جوانآنلاين: «اكبر سلطانعلي» بازيگر و هنرمند گمنامي است كه در سريال «يلدا» ايفاگر نقش «مالك» بود. اين هنرمند كه در شهرستان شاهرود نوازنده و مدرس «دوتار» است.موسيقي را بصورت تجربي آموخته است ودستگاههاي موسيقي را به خوبي ميشناسدو بر اساس اين شناخت به هنر «آواز» در موسيقي اصيل ايراني گرايش دارد وي آثار قابل قبولي در اين رشته دارد. از نمونههاي آن كه حالت عموميتري دارد آواز تيتراژ آغازين سريال مختارنامه (برخيزكه شور محشرآمد...) را ميتوان» نام برد. اين هنرمند اصيل و با اخلاق بجز آواز تيتراژ ابتدايي سريال مختارنامه در قسمتهاي پاياني سريال يلدا نيز اشعاري ازمتون تعزيه را خوانده است وي در حال حاضر در كنار هنر موسيقي به نازككاري چوب ساخت سازهاي اصيل ايراني و درودگري اهتمام دارد و تاكنون به ساخت چند فيلم كوتاه و داستاني مبادرت نموده است كه براي فيلم مستند موفق به دريافت لوح تقدير و ديپلم افتخار از جشنواره فيلم كوتاه شده است. با اكبر سلطانعلي كه از بستگان (عمه زاده)برادران ميرباقري است گفتوگويي ترتيب دادهايم كه تقديم ميشود.
جناب سلطانعلي در ابتدااز نسبت تان با برادران ميرباقري بگوييد؟ واقعيت اين است كه من و آقاي داوود ميرباقري از بچگي با هم بزرگ شدهايم و ايشان پسردايي من است و با هم همسن و همدرس بوديم.
خودشما هم اهل شاهرود هستيد؟ بله، من شاهرودي هستم.
شما كه اين قدر به آقا داوود ميرباقري نزديك بوديد، از علايق هنري ايشان در دوره، كودكي بفرماييد.
راستش ما زماني كه با هم مدرسه ميرفتيم، علاقه زيادي به مقوله هنر داشتيم. بخصوص آقاي ميرباقري كه در همان دوران كودكي ، «هنر» واقعاً در خونش بود و به هنر علاقه عجيبي داشت ضمن آنكه از ذهن سرشار و قلم توانايي برخوردار بوده و هستند.
ناگفته پيداست كه با توجه به شاخصههاي نقش «مالك» ،كه به نقش «رستم» در مختار نامه شبيه است، مالك از ابتدا براي شما نوشته شده درست است؟ بله همين طور است. نقش مالك را در ابتدا آقا داوود و آقا حسن كه تصميم به نگارش آن داشتند به من پيشنهاد كردند و بنده هم ابتدا به نقش فكر كردم و آنرا پذيرفتم و آهسته به آهسته در قالب نقش قرار گرفتم و در نهايت وقتي به نقش رسيديم، با تواني كه داشتيم آن را بازي كردم.
اگر روي نقشهاي شما در كارهاي آقاي ميرباقري متمركز شويم. در مي يابيم در زندگي خصوصيتان رمز و رازي با اسب و اسب سواري و پرورش اسب داريد، در اين مورد توضيح دهيد. من از زمان كودكي به اسب علاقه فراواني داشتم و از بچگي با اين حيوان ارتباط داشتهام و با ا ين حيوان زندگي كردها م. مثلاًمن در مختارنامه سرپرست ۱۰۰ سواركار ويژه بودم و سواركاري را در حد حرفهاي كار كردهام منظور از سواركاري حرفهاي سواركاري و پرورش و نگهداري علمي اسب است.
شما چطور به شخصيت «مالك» رسيديد؟ من وقتي از داستان مطلع شدم. برادران ميرباقري براي من در مورد نقش توضيح دادند و من مدام به ذهنم رجوع ميكردم تا ببينم با چه كساني برخورد كردهام كه خصوصياتي مثل خصوصيات مالك داشتهاند و در نهايت با يادآوري رفتار و گفتار بعضي از كساني كه در گذشته ديده بودم، توانستم به نقش به نقش مالك برسم.
