يك روز عدهاي در جامعه منتشر ميكنند كه پارازيتهاي ماهوارهاي سرطانزاست؛ مردم سرشان درد ميگيرد يا مثلاً براي هر بيماري و ناخوشي ديگري، وقتي به اين يك عده (كه پزشك هم هستند) مراجعه ميكنند، جواب ميشنوند: «علت بيماري شما پارازيتهاي ماهوارهاي است». افراد مبتلا به سرطان كه به همين يك عده مراجعه ميكنند، جواب ميشنوند: «پارازيتهاي ماهوارهاي باعث ابتلاي شما به سرطان شده». جنين زوجها كه سقط ميشود، همين يك عده به آنها ميگويند: «پارازيتهاي ماهوارهاي مقصر هستند.»
همزمان عدهاي ديگر، در واكنش به اين حرف و حديثها، با قاطعيت هرچه تمام ميگويند كه سرطانزا بودن پارازيتهاي ماهوارهاي صحت ندارد. همين ديروز، محمداسماعيل اكبري، رئيس مركز تحقيقات سرطان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در نشست شوراي سياستگذاري راديو سلامت كه با موضوع تأثير امواج راديويي و پارازيتها در سلامت برگزار شد، اظهار كرد: «از نظر علمي، تأثير پارازيت بر سلامت، مردود است و قابل استناد نيست.» البته او اين نكته را هم تصريح كرد كه عدهاي با اهداف سياسي چنين شايعهاي را در جامعه منتشر كردهاند.
ما هم قبول داريم كه عدهاي همه چيز را سياسي ميبينند حتي دوزرده بودن تخم مرغ را! به خاطر همين هم با آنها كه مبتلا به بيماري «همه چيز را سياسي ديدن» هستند، هيچ كاري نداريم! اما مدتهاي مديد و ساليان متمادي است كه عدهاي پچپچ و گروهي هم در رسانهها مصاحبه ميكنند كه «پارازيت، سرطانزاست». خيليها هم باورشان شده كه سرطان، ارمغان پارازيتهاي ماهوارهاي است. در چنين شرايطي با اين «باور»- چه درست و چه غلط- چه كنيم؟! شكل گرفتن «باور به سرطانزا بودن پارازيت» - چه درست و چه نادرست- نقش تلقيني بسيار پررنگي را ايفا ميكند و حتي اگر اين امواج واقعاً سرطانزا هم نباشند، تلقين سرطانزا بودن آن، كار خودش را ميكند و افرادي كه باورشان شده، در معرض خطر قرار ميگيرند.
اين يك اصل است: «ترس از ابتلا به يك بيماري، ۵۰ درصد، احتمال مبتلا شدن به آن را افزايش ميدهد.» اما سؤال اصلي اينجاست كه اگر اين امواج سرطان نميآورند چرا عدهاي سخن خلاف واقع ميگويند؟! هدف اين افراد از چنين اقدامي چيست؟ و چرا با اين اشخاص كه با سلامت و روان مردم بازي ميكنند، برخورد نميشود؟ و اگر اين امواج واقعاً سرطانزا هستند، چرا جواب درست و درماني به پرسش افكار عمومي در اين باره داده نميشود؟ ما كه حسابي گيج شديم! فكر كنم بهترين راه براي رسيدن به پاسخ اصلي، تسليم شدن به اين رؤياست كه خيال كنيم پارازيت جان دارد و حرف ميزند و خودمان از او بپرسيم: «اي پارازيت! خودت بگو؛ سرطانزا هستي يا نه؟!»