مرد پرتغالي ديروز در واكنش به خبر خداحافظي شماره يك تيمملي، براي او آرزوي موفقيت كرد و گفت تا زماني كه او سرمربي است رحمتي ديگر جايي در تيمملي ندارد، يك اخراج محترمانه كه تفاوت مربيان خارجي و برخي مربيان داخلي را به خوبي نشان ميدهد و ميتواند يك كلاس درس براي مربياني باشد كه ميخواهند تازه كارشان را شروع كنند.
وقتي رحمتي ميگويد خسته است و حاضر نيست براي تيمملي كشورش بازي كند، كرش بدون اينكه توجه كند كه اين بازيكن، دروازهبان شماره يك تيمملي است و با فاصلهاي تقريباً زياد بهترين شماره يك ايران، او را كنار ميگذارد، حتي لحظهاي هم ترديد نميكند كه ممكن است با از دست دادن رحمتي، دروازهبانان ديگر نتوانند مانند او بدرخشند و سهمي در بردهاي تيمملي داشته باشند. در اصول كرش او حتي براي ستارهها هم حاشيه امنيتي قائل نيست و آنها را تافته جدا بافته نميداند.
براي كارلوس كرش بالاتر از نام يك ستاره، يك تيم قرار دارد، تيم يا مجموعهاي كه ميگويد بايد تمام توانشان را براي موفقيت ايران بگذارند و كم نگذارند. به عقيده مرد پرتغالي كسي كه پيراهن تيمملي كشورش را ميپوشد بايد با جان و دل براي پيروزي تيم تلاش كند و عرق بريزد. ديگر اينجا نام آن ستاره مهم نيست بلكه درخشش او در زمين است كه كارنامهاش را مشخص ميكند.
وقتي يك بازيكن يا حتي يك ستاره نميتواند با اين شرايط كنار بيايد و حاضر نيست براي تيمملي از خودش بگذرد و خستگي را بهانه ميكند واكنش مرد پرتغالي هم قاطعانه است. او ميگويد تيمملي جاي چنين بازيكني نيست و ستارهاي كه دلش با تيمملي نيست بهتر است كنار بنشيند. رفتار كرش نقطه مقابل برخي مربيان ايراني است كه به هر قيمتي حتي از دست رفتن ابهتشان، با بازيكنان مطرح كنار ميآيند و كاري نميكنند كه دست و دل اين ستارهها بلرزد تا جايي كه اين بازيكن به خودش جرئت ميدهد حتي براي مربي هم خط و نشان بكشد و مربي هم چون ميداند كه به او احتياج دارد واكنشي نشان نميدهد و با ساز اين بازيكن ميرقصد.
نمونه اين اتفاقات در فوتبال ايران زياد است و اين بار هم شايد مهدي رحمتي با همين پيش زمينهاي كه از كار با مربيان داخلي داشت تصور ميكرد كه كرش هم مانند بقيه واكنش نشان خواهد داد. پس از شنيدن خبر دعوت داوري به تيمملي، رحمتي كه ميبيند يك رقيب براي او پيدا شده خستگي را بهانه ميكند و ميگويد مدتي نميخواهد براي تيمملي بازي كند تا شايد مرد پرتغالي از خير دروازهبان دورگه بگذرد و رحمتي را با سلام و صلوات به تيمملي برگرداند. رحمتي تصور ميكرد مربيان تيمملي به دنبال او خواهند رفت و با دلجويي، خواهند خواست به تيمملي برگردد.
مانند بيشتر مربيان ايراني كه در موقعيت مشابه، حاضر نيستند ستارهاي مانند رحمتي را از دست بدهند و هر طور شده او را بر ميگردانند اما رحمتي اشتباه كرد، كرش مانند بعضي مربيان ايراني نبود كه اصولش را براي منصرفكردن ستاره ناراضي زير پا بگذارد. او ميگويد براي خودش اصولي دارد و بازيكني كه به هر بهانهاي بخواهد از زير اين اصول شانه خالي كند ديگر جايي در تيمملي ندارد، مانند همين اتفاقي كه درباره رحمتي افتاد تا حساب كار دست بقيه بازيكنان هم بيايد كه اشتباه رحمتي را مرتكب نشوند و البته يك درس براي مربيان ايراني كه در چنين موقعيتهايي، يك تيم را فداي يك ستاره نكنند!