از چه زماني فعاليت هنري را آغاز كرديد؟ من از حدود ۳۰ سال پيش كار هنر را آغاز كردم.آن زمان با امكانات بسيار كم و حتي نبود امكانات در شهرستان به سختي كارهاي هنري رابا شور و عشق ادامه ميداديم.درآن زمان در تئاتر معمولاً در پشت صحنه فعاليت داشتم وهر چه كه پيش آمديم بيشتردر كار تصويرودر حوزه فيلم كوتاه فعاليتم را ادامه دادم بطوري كه خود من تاكنون چند فيلم كوتاه ساختهام. و در جشنواره فيلمهاي كوتاه براي فيلم مستند «كوچ» ديپلم افتخار و جايزه گرفتم. و در چند سريال و فيلم حرفهاي مثل «ماه نو» و «عيدانه» بازي داشتهام.در صدا و سيماي استاني هم حدود ۳۰ كار فيلم و سريال كار كردهام. كار تئاتر را هم براي جشنوارهها كار ميكرديم و در كنار اينها كار موسيقي را نيز ادامه ميدادم.
در حوزه موسيقي چه رشتههايي را دنبال ميكنيد؟ من از زمان بچگي در مورد موسيقي فولكلور تحقيق ميكردم و تمام رمز و رازهاي موسيقي را سينه به سينه دنبال كردم ازطرفي ضمن اينكه دوتار مينوازم، كار تدريس دوتار را هم انجام ميدهم.
آنطور كه ما شنيده ايم صداي خوب جزء نعمتهايي است كه گاهاً يك خانواده از آن برخوردار ميشوند.مثلاًمي بينيد پدر و پسر و نوه و ... صداي خوب دارند. با اين وجود شما جزء اين افراد هستيد؟ بله همين طور است. نه تنها صداي خوب بلكه گاهي استعداد و علاقه به موسيقي هم به صورت موروثي در يك طايفه ديده ميشود. مثلاً پدر خود من يكي از نوازندگان حرفهاي «ني» بود و صداي بسيار خوبي براي خواندن موسيقي داشت. و خوشبختانه من هم از اين نعمت خانوادگي سهم بردهامو گذشته از كار موسيقي ، در ايام شهادت ائمه اطهار (سلام الله عليه)نوحه سرايي مي كنم.
در يكي از سكانسهاي پاياني سريال يلدا يك صحنه تعزيه اجرا كرديد كه در همان لحظه اشراف شما بر دستگاههاي موسيقي مشخص شد و به نظر ميرسيد گذشته از صداي خوب در اجراي تعزيه هم تخصص داريد. آيا در حوزه تعزيه هم فعاليت داشتهايد؟ خواندن كه درست است. خوشبختانه من موسيقي را ميشناسم اما در مورد تعزيه اطلاعاتي حرفهاي ندارم و تعزيه خوان نيستموفقط نوحه مي خوانم اما از زمان كودكي خيلي به تماشاي تعزيه علاقه داشتم و همين علاقه باعث شد كه كمكم فهميدم تعزيه خوان اشعار تعزيه را در دستگاه سه گاه ميخواند و يك مقدار تعزيه وا شعار آن در دستگاه دشتي خوانده مي شود كه اين دستگاه مختص به روضه خواني حضرت عباس (عليه السلام) بود بعضيها هم اين دستگاه را به نام «رجز» و « رجز خواني» ميشناسند كه من در همان سكانس از سريال يلدا يك بخشي از اشعار را به صورت رجز خواني يا دشتي خواندم و يك بخش كوتاهي هم به صورت سه گاه اجرا كردم.
با توجه به تجربه موفقي كه در خواندن تيتراژ ابتدايي مختار نامه(برخيز كه شورمحشر آمد» داريد، چرا تيتراژ سريال يلدا را خودتان نخوانديد؟ راستش دوستان براي خواندن تيتراژ سريال يلدا هم به من پيشنهاد كردند، اما متأسفانه به خاطر كمبود وقت نتوانستيم اين كار را عملي كنيم.
جناب سلطانعلي در صورت امكان بفرماييد كه مشخصاً چه شغلي را دنبال ميكنيد؟ چون متأسفانه امروزه روز نميشود به واسطه فعاليت هنري امرار معاش كرد. در اين مورد توضيح دهيد؟ شغل اصلي من به كار چوب برميگردد. از ساخت سازهاي موسيقي ايراني بگيريد تا درست كردن ميز و صندلي و تخت و... وكار هنر را در كنار شغل اصليام كه كار چوب است ادامه ميدهم.
اگر در پايان صحبت خاصي داريد كه عنوان نشده ، بفرماييد. نخير حرف خاصي نيست جز اين كه با يد از تمام گروه توليد سريال يلدا تشكر كنم همچنين از مردم خوب و شريفمان كه كار ما را با حوصله و علاقه دنبال كردند