايانه به زبان انگليسي در سراسر جهان ذخيره كردهاند و منتشر ميكنند كه پيامد طبيعي اين انحصار رسانهاي، ورود زبان، فرهنگ و خردهفرهنگ بيگانه در جامعه اسلامي است كه به مثابه يك كالاي وارداتي عارضي عمل ميكند.
اگر بخواهيم در مقابل آنها منفعل باشيم و مردم را به عنوان مخاطبان اصلي از برنامههايشان مطلع نسازيم، قطعاً دچار مشكل خواهيم شد، زيرا پيرو توطئههاي هوشمند امپرياليسم براي براندازي نظام جمهوري اسلامي، رسانهها از فنون مختلف تحريك و تحريض اذهان عمومي بهره ميبرند و از هيچ كاري هم فروگذار نيستند كه برجستهسازي تضادهاي هويتي يا قوميتي، ايجاد اختلاف ميان مردم يا مردم و مسئولان نظام، سياهنمايي در جامعه و... از جمله شيوههاي آنهاست.
در اين راستا چند سالي است كه رسانههايي مثل بي.بي.سي فارسي، V. O. A، شبكه من وتو، فارسي وان و... تنها براي حكومت ايران راهاندازي شدهاند و مجدانه فعال هستند، بنابراين بايد رسانههاي دشمن را با رسانه معرفي كنيم و به روشنگري مردم بپردازيم آنهم به كمك رسانههاي تصويري با روشهايي چون مستندسازي، بيان تاريخچه اين رسانهها، اهداف درازمدت و كوتاهمدتي كه به عهده دارند، بيان تشكيلات پشت پرده و تأثيرات شيطنتهايي كه تاكنون داشتهاند، پرداخت.
در صحنههاي جنايي معروف است كه هميشه ميگويند بايد ببينيم چه كسي يا كساني از بروز جرم سود يا زبان ميبينند.
در فضاي رسانهاي هم بايد در نظر گرفت كه از حضور و بروز اين رسانهها چه كساني سود ميبرند؟ و چرا مقر اصلي اكثراً اين ابررسانههاي حاكم دنيا در كشورهاي متخاصم و استعمارگر يا مدعي فرقههاي ضالهاي چون وهابيت و بهائيت است؟ اصلاً اهداف دولتهايي كه به هر شكل حامي مالي و معنوي آنها هستند، چيست؟ يا اگر هم مقرشان در كشورهاي استعمارگر نيست مانند العربيه و الجزيره با هدايت و كنترل آنها عمل ميكنند؟
در طول تاريخ موارد بسياري بوده است كه تنها توسط رسانهها ساخته و پرداخته شده يا با وجود اهميتي كه داشتهاند به دليل تحريم و عدمپوشش عادلانه رسانهها مغفول ماندهاند.
كشتار مسلمانان ميانمار، مالايا، اندونزي، پاچنار پاكستان و... كه رسانههاي غربي در كمال خونسردي و بيتوجهي از كنار آن گذشتند اما كمترين و كماهميتترين موضوعاتي را اگر خود صلاح بدانند بزرگ جلوه ميكنند و تيتر اخبار خود قرار ميدهند. به عنوان مثال ماجراي سگ اوباما يا مشكل خانوادگي فلان بازيكن فوتبال با همسرش و... گاه هم با ايجاد موجسازي خبري، اتفاقات خيالي را ميسازند و در دل مردم رعب و وحشت ايجاد ميكنند، مانند ايرانهراسي يا اسلامهراسي كه به شدت از راههاي مختلف در حال انجام آن هستند يا توهم وجود دشمن خارجي كه ميخواهد به امريكا حمله كند و امثالهم، به همين خاطر لازم است تا از دريچه تلويزيون به عنوان رسانه ملي و فراگير كه تمام كشور را تحت پوشش دارد اين آگاهسازي و شفافسازي ازنيات دشمنان توسط ابزار رسانهها برملا و آشكار بشود، حتي بايد مستندهايي در عرصه جهاني و بينالمللي ساخته شود تا حقايق را بيان و تصويرسازي كنند، البته شبكه پرس.تي.وي تا حدودي موفق بوده اما بايد به سمت و سوي مستندسازي جامع پيرامون رسانههاي دنيا پيش برويم و مردم را آگاه سازيم چرا كه با نزديكي انتخابات ۹۲ دشمنان به تكاپو افتادهاند و برماست كه اين افشاگريها را داشته باشيم و نقاب از چهره آنها برداريم.
