نظرسنجيها نيز چنين چيزي را نشان ميداد، به خصوص كه حزب ليكود براي اينكه خيالش را از پيروزي مطلق راحت كند با حزب همفكر اسرييل خانه ما به رياست آويگدور ليبرمن ائتلاف راستگرايان را تشكيل داد تا بعد از انتخابات مشكلي براي تشكيل كابينه نداشته باشد. اما نتايج روز انتخابات حكايت از مسئله ديگري دارد. اين ائتلاف توانست تنها ۳۱ كرسي را به خود اختصاص دهد، در حالي كه براي تشكيل كابينه نيازمند ۶۱ كرسي از ۱۲۰ كرسي كنست است. نتيجه انتخابات نشان ميدهد كه ائتلاف راست گرايان به همراه ديگر احزاب نزديك به آن توانستهاند ۶۰ كرسي را به دست بياورند. البته تأكيد ميشود اين ۶۰ كرسي در صورتي در اختيار نتانياهو براي نخست وزير دور سوم قرار خواهد گرفت كه وي بتواند با سهم دهي مناسب آنها را راضي نگه دارد.
در انتخابات اسرائيل احزاب ميانه رو و چپ گرا كه استراتژي يكدستي براي قرار گرفتن در برابر راست گرايان نداشتند، توانستند ۶۰ كرسي ديگر را به خود اختصاص دهند. به هر جهت انتخابات روز سه شنبه رژيم صهيونيستي از چند منظر قابل توجه است.
۱- در اين انتخابات نامي از احزابي ديده ميشود كه پيش ازاين خبري از آنها نبود. حزب چپ گراي يش آيتد (آيندهاي هم هست) كه توسط يك روزنامهنگار جوان به نام يائير لايپد رهبري ميشود تنها چند ماه پيش از انتخابات تشكيل شد. با اين وجود توانست با كسب ۱۹ كرسي در جايگاه دوم قرار بگيرد. حزب هاباييتها يهودي (خانه يهودي) به رهبري نفتالي بنت كه به تازگي تشكيل شده، توانسته است ۱۲ كرسي را به خود اختصاص دهد و بعد از حزب كارگر با ۱۷ كرسي در جايگاه چهارم قرار بگيرد. اين مسئله نشان ميدهد كه عمده احزاب تازه پا كه تند تند پيش از انتخابات شكل ميگيرند مورد پذيرش تر هستند. حمايت از اين «احزاب قارچي» نشان از آن دارد كه ساكنان سرزمينهاي شغالي خيلي زود از احزاب قديمي خود فاصله ميگيرند. حزب كاديما كه در انتخابات ۲۰۰۹ توانسته بود با ۲۸ كرسي در جايگاه اول قرار بگيرد در انتخابات روز سه شنبه هيچ كرسي به دست نياورده است اما تزيپي ليوني كه در حال زمان رياست اين حزب را بر عهده داشت، با ايجاد حزب جديدي به نام هاتنوعا شش كرسي را به خود اختصاص داده است.
۲- راست گرايان اسرائيل به ائتلاف ليكود ـ اسرائيل خانه ما، عمده تمركز خود را بر روي «امنيت» گذاشته و با حمله هستهاي به ايران به دنبال جلب آرا بودند. آنها از ابتدا با اين چشم انداز كه در آينده نيز كابينه را دست خواهند داشت، كنست را به سمت انحلال كشاندند. در حالي كه انتخابات روز ۲۲ ژانويه نشان داد كه مردم اگرچه در سرزمينهاي اشغالي در امنيت نيستند اما بر خلاف راست گرايان، خواهان بازسازي ساختارهاي اقتصادي و همچنين مشكلات اجتماعي هستند. آنها امنيت را از دريچه «صلح» ميبينند. همان مسئلهاي كه نتانياهو اصلاً به آن نميانديشد و در اين راه حاضر است با امريكا رويارو شود.
۳- مقامات تل آويو در انتخابات رياست جمهوري امريكا به شدت عليه باراك اوباما موضع گرفته و براي پيروزي ميت رامني، كانديداي جمهوريخواه اين كشور تلاش كردند. بيشك كاخ سفيد با حضور اوباما نميتواند اين رويكرد را ناديده بگيرد. از اين رو با توجه به فقدان استراتژي در احزاب ميانه رو چپ از آنها حمايت كرد تا اتئلاف راست نتواند به راحتي پيروزي را از آن خود كند تا از اين طريق از نتانياهو «انتقام انتخاباتي» شيمون پرز نيز به عنوان رئيس اين رژيم كه در حال حاضر بايد نتانياهو را براي تشكيل كابينه معرفي كند، علاقه چنداني به اين طيف نداشت و در اين مسير با اوباما همداستان است. از اين رو ميتوان انتظار داشت كه نتانياهو نتواند در ائتلافي بزرگ تر ۶۱ كرسي را به دست بياورد تا كابينه را تشكيل دهد، به خصوص كه عمده چپگرايان و ميانه روها به صراحت اعلام كردهاند كه در كابينه وي شركت نخواهند كرد. در اين صورت طيف دوم بايد براي تشكيل كابينه تلاش كنند.
۴- با توجه به اينكه هر دو طيف (راست گرايان در برابر ميانه روها و چپها) ۶۰ كرسي را از آن خود كردهاند ميتوان گفت كه هيچ گروهي نتوانند به راحتي ائتلافي يكدست تشكيل دهند. همين مسئله باعث ميشود تا روند كابينهسازي در اين رژيم طولاني شود. در چنين شرايطي تل آويو در پيگيري سياستهاي خارجي و منطقهاي خود به خصوص در قبال ايران با مشكل مواجه خواهد شد. آنگونه كه نتانياهو القا كرده، ايران و فعاليتهاي هستهاي آن نقطه كانوني بحران اين رژيم است بنابراين بايد با آن مقابل كرد. اين در حالي است كه اگر تل آويو كابينهاي نداشته باشد، نميتواند به راحتي در اين زمينه اقدام كند. از اين رو تا مدتها خبري از فريادهاي حمله به ايران از سوي كرسي رسمي اين رژيم شنيده نخواهد شد. با اين وجود عوامل اطلاعاتي و امنيتي رژيم اقدامات سايبري عليه مراكز هستهاي ايران و همچنين شناسايي دانشمندان آن را متوقف نخواهد كرد.
۵- مسئله بعدي به تحولات منطقه خاورميانه باز ميگردد. به هر جهت تغييراتي كه انقلابات منطقه تا كنون ايجاد كرده، آرايش سياسي را در حوزه خاورميانه به هم ريخته است. اين تغيير مسئله فلسطين با رژيم صهيونيستي را حساستر كرده و افكار عمومي را بيش از گذشته آگاه كرده است. حمله به سفارت اين رژيم يكي از نقطههاي اوج اين تحول بوده است. بر اساس همين تغييرات منطقهاي و همچنين قدرت يابي فلسطين است كه اسرائيل در جنگ سوم خود در چند سال اخير تنها هشت روز دوام آورد. بنابراين نميتوان سخن سخنگوي حماس را در برابر اين تغييرات ناديده گرفت كه پيروزي حماس در جنگ هشت روزه علت كم شدن اقبال به بنيامين نتانياهو است.