با وجود اين همه پژوهشكده، پژوهشگاه و مؤسسات تحقيقاتي در عرصه رسانه و امور سياسي جاي سؤال دارد كه چرا تا به حال اين نوع روشنگريها به نحو احسن انجام نشده است؟ اگر مردم چه در ايران و چه سرتاسر دنيا كساني كه به آنها در هر شكلي خوراك خبري ميدهند را بشناسند، قطعاً در مورد اهداف نيات پشت پرده آنها شناخت پيدا ميكنند.
بهعنوان مثال چرا شبكههاي الجزيره يا العربيه رسانه و بلندگوي رسمي القاعده، بن لادن و بعثيها و... هستند يا در مورد رسانههاي فارسي چرا در چند ساله اخير اين همه شبكه فارسي زبان تأسيس شده است؟
اگر اينگونه مسائل و حقايق به صورت كامل نه مقطعي و مناسبتي تبيين و توجيه شود، به طور قطع ديگر تئوري «توطئه» معنا و مفهومي پيدا نميكند.
يادمان باشد تصوير به مراتب بيشتر از نوشتار تأثيرگذاري دارد، بهخصوص براي قشر عام جامعه كه چندان رغبتي به مطالعه ندارد، بنابراين فقط نبايد به صورت نوشتن مقاله و گزارش در حيطه كنفرانس، روزنامهنگاري و امثالهم بسنده كرد بلكه لازم است تا چنين مسئله مهمي به صورت يك پكيج كامل تصويري و نمايشي باشد و به معرفي دشمن پرداخت، آن هم دشمني كه در اين كارزار نرم فرهنگي با يونيفرم نظامي و اسلحه گرم وارد نشده است، اينبار موذيانه حتي در لباس خودي باعث تفرقهافكني و توطئه است، مثل شبكههاي فدك، شبكه اهلبيت، شبكه سلام و... كه عمداً يا سهواً آب به آسياب دشمن ميريزند و باعث دشمني ميان مسلمانان ميشوند.
اين سؤال اساسي بايد اينجا مطرح شود كه چرا چنين شبكههايي چه غولهاي رسانهاي و چه جيرهخواران غرب در قالب فعاليتهاي رسانهاي در امريكا يا انگليس حضور و بروز دارند و آزادانه فعاليت ميكنند، آن وقت رسانههاي بينالمللي ايران كه ارتباطي با آنها ندارد تحريم ميشوند.
خيلي از مردم اين مسائل را نميدانند و وظيفه رسانهها بهخصوص تلويزيون است تا روشنگري عمومي كند.
چطور است كه براي مسائلي چون راهنمايي و رانندگي در اشكال مختلف برنامهسازي ميشود ولي براي چنين امور مهمي دست روي دست گذاشتهايم و در زمانهاي خاص به صورت مقطعي اشاراتي ميكنيم.
آن هم به قول دوستي هر وقت آن سوي آبها، دشمنان چيزي را مطرح كردند تازه متوجه ميشويم كه جوابي بدهيم، به طور حتم اينگونه حركتهاي مقطعي تأثير چنداني نخواهد داشت و زود فراموش ميشوند، اگر چنين اطلاعرساني براي مردم نشود، به عنوان كشوري كه مدعي امالقراي جهان اسلام است، در مورد بيداري اسلامي كشورهاي منطقه حتي منويات و توصيههاي مؤكدانه حضرت آقا هم جفاي بزرگي كردهايم، بنابراين با دشمن بايد به روش خودش عمل كرد، اگر آنها با كمك رسانه در پي تحريف اذهان عمومي هستند، ما هم بايد با همين حربه مؤثر فعاليت كنيم و قبل از هر چيز نيات آنها را براي مردم و مخاطبان روشن و شفاف سازيم.